تبليغاتX
مقالات آموزشي و پرورشي
نوشته هاي گذشته

هفته چهارم آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
هفته چهارم خرداد 1384
هفته سوم خرداد 1384
هفته دوم خرداد 1384
هفته اوّل خرداد 1384

مشخصات



 
شمارش گر

Counter
 
لينك به وبلاگ

 

 


پيوندها



تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪ دريافت كارنامه تحصيلي معمولا براي دانش‌آموزان و والدين آن‌ها با اضطراب و دلهره همراه است و اين استرس در ميان دانش‌آموزاني كه به هردليل امتحان خود را باموفقيت برگزار نكردند، بيشتر ديده مي‌شود. بدون شك همه دانش‌آموزان در امتحانات نتايج دلخواه و مناسب را بدست نمي- آورند و علت اين مساله نيز به عوامل مختلفي بستگي دارد. ويژگي‌هاي فردي دانش‌آموز، عوامل آموزشگاهي، خانوادگي و اجتماعي مي‌تواند در نحوه نتيجه‌گيري دانش‌آموز موثر باشد اما برخي از والدين بدون توجه به اين مسايل، نتايج ضعيف درسي فرزندان خود را بر نمي‌تابند و پس از اطلاع از نمرات ضعيف فرزند خود، به آن‌ها برچسب‌هاي ناروايي مي‌زنند. زدن برچسب نه تنها هيچ كمكي براي پيشرفت تحصيلي دانش‌آموز نمي‌كند بلكه در اغلب موارد دانش‌آموز را از اشتياق ادامه تحصيل و كسب موفقيت درسي هم باز مي‌دارد. صدور كارنامه‌هاي دانش‌آموزان دوره‌ابتدايي و بعداز آن دوره راهنمايي چند روز ديگر آغاز مي‌شود و باتوجه به سنين دانش‌آموزان ياد شده، نحوه برخورد با نتايج تحصيلي اين گونه دانش‌آموزان ضروري به نظر مي‌رسد. يك برخورد نامناسب مي‌تواند همه تلاش‌هاي والدين، معلمان و مسوولان مدرسه را باناكامي روبه‌رو كند و به يقين اين نتيجه مورد نظر هيچ يك از عوامل ياد شده نيست. كارشناسان تربيتي به خانواده‌ها توصيه مي‌كنند كه هنگام دريافت كارنامه دانش‌آموزان و اطلاع از نمرات ضعيف فرزندان خود، مواظب روح و روان آن‌ها باشند و از سخت‌گيري و بي‌احترامي نسبت به آن‌ها پرهيز كنند.

* مواظب شخصيت فرزند خود باشيد. به او برچسب‌هايي نظير تنبل، كودن، بي عرضه و غيره نزنيد بلكه با تاكيد بر نقاط مثبتش در وي انگيزه فعاليت ايجاد كنيد.

* در هنگام دريافت كارنامه، بهتر است او را در موقعيت‌هايي قرار دهيم كه فعاليت‌هايش توام با موفقيت و تجربه‌هاي شيرين باشد.

* همواره سعي كنيد توانمندي‌هاي او را مد نظر قراردهيد نه ضعف‌هاي او را.

 * به تفاوت‌هاي فردي فرزندتان توجه كنيد، مبادا او را با ديگران مقايسه كنيد بلكه تنها مي‌توانيد نمرات او را با يكديگر مقايسه كنيد.

* توقع و انتظار از فرزندتان در حد توانايي‌هايي او باشد.

 * وقتي نمرات فرزندتان ضعيف است تنها او را مقصر ندانيد و اين پرسش‌ها را از خود بپرسيد كه آيا الگوي تلاش و جديت براي او بوده‌ايد؟ آيا جريان تحصيل او را پيگيري كرده‌ايد؟ آيا محيط خانه براي درس خواندن آماده بود؟ آيا دوستان او را مي‌شناسيد؟ و آيا ضعف جسماني و بيماري نداشت؟

 * چنانچه نمره خوب يا نسبتا خوب در كارنامه وجود دارد به آن اشاره كنيد. اگر همه نمرات درسطح پايين است باز مي‌توانيد از نمرات ديگر بالاتر اشاره كنيد و سپس علت ضعيف بودن نمرات را از فرزند خود جويا شويد و به به فرزندتان بگوييد چه كمكي از دست ما بر مي‌آيد.

* با يكديگر همه راه‌هاي ممكن را بررسي كنيد و به او اطمينان دهيد كه شما حامي او هستيد، او را دوست داريد. * اگر بعداز بررسي علل، درصدد رفع ضعف خود است، تا آن‌جا كه امكان دارد شرايط فعاليت را براي او آماده كنيد و به فرزند خود قوت قلب دهيد و متذكر شويد كه هنوز دير نشده‌است.

 * با نگاهدقيق به كارنامه نمرات درس‌هاي مختلف را با ميانگين درس‌هاي كلاس مقايسه كنيد و نمرات خوب و خوب‌تر را مورد توجه قرار دهيد و براي تلاشي كه در كسب آن‌ها صورت گرفته وي را تحسين كنيد.

 * با كمك و تمايل فرزند خود،برنامه‌اي براي آمادگي و مرور درس‌هاي تجديدي براي او تنظيم‌كنيد تا دانش‌آموز از هم‌اكنون به فكر امتحانات مجدد (شهريور ماه) باشد.

 * عدم موفقيت دانش‌آموز در درس‌ها نبايد سبب محروميت اواز تفريح، مسافرت، گردش با دوستان و استراحت شود بلكه بايد براي همه كارهاي او برنامه‌ريزي كرد زيرا فرزند شما به همه آن‌ها نياز دارد.

* فراموش نكنيم كه دانش‌آموز ناموفق نيز مانند ساير دانش‌آموزان حدود ‪۹‬ ماه تلاش كرد و براي موفقيت در امتحانات و ورود به سال تحصيلي آينده، نياز به گردش و تفريح و استراحت كافي دارد.

 * بامشاورمدرسه نيز مشورت كنيد تا شمارا در پيداكردن بهترين راه‌حل و علت مشكل ياري كند.



( شنبه هفتم خرداد 1384  |  14:34   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم. در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است .اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد .بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.

 شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران : 1)صريح وصادق بودن: سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.

 2- احساسات خود را بيان كردن: بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن : درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

 4- همدلي وهمدردي كردن: سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .

 5- شنونده خوبي بودن: شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

 6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها: براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

 7- شخصيت افراد در نظر گرفتن: بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

 8- تقويت نمودن عزت نفس : براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

 9- محترم شمردن احساس طرف مقابل : همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

 10- سكونت نمودن : سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

 11- عدم افراط در موعظه: منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .

 12- وقت وموفقيت شناس بودن : يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .

 13- مخالف نمودن به شيوه مناسب : ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .

 14)يكي بودن قول وعمل : سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باشي تهيه كننده : سايت  تاپ ايران



( شنبه هفتم خرداد 1384  |  8:13   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

وزن مغز 3 پوند مي باشد و هر روز هزار تاي آن از بين مي رود. اين عضو مهم كم به كار گرفته مي شود و هيچ آموزش درستي درباره استفاده از آن داده نشده است . فكر كردن يك مهارت است و بنابراين مي تواند آموخته شود .متاسفانه در مدارس ،دانشگاهها و مراكز آموزشي بندرت آموزش داده مي شود.يك مطالعه تازه در آمريكا نشان داد كه همبستگي زيادي ميان ضريب هوشي بالا و خلاقيت ،استقلال،حس كنجكاوي،معلومات رواني در كلام يا فعاليت وجود ندارد. مغز داراي دو نيمه است كه به وسيله رشته اي از تارهاي عصبي به هم مربوط شده است .هر نيمه فعاليتي متفاوت را انجام مي دهد. طرف چپ مغز بيشتر با فعاليتهاي علمي سروكار دارد مانند منطق ،استدلال ،استنتاج و تحليل. طرف راست با فعاليتهاي هنري مربوط است مانند موسيقي ،تصور خلاق،رنگ و هنر. بيشتر فعاليتها نياز به آن دارد كه هر دو طرف در زمانهاي مختلف به كار افتد تا توازني پديد آيد.تجزيه و تحليل مسائل كار طرف چپ است ولي يافتن راه حلي مناسب مي تواند از وظايف ناحيه راست باشد. پديد آوردن راههاي مختلف تصميم گيري كاري تصوري است و مقايسه اين راه كارها با هدفهاي اصلي ، فعاليتي منطقي و مربوط به طرف چپ است .هنرمندان بايد داراي قرينه سازي و طراحي و نيز شناخت تناسب رنگها باشند،دانشمندان نياز دارند كه از موانع منطقي پرش نمايند تا اكتشافها ي تازه اي بكنند. گفته مي شود انيشتن نوعي تفكر خيالي را شروع كرده بود و مي پنداشت كه برروي اشعه خورشيد سفر مي كند،بدين سان وي اين حالت درون بيني و بصيرت را بدون ارتباط منطق ي دنبال مي كرد.اين دو نيمه مغز در دو طرف،دو شيوه تفكر جدا از هم را پديد مي آورند.لذا انسان داراي دو نوع تفكر مي باشد: 1-تفكر متقارب (به نزديك شونده ) Convergent 2-تفكر متباعد (از هم دور شونده) Divergent

تفكر متقارب تفكر متقارب هميشه كوشش م يكند كه به سوي يك راه حل،شعاع هاي خود را تنگ و متمركز كند.آن تفكري است استقرايي منطقي و داراي تطابق زماني ،و اين شيوه انديشيدن است كه مديران آن را طبيعي ترين نوع مي دانند.

 تفكر متباعد تفكر متباعد آن است كه پاره كند و در هم بشكند تا از طرح موجود دور شود .ديناسور،رهبر پيشين بازار جهان حيوانات ،از سازگاري و پيشرفت سرباز زد.ناگهان تعييري در وضع بازار،گونه هايي را محو و نابود كرد.عبرتي براي ما.                                                                   نوشته جان لاكت



( جمعه ششم خرداد 1384  |  20:49   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

۱ - هلن كلر خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري را نمي توان انجام داد . 

۲-  گوته كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. 

۳- سقراط يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد .

۴-  ژاك دوال اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ، بنده هيچ چيز مشو . 

۵- فرانسيس بيكن آنچه مردم را دانشمند مي كند ،مطالبي نيست كه مي خوانند بلكه چيزهايي است كه ياد مي گيرند.

 ۶- جرج برنارد شاو آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند. 

۷-  ديل كارنگي فكر خوب معمار و آفريننده است .

۸- پاسكال انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند . 

۹-  اديسون تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم .

۱۰- ارنست ديمنه افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد .

۱۱-  انيشتين فكر كردن،سخت ترين كار بشر است .

۱۲-  جبران خليل جبران آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت من بار ديگر متولد شدم

۱۳ - ويكتور هوگو الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان كشف كرد. 

۱۴-  مارك تواين مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد.

۱۵-  هربرت اسپنسر فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند. 

۱۶-  كارلايل هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است

۱۷- پاسكال آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است .



( پنجشنبه پنجم خرداد 1384  |  19:8   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

خانواده و خلاقيت بدون شك خانواده مهم ترين نقش را در كنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت دارد.اگر خانواده فرصت هاي لازم را براي سوال كردن ،كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهد و هرگز آنها را تنبيه نكند،زمينه را براي رشد خلاقيت فراهم مي كنند.تنبيه و تهديدهاي مكرر،آفت خلاقيت هاي ذهن است .فرزندان خلاق در خانه به آرامش رواني ،اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي نياز دارند. هر چند شواهد كامل نيست ،اما برخي تحقيقات نشان مي دهد كه والدين كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي بيشتري نشان مي دهند ،كودكان خود را آن گونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوي درباره اشياء و امور تشويق مي كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي كنند. لذا شايسته است والدين تا آنجا كه امكان دارد كودكان خود را مستقل بار آورند و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان را ياري كنند و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا شوند و هنگام شكست ، به جاي سرزنش راهنما و راهگشاي مشكلات كودكان خود باشند،تا كودكان بتوانند ضمن احساس ارزشمندي در انجام كارها ،راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن را نيز بيازمايند، چراكه چنين كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است .

 مدرسه و خلاقيت كودكان علاوه بر خانواده ،مدرسه نيز نقش بسيار مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد.سن ورود به مدرسه سن بسيار حساس و بحراني در ارتباط با خلاقيت هاي ذهني است . عواملي چون تكاليف درسي ،تاكيد بر محفوظات ، اجراي برنامه هاي هماهنگ و انتظار رفتارهاي يكسان از كودكان ، عدم توجه به تفاوت هاي فردي ،عدم شناخت يا بي توجهي به ويژگي هاي كودكان خلاق سبب مي شود كه قدرت خلاقيت آنان به تدريج كاهش يابد .براي اينكه مدرسه بيشترين نقش را در پرورش و خلاقيت كودكان داشته باشد، روانشناسان پيشنهاد كرده اند كه در مدارس مسائلي را كه به ياد گيرندگان ارائه داده مي شود طبقه بندي كنيد و دستاوردهاي خلاق يادگيرندگان را مورد تشويق قرار دهيد. همچنين مدارس نبايد تجارب كودكان را به موارد بخصوصي محدود كنند و نسبت به اختلافات فردي يادگيرندگان با احترام برخورد كنند و در پرورش استعداد هاي ويژه آنان بكوشند.



( پنجشنبه پنجم خرداد 1384  |  11:14   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 برخي معتقدند كه بين آزمون هاي هوش و آزمون هاي خلاقيت از لحاظ توانايي هاي مورد اندازه گيري هم پوشي زيادي وجود دارد و در كل جمعيت بين نمره هاي آزمون هاي هوش و آزمون هاي خلاقيت همبستگي مثبت ديده مي شود. البته برخي ديگر معتقدند همبستگي بين آزمون هاي هوش و آزمون هاي خلاقيت همبستگي مثبت ديده مي شود . البته برخي ديگر معتقدند همبستگي بين آزمون هاي خلاقيت و هوش بسيار پايين است .بنابراين از روي نمرات هوش كودكان نمي توان ميزان خلاقيت آنها را پيش بيني كرد .به طور كلي چنين به نظر مي رسد كه آزمون هاي خلاقيت ،دسته اي از ويژگي هاي ذهني را مي سنجند كه آزمون هاي هوش قادر به اندازه گيري آنها نيستند .اين وضعيت درباره رابطه بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي نيز صادق است ، بدين معني كه بين نمرات آزمون هاي خلاقيت و نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي نيز ضريب همبستگي بالايي به دست نيامده است ، اما با وجود همبستگي ناچيز بين نمرات آزمون هاي هوش و پيشرفت تحصيلي نبايد انتظار داشت كه افراد خلاق را در ميان افراد داراي هوش پايين يافت . والدچ و رانكو ضمن تاييد اين مطالب اظهار مي دارند كه داشتن حداقلي از هوش ، براي خلاقيت ضروري به نظر مي رسد.بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد افراد باهوش بالاتر از حد متوسط معمولا در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بالايي مي گيرند.البته از سطح هوشي معيني به بالا (مثلا بالاتر از 120) رابطه بسيار ناچيزي بين هوش و نمره هاي خلاقيت ديده مي شود. چه بسيار كودكاني باهوش بهره هايي بسيار بالا ، در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بسيار پاييني دارند و از سوي ديگر كودكاني كه از لحاظ هوش مختصرص بالاتر از حد متوسط هستند،اما در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بسيار بالايي به دست مي آورند.نتيجه اينكه گرچه خلاقيت بسيار پيچيده است ،ولي انجام يك عمل خلاق يا كارهاي برجسته و فوق العاده صرفا نتيجه ضريب هوشي بيشتر و بالاتر نيست. حال اين پرسش پيش مي آيد كه هوش و خلاقيت ،دو مفهوم مترادف يا دو خصوصيت كاملا متفاوتند؟ روانشناسان براي پاسخ به اين پرسش با استفاده از روش تحليل عوامل يا الگوهايي از ساخت توانايي هاي ذهني انسان بدست آورده اند كه از جمله آنها الگوي اسپيرمن ،ورنون،ترستون و گليفورد است . در الگوي اسپيرمن و ورنون ، خلاقيت يكي از عوامل گروهي كوچك و محدود است كه در سطح استعداد عددي يا ميكانيكي به شمار مي آيد، ولي گليفورد با كنار گذاشتن مفهوم هوش عمومي ،خلاقيت را يكي از پنج عمل اصلي ذهن مي داند و از آن تحت عنوان تفكر واگرا در برابر تفكر همگرا سخن مي گويد .آزمايشات والاج و آندرسون و كروبلي نشان داده است كه افراد خلاق طبقات ادراكي گسترده تري از محيط مي گيرند و در واقع مي توان گفت كه گسترش طبقه ادراكي يكي از مشخصات بارز افراد خلاق است . حذف يا سانسور شناختي در فرد خلاق كمتر صورت مي گيرد و از سويي توجه گسترده او به محيط سبب مي شود كه در آن واحد ، با عناصر متعددي سروكار داشته باشد و به اشتباه كردن و تجديد نظر در رفتار عادت كند.در نتيجه نسبت به ديگران انعطاف پذيري ذهني بيشتري دارد.دل به دريا مي زند و راه حل هاي گوناگون را مي آزمايد.مك كينون بر مبناي چند معيار مختلف خصوصيات فردي گروه برجسته اي از معماران ،نويسندگان و رياضيدانان را بررسي كرد.



( پنجشنبه پنجم خرداد 1384  |  7:30   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 ويژگي هاي تفكر خلاق عبارتند از: 1-خلاقيت در ارتباط با ميل ،رغبت و آمادگي شديد اتفاق مي افتد.

 2-خلاقيت كار در نهايت ظرفيت شخصي را در بر مي گيرد،نه در حد معمول آن .

 3-خلاقيت، تنظيم مجدد، بسط يا تفسير و يا بازسازي انديشه ها،نظريه ها و يا عقايد را در بر مي گيرد.

4-خلاقيت به يك مكاني دروني براي ارزشيابي بيشتر از مكان بيروني آن احتياج دارد.

5-خلاقيت بعضي اوقات ، از طريق پرهيز از درگيري شديد براي مدتي به منظور اجازه دادن به بروز جريان آزاد فكر تسهيل مي شود.

خصوصيات شخص خلاق يافته هاي علمي نشان مي دهد كه اشخاص خلاق كم و بيش داراي خصايص شش گانه زير هستند: 1-فصيح صحبت مي كند 2-در جو آزاد انعطاف و وفاق دارند و در جو فشار گردن كشي مي كنند. 3-در فكر كردن بيشتر واگرا و مبتكرند تا هم گرا و دنباله رو . 4-حافظه خوب و فكر جوياي آنها سبب مي شود كه هر چيز نوظهور ر آشنا بيابند. 5-به خلق خوش و رفتار شوخ تمايل دارند. 6-به داشتن افكار احمقانه و غريب شهرت دارند. به آساني مي توان دريافت كه بعضي از اين مختصات سبب ناراحتي بسياري از معلمان مي شود خوشبختانه عدم وفاق در زمينه خاص بيش از آنكه نمودي از شرارت ذاتي باشد ، به طور ساده يك صفت مطلوب شناخته مي شود و اين شناخت اولين گام معلم يا مربي در جهت حفظ اين منبع خلاقيت محسوب مي شود . اما اين نگراني كاملا از بين نمي رود ، زيرا فرد خلاق بالقوه در مدرسه به دفعات عديده ناموفق است و نيز خلاقان بالقوه افرادي مستقل ،روشنفكر،زبان دار در حد اعلا هستند و در بعضي اوقات اجتماعي اند.آنان از درس حفظي و گوش دادني لذت نمي برند.دانش آموز خلاق تفكري تحليلگر ، بارور و سازنده دارد. او مي تواند ذهن خود را روي يك چيز متمركز كند و آن قدر به آن انرژي بدهد تا واقعيت امر با آفريدن تصويري كاملا واضح و قابل درك در ذهن روشن شود و در نهايت مسئله حل گردد.



( پنجشنبه پنجم خرداد 1384  |  7:29   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

روزنامه همشهری  اگرچه تمدن و فرهنگ بشري نتيجه تلاش همه آدميان در تمام دوران هاست ، اما غنا و عظمت آن را مديون گروه كوچكي از انسانها هستيم كه كاشف ، مخترع ، هنرمند يا متفكر ناميده مي شوند.از كشف آتش تا اختراع راديو و سفينه هاي فضايي،از نقاشي هاي ديواري در غارها تا آثار هنرمنداني نظير كمال الملك و پيكاسو و از اولين آثار مكتوب تا نوشته ها و سروده هاي فردوسي و شكسپير همه محصول كار و انديشه جمع كوچكي از بشريت است .تمدن بشر مرهون انديشه خلاق آدمي بوده و دوام آن نيز بدون بهره گيري از خلاقيت كه عالي ترين عملكرد ذهن انسان محسوب مي شود ،غيرممكن خواهد بود.عصاره خلاقيت غيرقابل پيشگويي بودن است . مفهوم خلاقيت و تفكر خلاق از منظر ديگران نگاهي به منابع معتبر مربوط به خلاقيت ،نوآوري و تفكر خلاق نشان مي دهد كه ريشه اين اصطلاح در نوع و روش فكري انسان نهفته است .در حقيقت فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد.بررسي تعاريف خلاقيت نشان مي دهد كه عده اي از آنها به ويژگي هاي شخصيتي افراد ، بعضي به فرآيند و برخي نيز به نتيجه و محصول خلاقيت پرداخته اند. بنابر تعريفي ، خلاقيت توانايي مرزشكني يا توانايي سفر به فراسوي چهارچوب استاندارد هاي علمي - شغلي - حرفه اي و اجتماعي را دربر مي گيرد.به عبارتي ديگر خلاقيت هم درك و پذيرش الگوهاي قبلي و هم تشكيل و ابداع الگوهاي جديد را در حوزه هاي مختلف شامل ميشود. هالپرن خلاقيت را توانايي شكل دادن به تركيب تازه اي از نظرات يا ايده ها براي رسيدن به يك نياز يا تحقيق يك هدف مي داند. از ديدگاه پركينز تفكر خلاق ، تفكري است كه به نحوي تشكيل شده كه منجر به نتايج تازه و خلاق مي شود. خلاقيت را مي توان با اشاره به چند توانايي ذهني توصيف كرد كه به توليد آثار خلاق منجر مي شود . فرآيند آموزش و يادگيري ، مي تواند تفكر خلاق را پرورش دهد و افرادي كاوشگر،آفريننده، مشكل گشا،نوآور،مولد و عامل تغيير را تربيت كند. خلاقيت در روند شكل گيري تحقيقات تجربي و گسترده مربوط به خلاقيت به طور عمده از اواخر دهه 1950 در ايالات متحده آمريكا آغاز شده است .هر چند پيش از اين نيز مطالعاتي محدود توسط گالتون ، والاس، پاتريك راس من و ديگران در زمينه خلاقيت صورت پذيرفته بود ، ولي تا آن زمان خلاقيت به عنوان موهبتي كه به افراد قليلي از اجتماع اعطا شده ،در نظر گرفته مي شد. شوك اسپوتنيك در اواخر 1950 حركت گسترده اي را در مراكز علمي و تحقيقاتي آمريكا و اروپا موجب گرديد. اين جنبش با هدف جبران عقب ماندگي هاي علمي تحقيقاتي غرب و با بكارگيري امكانات مالي قابل توجه صورت پذيرفت و باعث رشد سريع تحقيقات مربوط به خلاقيت شد. گليفورد يكي از پيشگامان اين گرايش به حوزه خلاقيت محسوب مي گردد. هدف پروژه تحقيقاتي گليفورد و همكاران وي آن بود كه درباره ماهيت هوش انسان و فرآيند ذهني كه منجر به ظهور رفتار خلاق مي شود ،تحقيق كند. گروه گليفورد موفق شد قابليت هايي نظير سيالي ذهن ، انعطاف پذيري و حساسيت نسبت به مسائل را كشف كند.پس از گليفورد گروه بارون و مك گيلان با هدف تعيين ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق تحقيقات دامنه داري را در دانشگاه كاليفرنيا انجام دادند .همچنين تحقيقات پل تورنس در مورد روشهاي پرورش خلاقيت در كودكان و نوجوانان نتايج پرباري را به همراه داشت . تايلور و همكاران با جمع آوري سرگذشت افرادي كه از لحاظ علمي سرآمد محسوب مي شدند ،سعي كردند خصوصيات و ويژگي هاي افراد خلاق را مشخص كنند. تحقيقات مربوط به خلاقيت از آن زمان تا كنون به طور خستگي ناپذيري ادامه يافت و روزبه روز بر وسعت و غناي موضوعات مورد مطالعه افزوده مي شود .آنها چهار كاركرد عمده براي ذهن خلاق قائل هستند كه عبارتند از : پديد آوردن يك محصول يا خدمت جديد پديد آوردن كاربري جديد از يك محصول يا خدمت جديد حل يك مسئله حل يك منازعه از آنجايي كه شناخت مسائل، تحليل و بازسازي اطلاعات ، ابداع راه حل ها يا تعديل هاي نو يا بديع فعاليت هاي ذهني است كه براي فرآيند خلاقيت ضروري است و از آنجا كه خلاقيت واژه اي بسيار مبهم است و بين محققان و روانشناسان در مورد تعريف آن اتفاق نظر جامعي وجود ندارد، لذا لازم است كه مفهوم خلاقيت با دقت بيشتري بررسي شود. از جمله به اين نكته ظريف توجه شود كه خلاقيت خود يك فرآيند است ،نه توليد.در هر حال در مطالعه خلاقيت بايد به دو نكته بسيار مهم توجه داشت : الف- اول اين كه خلاقيت مي تواند خلق شكل ها يا صورت هاي نو از ايده ها يا توليد هاي كهنه باشد،در اين صورت عمدتا فكرها و ايده هاي گذشته است كه اساس خلاقيت هاي جديد قرار مي گيرد. ب- دوم اين كه خلاقيت امري است انحصاري و حاصل تلاش فردي و لزوما موقعيت يا اقدامي عمومي نيست . يعني ممكن است فردي چيزي را خلق كند كه قبلا هيچ گونه سابقه ذهني از آن نداشته است ، گرچه آن چه كه او خلق كرده است ، به صورتهاي مشابه يا كاملا يكسان قبلا توسط شخص ديگري و در موقعيت خاصي خلق شده باشد



( چهارشنبه چهارم خرداد 1384  |  22:9   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 براي بهره وري در امور زندگي پنج دستور زير را به خاطر داشته باشيد:

1-باور و اعتقاد راسخ داشته باشيد كه در هر شرايط و موقعيتي كه باشيد مي توانيد تغييراتي در خود و محيط كارتان به وجود آوريد و كيفيت زندگي خود را بهبود بخشيد.

2- انرژي خود را رها كنيد.

 3-هدفهاي خود را تعيين كنيد.هدفها بايد مانند چشمه هاي زلال آب درخشنده و روشن باشند.

 4-براي پيشرفت و موفقيت،قدم هاي كوچك ولي در راستاي هدفهاي مهم و اساسي خود برداريد.گام هاي كوچك آسان تر و سريعتر برداشته مي شوند.

 5-تمام سعي و تلاش خود را در جهت تداوم فعاليتها و بهبود دائمي و كيفيت زندگي خود به كار بنديد. به گفته اقبال لاهوري :” هستم اگر مي روم، اگر نروم نيستم .“

از کتاب : کلیدهای طلایی موفقیت



( چهارشنبه چهارم خرداد 1384  |  22:7   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 روزنامه جام جم آيا كودك شما هم از آن بچه هايي است كه تا وقتي بيدار است بدون وقفه سوالات مختلفي از شما مي پرسد ؟ چرا آسمان بالاست و زمين پايين ؟ چرا اسم توپ ،توپ است ؟ چرا دو تا چشم داريم و يك بيني ؟ اگر جاي چشم و گوش عوض مي شد چه مي شد ؟ و اگر به هر يك از سوالات او پاسخ دهيد .دوباره سوالات جديدتر مي پرسد و دوباره چرا و چرا و .... آنقدر كه فرياد شمارا به آسمان بلند مي كند؟ تمام كودكان قبل از دبستان داراي استعداد خلاقيت در عالي ترين حد خود هستند و هنر والدين و معلمان ، خاموش كردن و سركوب كردن اين استعداد است ! بهتر است بدانيد كودك خلاق ، كودكي است كه با جوابهاي سطحي شما قانع نمي شود .به اعتقاد تورنس كتخصص خلاقيت در كودكان ، در سه سالگي خلاقيت بچه ها افزايش مي يابد و تا چهار تا چهار و نيم سالگي به اوج خود مي رسد .اما در پنج سالگي و با ورود به آمادگي ناگهان سقوط مي كند. حكايت خواندني تر زير به نوعي دليل آن را بيان مي كند : اولين روزي بود كه علي كوچولو خيلي خوشحال شد چون نقاشي را دوست داشت .سريع دفترش را باز كرد و شروع به نقاشي كرد اما معلم گفت : صبر كنيد .او روي تخته منظره اي را رسم كرد و گفت : اين منظره را در دفتر خود بكشيد . ساعت بعد سفالگري داشتند.. علي كوچولو سريع تكه اي گل برداشت و شروع به ساختن چيزي كرد.اما معلم گفت : صبر كنيد . ظرف شبيه اين كه من ساخته ام درست كنيد . ساعت بعد و ساعتهاي بعد نيز وضعيت مشابه اين دو ساعت بود. روزها گذشت و علي كوچولو ياد گرفته بود چيزي را بكشد كه معلمش مي كشد و چيزي را بسازد كه او مي سازد.روزي به دليل تغيير محل كار پدرش ، علي كوچولو نيز ناچار شد به مدرسه اي ديگر برود .معلم وارد كلاس شد و گفت : بچه ها اين ساعت نقاشي داريم .علي كوچولو صاف نشسه بود .معلم پرسيد : پس چرا چيزي نمي كشي ؟ اما او بلد نبود چيزي بكشد .او منتظر بود معلم ، روي تخته يك نقاشي بكشد و بعد او نظير آن را در دفترش رسم كند .ساعت بعد سفالگري داشتند.علي كوچولو باز هم بيكار نشسته بود ومنتظر بود تا معلم چيزي بسازد. معلم پرسيد : پس چرا كاري انجام نمي دهي ؟ اما او نمي توانست ،بلد نبود .او ديگر فراموش كرده بود كه خودش هم مي تواند بسازد .فقط منتظر بود تا كار معلم را تقليد كند. ظاهرا معلم قبلي علي كوچولو بخوبي از عهده وظيفه كشتن خلاقيت او برآمده بود ! ارنست ديمنه مي گويد : تمامي كودكان تا قبل از ورود به مدرسه داراي نيروي تخيل قوي و تفكر شهودي و زنده از واقعيت هستند. اما ديري نمي پايد كه اين حس زيبا و فهم خلاق از جهان هستي ، در هياهوي آموزش رسمي مدرسه رنگ ، مي بازد.

 براي افزايش خلاقيت كودكان چه كنيم ؟ با تحريك كودك به ديدن ، شنيدن ، لمس كردن ، كشف كردن و آزمايش كردن مي توان خلاقيت را در آنها افزايش داد. اگر پدر و مادر با حوصله اي هستيد و با كمال اشتياق به صحبت ها و سوالات او گوش فرا مي دهيد. بدانيد كه نتيجه رفتار خويش را در رشد خلاقيت كودكتان مشاهده خواهيد كرد . اگر او در مورد مساله اي نظر مي دهد ، به او توجه كنيد .خنديدن به پيشنهاد او يا رد كردن نظريه او يكي از بهترين راهها براي سركوب خلاقيت در فرزندان است ! به او اجازه دهيد تصميم هاي غير معقول بگيرد و تا جايي كه ضرري متوجه شما يا خودش نمي شود ، اين ايده هاي غير معقول را به اجرا گذارد .مثلا اگر در وسط تابستان تصميم گرفت بريا بيرون رفتن كاپشن بپوشد ،مانع او نشويد. وقتي به او اجازه مي دهيد تصميمات خود را اجرا كند ، از يك سو احساس مي كند افكار او نيز ارزشمند است و از سوي ديگر به نتايج تصميمات خود نيز پي مي برد. فراهم آوردن فرصت انجام برخي از آزمايش ها ي علمي ، به او كمك مي كند ،تا در يابد كه تمام تجربيا منجر به موفقيت نمي شود و موفق نشدن نيز مساوي با شكست خوردن نيست .

 شكست زمينه پيروزي اصرار نداشته باشيد به اين كه جلوي شكست او را بگيريد.اين كار موجب از بين رفتن ابتكار و تدبير وي مي شود و در واقع او از شكست نخوردن آسيب بيشتري مي بيند تا از شكست خوردن . بچه ها از راه سعي و خطا مي آموزند ،آنها بايد براي انجام هر كار ، سعي كنند ، شكست بخورند و سپس راه ديگري را انتخاب كنند .به اعتقاد دكتر تورنس ممانعت فرزند از انجام يك كار از ترس شكست خوردن او ،بزرگترين مانع رشد خلاقيت در دوران طفوليت است .يكي از خصوصيات افراد فوق العااده توانايي مقابله با شكست است . چراكه آنها كاري بسيار بزرگ و مشكلي را آغاز مي كنند كه ممكن است نيمه كاره بماند يا با شكست مواجه شود .

 طرح سوالات واگرا در مواقع فراغت ، مثلا وقتي در اتوموبيل نشسته ايد يا وقتي در مطب دكتر در انتظار نوبت هستيد .با طرح سوالات واگرا، خلاقيت او را تحريك كنيد .مثلا از او بپرسيد : فكر مي كني از چوب بستني چه استفاده هايي مي توان كرد؟ گاهي اوقات ، خودتان نيز مثالهايي غير معمول بزنيد .مثلا بگوييد مي شود با آن چاي را هم زد...از او نيز بخواهيد موارد ديگري را ذكر كند.

 آشغال ها را دور نريزيد يك كودك خلاق مي تواند از هر چيزي كه به نظر شما آشغال و به درد نخور است .چيزهاي جالبي درست كند .پس خرده كاغذ ، چوب ،قوطي هاي خالي پودر و شامپو ، سبد هاي گل ، چوب بستني و ... را دور نريزيد و البته خيلي هم نگران تميزي اتاق او نباشيد .يادتان باشد تاكنون كسي به دليل نظيف بودن بيش از حد ، جايزه نوبل نگرفته است !

 شايد خرس ،آبي باشد اصرار نكنيد كودكتان به شيوه مشخص و در چارچوب معيني كار كند .اگر در نقاشي خرس اش را آبي رنگ كرد و آسمان را سبز ، به او انتقاد نكنيد.يكي از نشانه هاي افراد خلاق اين است كه به گونه اي متفاوت فكر مي كنند و راههاي متفاوت انتخاب مي كنند .به گفته اوشو: فراموش نكن كه افراد خلاق هميشه سعي دارند راههاي عوضي را امتحان كنند اگر هميشه راه درست بروي ، هرگز خلاق نخواهي بود ، زيرا راه صحيح يعني راه كشف شده توسط ديگران . و بالاخره سعي كنيد تا مي توانيد قبل از آن كه كودكتان وارد دبستان شود .خلاقيت او را تا حد امكان پرورش دهيد چراكه مدرسه ، حتي اگر كودك شما معلم خوبي داشته باشد ، به دليل تعداد زياد بچه ها ، امان رشد خلاقيت در او بسيار كمتر است .



( چهارشنبه چهارم خرداد 1384  |  22:3   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 نويسنده : همايون بنا رخشا رقابت كامل و فشرده در يك سازمان در صورتي خلاقيت حاصل مي شود كه تك تك افراد رقابت مثبت و سازنده اي داشته باشند.

 -فرهنگ خوب و پويا بر پايه يك فرهنگ خوب،اتلاف وقت مفهومي ندارد.بديهي است در چنين بستر مناسبي بحث رقابت ،خلاقيت و سازمان هاي پويا و ياد گيرنده بهتر شكل مي گيرد.

 -دسترسي به مديران در سازمان خلاق كاركنان به راحتي مي توانند افكار و نظرات خود را مستقيم و بدون واسطه به گوش مديران برسانند و پيشنهادهاي خود را ارائه نمايند.

 -احترام به افراد از ويژگي هاي ديگر يك سازمان خلاق احترام به افراد است ، تا كاركنان به اين باور دست يابند كه مي توانند همگام با نيازهاي سازمان رشد كنند.

 -ارائه خدمات عمومي هدف نهايي در اين سازمانها توجه به نيازمندي جامعه و جلب رضايت آحاد مردم است .

-كارگروهي در سازمان خلاق ، كارها به صورت گروهي انجام مي شود و گروه هاي كيفيت نيز نقش موثري در جهش آن ها دارند. -گردش شغلي : در سازمان خلاق افراد داراي يك تخصص ويژه نيستند و اين امكان را دارند كه در جايگاه مناسبي قرار بگيرند.

 -امنيت شغلي : روابط دائمي و بلندمدت كاركنان در اين نوع سازمان ها از ديگر ويژگي هاي اين سازمان هاست .

-استقبال مديران از عامل تغيير و تحول : در اين سازمان تمامي مديران ، مساله تغيير و تحول را با خشنودي پذيرفته و در برابر آن مقاومت نمي كنند.طبيعي است در چنين سازماني ، ضرورت ندارد كه مدير بخش زيادي از وقت خود را براي چگونگي برخورد با تغييرات اختصاص دهد زيرا همه به اين باور رسيده اند كه تغيير يك ارزش مثبت است .



( چهارشنبه چهارم خرداد 1384  |  21:56   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد : ( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ) و يا (10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم) در اين موارد مشكل چيست ؟ آيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما چنين نيست. واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد . يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه : خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

 خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند

حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

 خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست

كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

 خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد



( چهارشنبه چهارم خرداد 1384  |  21:39   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 1 ـ اختصاص واحدهاي بيشتري از دروس تربيت معلم و تربيت دبير دانشگاهها به سنجش و اندازه گيري از آموخته هاي دانش آموزان . 2 ـ اختصاص دادن دروس سنجش و اندازه گيري به تعداد بيشتر در دوره هاي آموزش ضمن خدمت معلمان و دادن تمرينهاي عملي به معلمان براي ايجاد مهارت . 3 ـ تهيه خزانه سئوال از كل كتابهاي راهنمايي و دبستان و دبيرستان . 4 ـ تشكيل ستادها يا گروههاي ويژه در مدارس و يا ادارات آموزش و پرورش و طرح سئوالات امتحاني توسط اين گروهها براي مدارس . 5 ـ انجام امتحانات هماهنگ در بعضي موارد . 6 ـ استفاده از مدرسين مناطق گوناگون براي طرح سئوال بويژه براي زمانيكه سئوالات هماهنگ است . 7 ـ استفاده از تلويزيون و راديو براي آگاه ساختن خانواده ها , معلمين , مسئولان با مباحث امتحان و كاهش استرس امتحاني . 8 ـ برگزاري همايش در مناطق آموزشي تحت عنوان امتحانات و استرس امتحانات , مردودي امتحانات و طرح سئوال . 9 ـ طرح مباحث در روزنامه هاي مختلف صبح و عصر . 10 ـ دادن موضوعات انشا و موضوعات سخنراني در ارتباط با كاهش اضطراب امتحان و نگارش اين مباحث توسط خود دانش آموزان . 11 ـ ايراد سخنراني هاي علمي و تربيتي در ارتباط با موضوع در ايران . 12 ـ انجام امتحانات مكرر براي ريزش ترس . 13 ـ آسان كردن مقررات امتحانات . 14 ـ آموزش خوب معلمان و استفاده از طرح درس . 15 ـ سئوال كردن و درس پرسيدن معلمان از تمام شاگردان بطور منظم در طول سال تحصيلي . 16 ـ فراهم سازي شرايط مناسب براي جامعه . 17 ـ انتخاب افراد خوش اخلاق و منظم و آگاه به اهداف امتحان . 18 ـ ارائه خاطرات و تجارب مربوط به كسانيكه در امتحانات سخت گيريهايي كرده اند و آثار مخرب آن برروي دانش آموزان . 19 ـ كم كردن ارزش و اعتبار نمره بعنوان يك وسيله قدرت . 20 ـ آموزشهاي جبراني يا كلاسهاي جبراني . 21 ـ اعلام برنامه امتحاني در آغاز سال تحصيلي . 22 ـ وجود وسايل كمك آموزشي و استفاده از آنها در تدريس . 23 ـ انجام مسابقات علمي . 24 ـ تشويق دانش آموزانيكه در امتحانات نسبت به امتحانات گذشته نمره بهتري گرفته اند. 25 ـ تشويق از معلمان و كادر مدرسه . 26 ـ نمره دادن به فعاليتهاي عملي و فعاليتهاي غيرنظري و انجام تحقيقات متعدد براي جلوگيري از اضطراب و مردودي . 27 ـ داشتن معلمان راهنما براي راهنمايي معلمان در امر تدريس و طرح سئوال . 28 ـ اصلاح طرح مطالعه كردن و آماده سازي دانش آموزان براي امتحانات . 29 ـ خودداري از مطالعه در شب امتحان . 30 ـ استفاده از روش مصاحبه و همدردي . 31 ـ تقويت اعتماد به نفس تك تك افراد . 32 ـ ارائه زندگي افراد مفوق و دانش آموزان موفق در تحصيل . 33 ـ تقويت سلامت چشم . 34 ـ آماده سازي آئين نامه نويسان متناسب با نيازهاي دانش آموزان گردآوري از : حميد حميديان



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  11:52   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

۱- اگر نسبت به درسي مطالعه بي ميل هستيد تسليم بي ميلي خود نشويد به مرور زمان به مطالعه و درس علاقه مندي شويد. 2 ـ از همين حالا وقت خود را با برنامه امتحاني تنظيم كنيد . 3 ـ به جاي اضطراب امتحان , كتابتان را به چند بخش تقسيم كنيد و هر زمان روي بخشي از آن كار كنيد , مي بينيد موفق شدن آنقدرها هم دور از دسترس نيست . 4 ـ وقتي مي بينيد اضطراب مانع تمركز حواستان مي شود و شدت آن به اندازه اي است كه مفهوم يك جمله را هم درك نمي كنيد , خودتان را بيازماييد. كتاب را بسته و جمله را تكرار كنيد. دوباره كتاب را باز كنيد و مطلب را با صداي بلند بخوانيد سپس كتاب را ببنديد. اين بار خواهيد توانست مطلب فراگرفته را به خاطر بياوريد. تمرين و جديت شما نيرويي عظيم تراز نيروي اضطراب است . 5 ـ اين جمله را با خود بگوييد و آنرا تكرار كنيد : « شروع هر كاري در ابتدا آنطور كه بايد خوشايند نيست , وقتي كه پيشرفت كردم انگيزه بيشتري پيدا خواهم كرد. » 6 ـ اگر در حين مطالعه نگرانيد و حواستان پرت مي شود , چند دقيقه استراحت به خود بدهيد و حواستان را از روياها و تخيلات به محيط اطراف خود پرت كنيد و محيط اطراف را توصيف نمائيد و پس از رنگ استراحت مجددا به مطالعه بپردازيد. فقط مطالعه كنيد. اين ترفند شما را از حواس پرتي و خيالبافي در حين مطالعه نجات خواهد داد. 7 ـ توجه داشته باشيد كه يكي از عوامل موثر و جدي در اضطراب امتحان , انباشته شدن درسها براي شب امتحان است . ضمنا فراموش كنيد شب امتحان زمان يادگيري درس نيست بلكه زمان مرور درس است . 8 ـ اضطراب , نوعي احساس فريب انگيز است كه به شما القا مي كند از پس هر كاري كه قرار است انجام دهيد برنمي آييد. پس در شرايط اضطراب دست از تلاش و كوشش برنداريد و به مطالعه درس امتحاني مشغول شويد و اجازه ندهيد اضطراب , زمام شما را دردست بگيرد. 9 ـ اگر اضطراب امتحان داريد , اولا : آن را بيان كنيد . ثانيا : آن را يك اختلال جزئي قلمداد كنيد و باور داشته باشيد كه مي توانيد اضطراب امتحان را كنترل كنيد. 10 ـ شبهاي امتحان به اندازه كافي استراحت كنيد . غذاي ساده صرف نموده و وسايل مورد نياز را آماده نماييد. 11 ـ هميشه و خصوصا در ايام امتحانات در حفظ سلامت خود كوشا باشيد . 12 ـ هيچگاه به خود نگويي اضطراب تمام هوش و حواسم را مختل مي كند و از پس امتحان برنمي آيم . متوجه باشيد كه اضطراب مي تواند ايجاد نگراني كند و كمي شما را برنجاند ولي نمي تواند شما را از هدفتان باز دارد. 13 ـ آرامش روحي و رواني تاثير زيادي در موفقيت شما دارد . لذا سعي كنيد محيط آرام و به دور از تشنج و درگيري براي خود و خانواده و دوستان داشته باشيد. 14 ـ قبل از شروع امتحان سعي كنيد از همديگر سوال نكنيد . 15 ـ سعي كنيد با لباس مناسب و تغذيه كافي سرجلسه حاضر شويد . 16 ـ توجه داشته باشيد كه شما توان ذهني و هوش كافي جهت پاسخ به سئوالات را داريد و مي توانيد از پس از امتحانات خود برآئيد. 17 ـ روي صندلي محل امتحان نشسته و چند نفس عميق بكشيد . 18 ـ عضلات بدن خود را رها كنيد و اكسيژن را به تمام بدنتان برسانيد و به نفسهايتان توجه كنيد. 19 ـ از بيان جملات منفي بپرهيزيد مانند : « من حتما قبول نمي شوم » و به خودگويي مثبت بپردازيد و بگوييد : من در امتحان موفق خواهم شد. » 20 ـ انرژي خود را قبل از جلسه امتحان با بحثهاي بي مورد در باره سئوالات امتحاني از بين نبريد. 21 ـ ابتدا به سئوالات آسانتر پاسخ دهيد سپس سئوالات ديگر را بخوانيد و پاسخ دهيد. 22 ـ در تحويل برگه امتحاني به مراقبين عجله نكنيد و يك بار مرور كنيد . 23 ـ اگر اتفاق خاصي در جلسه افتاد , زياد توجه نكنيد . 24 ـ از نشستن در كنار دانش آموزان متقلب كه مزاحم شما هستند , خودداري نمائيد.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  11:50   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 1 ـ جلسه امتحان دادگاه حسابرسي نيست و امتحان انتقام نيست . 2 ـ قبل از اتمام كلاسها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمينان بدهيد و آنها را از امتحان نترسانيد. 3 ـ به دانش اموزان بگوييد كه سئوالات از كتاب درسي آنهاست و آنها فقط با مطالعه كتابهاي درسي خود به راحتي مي توانند به سئوالات پاسخ دهند. 4 ـ قبل از امتحانات اصلي از امتحانات مستمر و خود آزمايي به منظور آشناكردن دانش آموزان با سئوالات و نحوه امتحان استفاده گردد. 5 ـ از ايجاد رقابت ناسالم در ميان دانش آموزان اجتناب شود . 6 ـ هدف امتحان بايد ارزيابي دانسته هاي دانش آموزان باشد , نه ندانسته هاي آنان . 7 ـ از انتظار و توقع بيش از حد در طرح سئوالات امتحان اجتناب نماييد . 8 ـ در طرح سئوال , اصول سنجش و اندازه گيري خصوصا سطح دشواري سئوالات را رعايت نمائيد. 9 ـ در ارزشيابي ميزان يادگيري دانش آموزان نبايد فقط نمره امتحان را ملاك و معيار قرارداد و از ديگر شيوه هاي ارزشيابي نيز استفاده كنيد و سعي نمايند. سئوالات دشوار را در شماره هاي آخر قرار دهيد.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  11:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 1 ـ برنامه امتحاني را چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام كنيد. 2 ـ فاصله بين جلسات امتحان را باتوجه به سختي يا آساني دروس تنظيم نمائيد. 3 ـ پس از تهيه برنامه امتحاني تا آنجا كه ممكن است , تغيير جديدي در برنامه ايجاد نكنيد. 4 ـ از برگزاري امتحانات با وقت بسياركم اجتناب نمائيد . 5 ـ چند دقيقه قبل از شروع امتحان دانش آموزان به محل برگزاري امتحان بروند. 6 ـ محل برگزاري امتحان داراي تهويه مناسب , نور كافي , دماي مناسب و صندلي مناسب باشد. در سالن يا نزديكي آن , آب آشاميدني در دسترس باشد. 7 ـ در حد ممكن از نيمكت ها و يا صندلي هاي سالم در جلسه امتحان استفاده نمائيد. 8 ـ محل برگزاري امتحان , عاري از هرگونه عوامل مزاحم از قبيل سروصدا باشد. 9 ـ با دانش آموزان به صورت اطمينان بخش و اميدواركننده در كلاس و جلسه امتحان برخورد كنيد. 10 ـ قبل از شروع جلسه فاصله افراد رعايت شده باشد تا در حين برگزاري جلسه نيازي به جابجايي و حركت نباشد. 11 ـ در شروع جلسه آياتي از كلام الله مجيد قرائت شده و چند جمله دعاي مناسب بيان گردد. 12 ـ بعد از شروع جلسه امتحان دانش آموزان را جابجا نكنيد . 13 ـ در جلسه امتحان , دبير مربوط به درس حتما حضور داشته باشد و با جملات اطمينان بخش دانش اموزان را آرام نمايد. 14 ـ مراقبين در حين برگزاري جلسات با يكديگر صحبت نكنند . 15 ـ سعي شود مراقبين بالاي سر دانش آموزان زياد توقف نكنند . 16 ـ اگر مراقبين مشاهده كردند كه دانش آموز جواب را اشتباه نوشته , او را سرزنش نكنند. 17 ـ از برخورد شديد با دانش آموزان خاطي اجتناب شود . 18 ـ مراقبين با تبسم و بيان مطلبي نشاط انگيز , تنش هاي احتمالي دانش آموزان را كاهش دهند. 19 ـ در ابتداي جلسه امتحان راهنمايي و توضيح كافي پيرامون آن آزمون داده شود ودر حين جلسه از توضيح اضافي كه موجب حواس پرتي آنان مي شود اجتناب نمائيد. 20 ـ سئوالات امتحاني , خوانا و از كيفيت بالا و مناسب برخوردار باشد . 21 ـ با دانش آموزان در حين انجام امتحان گفتگو نشود . 22 ـ در صورت نياز , پيش نويس در اختيار دانش آموزان قرار داده شود



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  11:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

روزنامه جمهوری اسلامی  اشاره هر كس نگران است مبادا در نظر ديگران , بي خرد , ناتوان و سراسيمه جلوه كند. درجات كمي از « اضطراب » براي پيشبرد زندگي طببعي است ولي مقدار زياد آن مانع پيشرفت بوده و حتي توانايي انجام كار را از فرد مضطرب مي گيرد. نشانه هاي جسماني اضطراب عبارتند از : لرزش , عرق كردن دستها , عرق كردن بدن , افزايش ضربان قلب , كوتاهي تنفس , تنش عضلات . سرخ شدن يا گيج شدن , از دست دادن رشته افكار , ناراحتي گوارشي , صداي لرزان . اضطراب امتحان هم يكي از انواع آن مي باشد كه براي كاهش آن , اوليا , سيستم آموزش و پرورش و خود دانش آموزبا هماهنگي يكديگر مي توانند نقش موثري داشته باشند. نقش خانواده ها

1 ـ محيط خانواده و جو عاطفي حاكم بر آن بايد دور از تنشهاي عاطفي و مشاجره باشد.

 2 ـ سعي شود در ايام امتحانات , رفت وآمد و ميهماني هاي خانوادگي تعطيل يا محدود گردد.

3 ـ محيط فيزيكي آرام و بي سروصدا براي مطالعه دانش آموزان فراهم نماييد .

 4 ـ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه كافي داشته باشيد . 5

 ـ وظايف خانگي محوله به دانش آموزان را حذف يا كاهش دهيد .

6 ـ در هنگام امتحانات , دانش آموزان نياز به حمايت عاطفي و اطمينان بخشي بيشتري دارند. لذا در اين زمينه اقدام موثر داشته باشيد.

 7 ـ ساعات تماشاي برنامه هاي تلويزيون تا حد امكان كاهش يابد .

 8 ـ از ايجاد ترس و دلهره بي جا در بچه ها خودداري نماييد .

 9 ـ از توقعات بي جا و فشار بيش از حد براي مطالعه خودداري نمائيد

10 ـ در صورتيكه فرزندتان از موفقيت در يكي از امتحانات رضايت خاطر نداشت , مورد حمايت قرار گيرد و از سرزنش نمودن او خودداري كنيد.

11 ـ از حبس كردن دانش آموز در اتاق براي مطالعه كردن خودداري شود و به دانش آموز اجازه استراحت و تفريح لازم نيز داده شود.

 12 ـ تغذيه دانش آموز مناسب و مقوي باشد .

 13 ـ انتظارات بالا و بيش از حد توانايي از فرزندان , مي تواند در ايجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد , پس انتظارات مذكور را تعديل نمائيد.

14 ـ كمال گرايي بيش از حد والدين و وسواس شديد خانواده نسبت به نمرات بالا باعث ايجاد اضطراب در فرزندان مي شود.

 15 ـ از مقايسه فرزندان با يكديگر و با ديگران پرهيز كنيد .

16 ـ از تاكيد بيش از حد بر درس خواندن اجتناب كنيد .

17 ـ ضمن اطمينان بخشي به دانش آموزان در آنان ايجاد انگيزه نموده و با ارائه پاداش و تقويتهاي مطلوب آنها را تشويق به مطالعه نمائيد.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  11:47   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سایت رشد  آيا شبها تا دير وقت مشغول انجام تكاليف خود هستيد؟ نكات ذيل به شما كمك خواهد كرد كه تكاليف خود را بطور كامل، در مدت زمان مناسب و سريعتر انجام دهيد تا بتوانيد وقت بيشتري براي انجام ديگر فعاليتهاي مورد علاقه خود داشته باشيد.

•سعي كنيد به هنگام انجام تكاليف، حداكثر استفاده از زمان را ببريد. از عواملي كه موجب حواس پرتي شما مي شوند، مانند تلويزيون، انجام بازيها و حضور افراد ديگر دور باشيد.

•مشكلترين تكاليف را اول انجام دهيد.

 •در حين انجام تكاليف، به طور متناوب به مدت پنج دقيقه به خود استراحت دهيد.

 •لوازم مورد نياز خود را در دسترس و نزديك خود قرار دهيد از جمله تكاليفي كه بايد انجام شوند، كامپيوتر، مداد، خودكار، خط كش، ماژيك هاي رنگي، كاغذ و يك ماشين حساب. اگر منابع درس و كتابهاي مورد نياز شما براي انجام تكاليف در كتابخانه مدرسه تان است، حتماً‌ قبل از انجام تكاليف، اين كتابها را به امانت بگيريد.

 •در صورت نياز و چنانچه مناسب باشد، تكاليف را به صورت گروهي با ديگر همكلاسي هاي خود انجام دهيد. در مورد تكاليف درسي با يكديگر گفتگو كنيد .

 •تا آنجا كه مي توانيد سعي كنيد تكاليف خود را در مدرسه در طول روز انجام دهيد و در راه رفت و برگشت از مدرسه مطالعه كنيد.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:53   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

روزنامه جام جم نظريه هاي مختلفي درباره نوشيدني ها و غذاهايي که تمرکز را بالا مي برند، وجود دارد. از کافئين قهوه گرفته تا شکر و پروتئين که معتقدند تمرکز را افزايش مي دهد. حتي کار به جايي رسيده است که مکمل هاي غذايي خاصي براي اين منظور به بازار آمده اند تا حافظه ، توجه و عملکرد مغز را بهبود ببخشند. اما واقعا در شرايطي که بايد تمام ذهن متمرکز يک موضوع مهم باشد چه کمکي مي توان به مغز و ذهن رساند؟ آيا واقعا مواد غذايي خاصي باعث تقويت هشياري و آگاهي مي شوند و ما مي توانيم با مصرف آنها و با خيال راحت در امتحان ، مصاحبه شغلي يا کنفرانس شرکت کنيم؟! اگر به صحبتها و گزارش هاي متخصصان توجه کنيم ، با اخبار خوب و بدي در اين باره مواجه مي شويم. اول اين که نمي توان از تاثير غذا روي ذهن و قدرت تفکر چشم پوشي کرد و حتما تاثيراتي وجود دارد و اما دوم اين که هيچ غذاي جادويي خاصي وجود ندارد که بتواند قدرت ذهني افراد را به صورت معجزه آسا افزايش دهد. بنابراين بايد واقعگرا بود و به صورت مبالغه آميز با اين مساله برخورد نکرد. اما يک خبر خوب و تازه در اين زمينه وجود دارد و آن ، اين که بعضي غذاها براي کوتاه مدت باعث افزايش تمرکز فرد مي شود و تحقيقات انجام شده نشان مي دهد فوايد بعضي مواد مغذي و اثرات آنها روي عملکرد مغزي مشخص شده و بررسي ها براي اعلام نتايج نهايي ادامه دارد. بعضي موارد که به نظر مي رسد اثرات مثبتي روي ذهن دارند، به شرحي است که توضيح داده مي شود اما اين که اثرات آنها چقدر مثبت يا منفي است ، جاي بحث دارد. يک فنجان قهوه به همراه شکر بسياري از مردم حاضرند سقم بخورند که قهوه همراه با شکر در شرايطي که آنها به تمرکز فراواني نياز داشته اند به کمک آنها آمده و کاملا موثر بوده است. افراد زيادي به اين مساله و مسائلي از اين قبيل باور دارند و معتقدند موادي مثل قهوه ، چاي ، مواد شيرين مثل بستني يا شيريني جات و يا مواد غذايي که از هر دو ماده مذکور دارند، مانند شکلات و نوشيدني هاي مقوي مثل ليموناد ذهن آنها را باز و آماده تفکر بهتر مي کند. دکتر ويلسون ، سخنگوي انجمن رژيم غذايي امريکا معتقد است کافئين موجود در قهوه مي تواند در رفع خستگي مفيد باشد و به فرد انرژي بدهد؛ اما اين اثر کاملا کوتاه مدت است و در اصل خصوصيات فردي است که طول مدت اثر و يا واکنش نسبت به چنين موادي را تعيين مي کند. بعضي از مردم با مصرف اين مواد احساس بهتري دارند و به علت اثرات تحريکي اين مواد، ميزان ضربان قلب آنها افزايش مي يابد، در حالي که بعضي ديگر احساس ناراحتي مي کنند و عصبي مي شوند. همين حالات ناراحتي و عصبي شدن مي تواند تمرکز فرد را مختل و مساله را بغرنج تر کند. حتي اگر فردي با مصرف اين گونه مواد غذايي احساس بهتري داشته باشد، به هر حال بعد از رفع اثرات اين مواد غذايي دوباره به حالت قبلي برمي گردد و گاهي اگر اين مواد بيش از حد مصرف شود، مشکل ساز مي شود؛ چراکه اثبات شده مصرف بيش از حد قهوه به دليل داشتن کافئين زياد باعث از بين رفتن تمرکز مي شود. از سوي ديگر، اثر شکر بر هشياري و آگاهي کمي پيچيده تر به نظر مي رسد. اين واقعيت وجود دارد که مغز از گلوکز به عنوان منبع اصلي سوخت استفاده مي کند. در يک مطالعه که روي 20 نفر انجام شد، از نوشيدني شيرين يا کربوهيدرات ها استفاده شد و در هيچ کدام از آنها وضعيت حافظه به طور مشخص بهتر نشد. تنها نتيجه اي که به نفع مواد شيرين تمام شد، اين بود که غذاهاي بسيار شيرين اثراتي سريع ، کوتاه مدت و مثبت بر توانايي ذهني دارند. پروفسورگلد، استاد روان شناسي و علوم اعصاب دانشگاه ايلينويز معتقد است در کل گلوکز (قند) اثراتي بر حافظه و يادگيري دارد، اما دخالت ديگر فرآيندها مثل استرس و تفاوت فردي سوزاندن گلوکز را نبايد ناديده گرفت. او در آزمايش هاي خود به اين نتيجه رسيده است که هر چه مقدار مصرف گلوکز بالاتر باشد، اثرات بر روي حافظه بهتر و بيشتر مي شود، اما وقتي به يک مقدار خاصي مي رسيم ، ديگر شرايط بهتر نمي شود و حتي بدتر مي شود و حتي اگر گلوکز از يک حد بالاتر بود، حافظه مختل مي شود. براي صبحانه چه ميل داريد: استيک يا شيريني؟! اين روزها نبرد بين کربوهيدرات و پروتئين بسيار زياد شده است و بخصوص رژيم هاي پرپروتئين و کم کربوهيدرات اثرات مطلوبي در کاهش وزن و افزايش هشياري از خود نشان داده اند. البته نه قندها و نه پروتئين ها نقش مستقيمي در توانايي فرد براي تمرکز ايفا نکرده اند و به عنوان منبع قدرت مغزي به حساب نمي آيند. اما نبايد کل تاثيرات را ناديده گرفت. در بدن ، کربوهيدرات ها (قندها) به گلوکز تبديل مي شوند که اين کار حداقل 2 تا 4 ساعت طول مي کشد، در حالي که تجزيه پروتئين ها حداقل به 4 ساعت زمان لازم دارد. بنابراين نمي توان گفت يک ماده غذايي اثرات معجزه آسايي بر حافظه داشته باشد، بلکه متخصصان تغذيه معتقدند ترکيبي از غذاها مثل ميوه جات ، سبزيجات ، غلات و ديگر مواد غذايي در کل باعث بهبود سلامت جسم و ذهن مي شوند و اگر فردي رژيم غذايي سالمي داشته باشد، کل فعاليت هاي جسمي و ذهني او در حد مطلوب و مورد نظر قرار مي گيرند. عامل ديگري که ممکن است با تمرکز ذهن افراد رابطه داشته باشد، پرخوري يا کم خوري است. اگر فردي قبل از انجام يک کار مهم ، پرخوري کند، احساس خواب آلودگي مي کند؛ زيرا گردش خون از مغز به سمت معده منحرف مي شود تا عمل هضم غذا به بهترين نحو صورت گيرد. از سوي ديگر افرادي که کالري کافي دريافت نمي کنند و از وعده غذايي خود صرف نظر مي کنند يا تحت رژيم هاي سخت غذايي قرار دارند، نمي توانند تمرکز خوبي داشته باشند و حواس آنها براحتي پرت مي شود. بعلاوه تحقيقات نشان داده است کودکاني که صبحانه ميل مي کنند، حافظه کوتاه مدت بهتري نسبت به همکلاسي هاي خود که صبحانه نمي خورند، دارند. در ضمن کودکاني که صبحانه هاي پر کالري مي خورند (مثل کيک ، شکلات ، شيريني و...) تمرکز خوبي ندارند. رژيم هاي غذايي پرچرب نيز روي آگاهي و تمرکز، اثرات منفي دارد، به صورتي که حافظه و يادگيري تضعيف مي شود پس نمي توان از افرادي که غذاهاي پرچرب مي خورند، انتظار هوش آنچناني داشت. سوپ مکمل؟! قفسه هاي مغازه ها و يا داروخانه ها پر از قرص ها، شربت ها و مکمل هاي ويتامين ، املاح و موادگياهي است که روي همه آنها قيد شده که از نظر جسمي و ذهني ، باعث تقويت شما مي شوند. تعداد اين مواد آنقدر زياد است که قابل شمارش نيست ، اما مطمئن باشيد اين مواد آن طور هم که درباره آنها تبليغ شده ، سودمند نيستند و اگر يک امتحان يا مصاحبه بزرگي در پيش داريد، بهتر است براي تقويت حافظه و تمرکز خود، بر روي اين مواد حساب باز نکنيد. گزارش هايي وجود دارد که مي گويد ويتامين هاي B، C، E، بتاکاروتن و منيزم مي توانند قدرت مغز را تقويت کنند. اما هيچ کس ثابت نکرده که قرصهاي حاوي اين مواد بتوانند باعث تقويت حافظه و تمرکز شوند. در ضمن وقتي مقدار زيادي از اين مواد در غذاهاي طبيعي وجود دارند، چرا به سراغ قرصهاي آنها برويم؟ ويتامين Cرا براحتي در مرکبات مي توان يافت. بتاکاروتن در هويج ، اسفناج و ديگر سبزيجات برگدار و برگ سبز وجود دارد. قرصهاي ويتامين و مکمل موارد مصرف خاصي دارند و هيچ وقت نمي توانند جاي مواد غذايي را بگيرند. بتازگي نظريه هايي مطرح شده که قابل توجه است. مثل مواد غذايي حاوي اسيدهاي چرب امگا3 (مثل ماهي)، وين پوستين (که در يک گياه وجود دارد)، يا کولين (ماده مغذي اصلي موجود در لسيتين) داراي اثرات خاصي هستند و بر سلامت ذهن ، تاثيرات مثبتي دارند و محققان در تلاشند ترکيبي از اين مواد را در اختيار افراد بگذارند تا قدرت حافظه آنها تقويت شود. براي يک روز بزرگ آماده شويد فکر نکنيد اگر غذاي خاصي مصرف کنيد، تمرکز و حافظه شما قدرت خارق العاده اي پيدا مي کند. اگر امتحان يا مصاحبه اي در پيش داريد و دوست داريد حافظه و تمرکز شما قدرت خوبي داشته باشند، نکات زير را به ياد بسپاريد: - کارهاي لازم را براي آمادگي خود، از قبل انجام دهيد، سر فرصت و بدون عجله. - شب قبل ، خوب بخوابيد. - ورزش را در برنامه زندگي خود به طور منظم در نظر بگيريد. - يک رژيم غذايي متعادل و حاوي تمامي گروههاي غذايي مصرف کنيد. به هيچ وجه از ماده غذايي خاصي به منظور تقويت حافظه استفاده نکنيد ؛ چون ممکن است وضعيت شما را بدتر کند. از غذاهاي طبيعي و سالم در حد معقول استفاده کنيد تا ذهن شما براي هر کاري آماده باشد



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:53   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

روزنامه جام جم  خسته از کار برگشته ايد و در آرزوي لحظه اي آرامش و استراحت در خانه را مي گشاييد. کوهي از کار و مسووليت انتظار شما را مي کشد. آشپزي ، لباس شستن ، اتوکشي ، تميز کردن خانه ، رسيدگي به بچه ها و از همه بدتر تکاليف انجام نشده آنها. مثل روزهاي گذشته پس از تمام کارها بايد به انجام تکاليف بچه ها برسيد، وقتي شما بچه بوديد کسي در انجام مشق هايتان کمکتان مي کرد؟ زماني که فرزندانتان خيلي کوچک بودند معمولا شما به جاي آنها تصميم مي گرفتيد. به اين ترتيب که فعاليت آنها را شکل مي داديد، برنامه غذايي آنها را طرح و زمان خوابيدن آنها را کنترل مي کرديد. حتي وقتي به آنها کمک مي کرديد تا خودشان بتوانند انتخاب کنند حتما بر انتخاب آنها از نزديک نظارت مي کرديد. وقتي فرزندانتان به مدرسه رفتند معلمشان هم چنين راهنمايي هايي را در اختيارشان مي گذاشت. اما تکليف درسي ، براي بسياري از کودکان اولين مسووليتي است که به عهده آنها واگذار شده است. اين ديگر به عهده آنهاست که بخواهند آن را به خانه بياورند يا انجام ندهند. تکليف درسي به بچه ها درس مسووليت مي دهد. بررسي ها نشان مي دهد بچه ها از طريق تکليف درسي ، مهارت هايي را مي آموزند که بتوانند بزرگسالاني غيروابسته ، داراي انگيزه و موفق بار بيايند. آنها ياد مي گيرند وظيفه اي را شروع کنند و به پايان برسانند و وقت خود را سازمان دهند؛ بنابراين اهميت دارد فرزندان ياد بگيرند تکاليف درسي را خودشان انجام دهند؛ اما اگر فرزندتان تکاليفش را در دست بگيرد و پيش شما بيايد و بگويد من نمي توانم اين را انجام دهم ، واکنش شما چه خواهد بود؟ بعضي بچه ها شکايت دارند که تکليف درسي شان بسيار مشکل است. به دشواري مي توان متوجه شد که آيا آنها واقعا نمي توانند آن را انجام دهند يا اين که نمي خواهند. حتي ممکن است اين احتمال وجود داشته باشد که معلم به اندازه کافي تکليف درسي را تشريح نکرده باشد. هرگاه فرزندتان توانايي انجام کار را داشته باشد، احتمال دارد تنها اعتماد به نفس کافي نداشته و به تشويق و دلگرمي نياز داشته باشد. براي پدر يا مادري که احساس کند فرزندش بي دست و پا و نالايق است اين يک واکنش طبيعي است که قدم پيش گذارد و به او کمک کند. هرگاه فرزندتان با نااميدي و افسردگي پيش شما بيايد و تکاليف درسي اش را به شما نشان بدهد و بگويد من هيچ از اين نمي فهمم! نمي دونم چکارش کنم احساس بدي پيدا مي کنيد. او آنقدر خودش را مغلوب تکليف درسي احساس مي کند که شما مجبور مي شويد دستي بالا بزنيد و تکاليف درسي او را انجام دهيد. در حقيقت شما با اين کار به هيچ وجه به او کمک نمي کنيد. شما با انجام دادن تکليف درسي فرزندتان ، اين باور را در او تاييد مي کنيد که او خودش نمي تواند کارش را انجام دهد. شما با اين کار به او مي فهمانيد که در دفعات بعد براي انجام تکاليف درسي اش احساس مغلوب بودن بيشتري بکند. بهترين کمکي که مي توانيد به فرزندتان بکنيد اين است که او را تشويق کنيد تا خودش تکاليفش را انجام دهد. انجام تکاليف بدون نياز به ديگران به فرزندانتان بگوييد از آنها انتظار داريد تکاليفشان را خودشان انجام دهند. ما مي دانيم که تکليف درسي بعضي وقتها براي تو مشکل است ، ولي تو بايد خودت آن را انجام دهي. ما تکليف تو را انجام نخواهيم داد، ولي اگر کمکي از دستمان بربيايد کوتاهي نمي کنيم. انتظار داريم پيش از آن که تقاضاي کمک بکني ، براي حل مسائل يا با پاسخ به پرسشها، از هر گونه که باشند سعي خودت را بکني بدون آن که به فکر دريافت کمک از جانب ديگران باشي. به عنوان يک پدر يا مادر هدف شما اين است که فرزندانتان تکاليف درسي را خودشان انجام دهند. انجام چنين چيزي ظرف يک شب امکانپذير نيست. کار مستقل انجام دادن مهارتي است که بايد در فرزندتان از وقتي اولين تکليف درسي را دريافت مي کند، پرورش داده شود. به همين دليل آغاز صحيح آن بسيار مهم است. درگيري روز افزون شما در تشويق فرزندانتان به اين که کارهاي خود را انجام دهند به داشتن فرزنداني مسوول تر و مستقل تر در سنين بالا منجر خواهد شد. هرگز تکاليف درسي فرزندتان را شما انجام ندهيد فرزندتان بايد هر روز فهرست تمام تکاليف درسي را که لازم است زمان انجام تکاليف درسي روزانه انجام دهند با دقت تهيه کند. مي توانيد به محض اين که هر تکليفي تمام مي شود آن را کنترل کنيد. بهتر است فرزندتان را وادار کنيد از تکاليفي که کمتر مورد علاقه اش است شروع کند تا اين که مطمئن باشيد زمان انجام آنها آمادگي فکري کافي دارند.به خاطر داشته باشيد بچه ها با هم تفاوت دارند. ممکن است فرزند شما در کلاس سوم باشد و در همان زمان به صورت غير وابسته و مسوولانه عمل کند. در اين صورت نيازي نيست که شما هر شب کنار او بنشينيد و ناظر انجام تکاليفش باشيد. از سوي ديگر ممکن است فرزند شما کلاس پنجم باشد و نتواند خودش به کارهايش برسد. در اين صورت شما بايد کمي او را پشتيباني کنيد و با او به شيوه انجام تکاليف شاگردان کودکستان تا سوم ابتدايي رفتار کنيد. هر گاه به صورت غيروابسته عمل مي کند، ميزان درگيري خود را کاهش دهيد. معمولا وسوسه مي شويد يکباره پاسخ تکاليف درسي بچه ها را بدهيد؛ اما به خاطر داشته باشيد که در همين صورت خيلي بيشتر از پاسخ دادن به يک مشکل درسي خاصي ، به او کمک کرده ايد. با تشويق گام به گام فرزندانتان به اين که خودشان تکليفشان را انجام دهند، اعتماد به نفس آنها را افزايش مي دهيد. با نگاهي واقع بينانه در مي يابيد که نمي توانيد تکليف درسي آنها را براي هميشه انجام دهيد، زيرا اين کار براي شخص شما هم بسيار مشکل خواهد شد، چون وقتي او به کلاسهاي بالاتر مي رود چه مقدار جبر، زبان يا شيمي را به خاطر مي آوريد تا به او کمک کنيد؟ از دلگرمي استفاده کنيد براي آن که به فرزندتان دلگرمي دهيد که به صورت غيروابسته و مستقل عمل کند، لازم است بدانيد فرآيند دلگرمي چيست. اين فرآيند ساده شما را قادر مي سازد تا اعتماد فرزندتان را به اين که مي تواند تکاليف درسي اش را خودش انجام دهد، افزايش دهيد. هرگاه او براي انجام تکاليف درسي مدام از شما تقاضاي کمک کرد، سعي کنيد با کمي کمک از جانب خودتان بر توانايي هاي فرزندتان در انجام کارهايش تاکيد کنيد. هنگامي که فرزندتان بتدريج اعتماد به نفس پيدا کرد، وادارش کنيد که قسمت کوچکي از تکليف را خودش به تنهايي انجام دهد. وقتي يک قسمت از تکليفش را انجام داد، با تشويق مجبورش کنيد که قسمت بعد را شروع کند.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:52   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سایت ایسنا شکل گيري ، تداوم و بقاي زندگي جامعه انساني برمبناي يادگيري است و يادگيري نيز بر مبناي آموزش و انتقال آموختني هاي انسان از فردي به فرد ديگر ، از گروهي به گروهي ديگر و از نسلي به نسل ديگر است. اگر نقطه آغاز جاده ناتمام آموزش و پرورش جوامع بشري را وديعه هاي الهي در ذات آموزنده و مشتاق آموختن بشر و دانستن ذاتي مسائل اوليه براي رشد و نمو از قبيل ميل به خوردن و آشاميدن و راه رفتن و... بدانيم ، ادامه آن يادگيري از طريق مشاهده و تجربه و خطا و کسب تجربه هاي زندگي جمعي است. شايد درک اين نکته براي انسان امروزي سخت است که چگونه در زندگي بشر هزاران سال پيش ، شرايطي فراهم بود که آنها الفبا را ابداع کنند، مبدع زبان و خط شوند و در نهايت رو به علوم مختلف و در واقع تقسيم بندي انواع مشاهدات ، تجربيات و آموختني هاي خود کنند؛ اما نقطه حساس و اصل اساسي اين شرايط قوه درک و عقل بشر و ذات زندگي جمعي اوست و اينچنين ، در دوره هاي مختلف زندگي بشر و انتقال و جابه جايي نسلها ، آموزش و پرورش رکن اين حرکت و انتقال شد. اگر روزگاري بشر با اتکا به قوه عقل و تدبير و ذهن هوشيار خود براي انتقال پيام و روح زندگي جمعي تنها به زبان و نمادهاي ابتدايي برگرفته از طبيعت متکي بود ، اينک دنياي وسيع ارتباطات و انتقال آموختني ها و يادگيري ها چشم اندازي زيبا ، وسيع و رو به آينده پيش روي بشر نهاده که مبناي اصول آموزش و پرورش را تشکيل داده است. تغيير رويکرد آموزش و پرورش اگر حرکت قطار آموزش و پرورش در تاريخ ايران و زندگي ايراني را در نظر بگيريم به خود مي باليم که نخستين مسافران اين مسير طولاني که در حال حاضر تعبير دهکده جهاني آن فراگير شده است ، پدران و مادران ايراني ما بودند. شاخص تاريخچه يادگيري ، آموزش و فراگيري در ايران ، تمدن و فرهنگ طولاني آن است. گرچه آنچه امروزه به عنوان نماد آموزش و پرورش عمومي شده است و در کشور ما نيز در قالب کلاسهاي مختلف درس و مقاطع مختلف آموزش و پرورش ابتدايي رواج دارد در ظاهر وارداتي و محصول تجربيات جوامع موسوم به غربي است. از محورهاي قابل توجه آموزش و پرورش در چند سال اخير و پس ازپيروزي انقلاب اسلامي ، افزايش تمايل دختران به آموختن علم و دانش است. اما ايرانيان به عنوان يکي از پيشروترين تمدن هاي بشري توانسته اند پس از دوران بظاهر فترت تمدن و فرهنگ خود که در مسير ناملايمات مختلف تاريخي شکل گرفت ، اينک در قالب نوع امروزي آموزش و پرورش تلاش تازه اي براي فراگيري آغاز کرده اند. با پيروزي انقلاب اسلامي ، مهمترين تغيير ايجاد شده در نظام آموزش و پرورش در نخستين گام ، رويکرد تربيتي و پرورشي کنار آموزش و تقويت آن بود. طبيعي است با پيروزي انقلابي بر پايه آموزه هاي ديني ، پررنگ کردن اين نوع آموزه ها در آموزش و پرورش آن ، خواست مسوولان و مردم است و بر اين اساس محوريت دادن به اين مقوله ، يعني امور تربيتي اولويت کاري آموزش و پرورش شد. کنار آن تقويت ساز و کارهاي دستيابي همگان به آموزش و پرورش و آموختن و دانستن پا به پاي توجه به امور پرورش ، برنامه بعدي آموزش و پرورش بود و اکنون با گذشت ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي ، 96 درصد فرزندان ايران زمين حضور در کلاسهاي درس مقطع ابتدايي را تجربه کرده اند و اين ميزان در دوره تحصيلي راهنمايي و متوسطه بيش از 80درصد را شامل مي شود. تعداد دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي نيز پس از گذشت ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي حدود 20 ميليون نفر است که در مقايسه با پيش از انقلاب اسلامي تقريبا دو برابر شده است. گرچه جوان بودن جمعيت ايران و افزايش آن بويژه پس از انقلاب اسلامي را يکي از دلايل افزايش تعداد دانش آموزان مي دانند، اما مهمترين عامل آن گسترش پوشش تحصيلي مناطق مختلف کشور و افزايش تعداد کلاسهاي درس در تمام مقاطع در مناطق روستايي و عشايري و شهرستان هاي دور و نزديک است. فعاليت سازمان گسترش و نوسازي مدارس پس از پيروزي انقلاب اسلامي کنار تلاش نيکوکاران مدرسه ساز ، تعداد مدارس موجود کشور را به نسبت قبل از انقلاب به حدود 2برابر رسانده است و گرچه هنوز به لحاظ فضاي آموزشي و کلاس درس کمبودهايي ديده مي شود ، ولي اين کمبودها کنار آهنگ رشد جمعيت دانش آموزي به نسبت قبل از انقلاب درصد کمتري است. تلاش براي نخبه گرايي و خلاقيت يکي از قابل توجه ترين و در عين حال قابل نقدترين برنامه هاي آموزش و پرورش پس از انقلاب ، تغيير محتوايي و شيوه آموزش دانش آموزان دوره هاي تحصيلي است. توجه به مقطع پيش دبستاني به عنوان آموزش غيررسمي و غيردولتي فرزندان ملت و بهره گيري از آموزش هاي نوين تجربه گرا و مشارکتي ، سرآغاز اين تغيير است و در دوران ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان هم با توجه به شرايط سني دانش آموزان در هر مقطع شاهد تغييرات شگرف و نحوه ارائه دروس ، بالا بردن سطح علمي معلمان و مربيان و تربيت آنها بر مبناي توان ارائه آموزش هاي مشارکتي و خلاقانه به دانش آموزان هستيم. در اين ميان دوره متوسطه تحصيلي به عنوان آخرين دروازه ورود دانش آموزان به دنياي تجربه گراي اجتماع خواه ادامه تحصيل در مقاطع دانشگاهي و خواه بازار کار شاهد تغييرات بيشتري بوده است. تلاش براي تغيير الگوي يادگيري و آموزش و تغيير مسير آن از يادگيري هاي نظري به سوي يادگيري هاي عملي در طول 25سال گذشته بويژه در دهه پس از پايان جنگ تحميلي ، ملموس بوده است. گسترش هنرستان هاي فني و حرفه اي و آموزشکده هاي داراي رشته هاي تحصيلي فني و تجربي و تاسيس دبيرستان هاي کار دانش ، نمونه عملي گرايش به اين سمت يعني تقويت خلاقيت و پرورش نيروي کار است. تلاشهاي آموزش و پرورش در دستيابي به محيطي تجربي و تلفيق آن با نظريه هاي آموزشي منجر به موفقيت هاي پي درپي دانش آموزان ايراني در المپيادهاي علمي مختلف و تداوم اين موفقيت ها در محيطهاي دانشگاهي است. گرچه ناکارآمدي در جذب نخبه هاي آموزش و پرورش و نارسايي وجوه ديگر مسوول آموزش و به کارگيري نيروهاي جوان در شغلهاي متناسب عاملي منفي براي تداوم موفقيت ها و ثمردهي ذهن هاي پويا و خلاق در بستر اجتماع شده است. دختران دانش آموز و تغيير ذهنيت ها يکي ديگر از محورهاي قابل توجه آموزش و پرورش در چند سال اخير و پس از پيروزي انقلاب اسلامي گسترش سال به سال تمايل دختران به آموختن علم و دانش و فراگير کردن امکانات براي تحت پوشش قرار دادن دختران تا مقاطع عالي تحصيلي است. اگرچه اکنون برخي افزايش و پيشي گرفتن دختران دانشجو را عاملي نگران کننده تلقي مي کنند ، اما در بدبينانه ترين حالتها هم وجود دختراني باسواد و خلاق در جامعه حتي اگر شغل و حرفه درآمدزاي مناسبي هم براي آنها فراهم نشود ، غنيمت بزرگي به شمار مي رود که بايد آن را قدر دانست.در حال حاضر براساس آمار موجود ، تقريبا نيمي از دانش آموزان کشور را دختران تشکيل مي دهند که جداي از فراهم کردن و گسترش امکانات تحصيل آنان ، زمينه سازي فرهنگي براي تمايل خانواده ها به سوادآموزي دختران از سوي نظام آموزش و پرورش قابل توجه است



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:50   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

روزنامه همشهری فهميدن سؤال نصف جواب است يكي از مسائل اساسي در زمينه، موفقيت در امتحانات، به روش امتحان دادن مربوط مي شود.اكثر دانش آموزان و دانشجويان بر اين عقيده هستند كه اولين انتخاب در امتحانات تستي، بهترين انتخاب است. در صورتيكه تحقيقات نشان ميدهد كه اين عقيده صحيح نيست. در زير به پاره اي از مسائل كه با استفاده ازتحقيقات روانشناختي به دست آمده اند و برموفقيت درامتحانات موثرند پرداخته شده است.

 1. زمان امتحان دادن را طوري تقسيم بندي كنيد كه طي دو سوم از مدتي كه در اختيار داريد به پاسخ دادن به سوالات اختصاص يابد و يك سوم آن را به مرور كردن پاسخها بپردازيد.

 2. وقت خود را با فكركردن در مورد سؤالهاي مشكل كه جواب آنها را نميدانيد به هدر ندهيد. درصورتيكه پاسخ سؤالي را نميدانيد، آن را علامت بزنيد و به سؤال بعدي بپردازيد. در پايان مي توانيد به اينگونه سؤالها بيشتر فكر كنيد و احتمالا جواب آنها را بطور صحيح بدهيد.

3. به منظور افزايش تمركز، پس از دريافت برگه سؤالها، ابتدا با برگه اي كه مخصوص پاسخهاست روي سؤالها را پوشانده و سپس شروع به خواندن سوالها و جواب دادن به آنها يكي پس از ديگري نمائيد. اگر پاسخ سؤال اول را دانستيد شروع بنوشتن آن بكنيد، در غيراينصورت به سؤال دوم بپردازيد. بهتراست قبل ازشروع به پاسخ دادن به سؤالها تمام آنها رانخوانيد. زيرا اين امر تمركز شما را كاهش ميدهد.

 4. در شروع امتحان خودتان را با اين جمله كه (امتحان سخت است) نترسانيد. بسياري از دانش آموزان در همان لحظه اي كه در حال خواندن سؤال هستند، پيش خودشان زير لب تكرار ميكنند كه اين سؤال سخت است. چنين دانش آموزاني هرگز نمي توانند بطور دقيق به سؤالها پاسخ دهند. بهتر آن است كه در زمانيكه در حال خواندن سؤال هستيد تمام تمركز شما فقط بر روي سؤال باشد.

 5. قبل از شروع كردن به پاسخ دادن به هر سؤال، آن را با دقت بخوانيد و سعي كنيد ابتدا دقيقا بفهميد كه چه موضوعي در سؤال مطرح شده است.اعتقاد بر اين است كه حدود پنجاه درصد از جواب در خود سؤال پنهان هست.

 6. در صورتيكه سؤال را نمي فهميد، بهتر است از مراقبين جلسه توضيحاتي پيرامون آن بخواهيد. حتي توضيحات بسيار مختصر هم ميتوانند مفيد واقع شوند.

 7. در صورتيكه در پايان جلسه امتحان وقت اضافه داشتيد، بهتر است كه جواب سؤالها را مرور كنيد تا اگر اشكالي در آنها وجود دارد پيدا كنيد و آنها را برطرف كنيد.

 8. هرگز براي خارج شدن از جلسه امتحان عجله نداشته باشيد. بسياري از دانش آموزان و دانشجويان محتويات كتاب را كاملا فهميده اند اما از آنجائي كه در جلسه امتحان كمي عجله ميكنند نمرات مطلوبي بدست نمي آورند. از آنجائيكه پاره اي از امتحانات خصوصا در دوره دبيرستان و دانشگاه به صورت تستي برگزار ميشوند،

در زير نكات مهم و ضروري پيرامون اينگونه امتحانات ارائه گرديده است. 1. پس از خواندن سؤال ابتدا جواب سؤال را حدس بزنيد وسپس به جوابهاي ارائه شده توجه كنيد. اگر جوابي را كه براي سؤال حدس زده ايد در بين جوابهاي ارائه شده بود، با اطمينان كامل همان را انتخاب كنيد و در پاسخنامه همان را علامت بزنيد. 2. اگر در بين جوابهاي ارائه شده اولين آنها درست بود، به مابقي پاسخها هم توجه كنيد. زيرا ممكن است دربين پاسخها دو جواب صحيح وجود داشته باشد كه يكي از آنها كاملتر از ديگري است. 3. در مورد سؤالهاي مشكل و آنها كه شك داريد، ابتدا جوابهائي كه مطمئن هستيدغلط است را حذف كنيد و سپس به مقايسه مابقي جوابها و انتخاب كاملترين آنها بپردازيد. 4. هميشه به اين موضوع توجه داشته باشيد كه ممكن است پاسخ يك سؤال در ديگري پنهان باشد. 5. گاه گاهي چك كنيد كه مبادا جواب سؤالها را جابجا در برگه پاسخنامه علامت بزنيد. 6. هرگاه لغاتي مانند (هميشه، اغلب، برخي اوقات، هرگز، تنها، فقط، بايد، بطور لازم، بطور كامل، و...) در جمله بكار روند ممكن است معني جمله را عوض كنند. بنابراين هميشه به لغات كليدي و حساس در جملات دقت بيشتري داشته باشيد



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:50   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

عرصه عمومى از نبود شادى رنج مى برد شرايط تاريخى، جغرافيايى هر كشورى، در ايجاد ذهنيت افراد آن اجتماع از پديده هاى روانى- فرهنگى نقش ترديد ناپذيرى دارد. برخى پديده ها به خصوص در حالت هاى بحرانى ايجاد ذهنيت نسلى كرده، به يك نسل هويتى متمايز مى بخشد. ويژگى هاى يك نسل چه بسا توسط نسل هاى قبلى يا بعدى نيز استفاده شود، اما براى آنها حكم چارچوب شكل دهنده را نداشته باشد. به رغم دگرگونى ذهنيت نسلى، برخى ذهنيت ها توسط نسل هاى الهام بخش تداوم مى يابند و به نسل هاى آينده حمله مى كنند. سرزمين ما ايران به عنوان كشورى با شرايط اقليمى- استراتژيك خاص، در معرض انواع بلاياى طبيعى و حمله اقوام مختلف غربى و شرقى نيز دستخوش بحران هاى داخلى بسيار بوده است. نبود ثبات و آرامش يا شرايط استبداد، افراد اجتماع را يا به سمت گروه هاى كوچك تر قومى- منطقه اى سوق مى داد و يا به خاطر تسلط مطلق حاكميت مستبد اجازه هرگونه ابزار وجود را از آنان سلب مى كرد. گروه هاى قومى به خاطر قدرت فرهنگى خود علاوه بر تامين نيازهاى روحى افراد آن قوم، در كشاكش اتفاقات روزمره و حتى بحران ها تكيه گاه محكمى محسوب مى شدند. علاوه بر اعتقادات دينى، در اين ميان آداب و رسوم قومى با مراسم مختلف و وسيعى براى هر امر [خرمن كوبى، گلاب گيرى، عروسى، نوروز و...] علاوه بر توجه ويژه به آن، با التفاط زبان، موسيقى، حركات موزون و رنگ به نياز ذاتى انسان براى احساس شادى و نشاط به خوبى پاسخ مى دادند. به تدريج كه قدرت قوميت ها در عرصه عمومى كمتر مى شد و دولت هاى غير ملى يكى پس از ديگرى شكل مى گرفتند و از هم مى پاشيدند، كاركردهاى وسيع و همه جانبه قومى مورد تعرض قرار مى گرفتند. دولت هاى زورگو با بى توجهى به مصالح عمومى اجازه هرگونه ابراز وجود جدى و تمام عيار را كه لازمه شادى است از مردم سلب مى كردند و با ايجاد شرايط سخت فرصتى، فراغتى و درآمدى براى كسى باقى نمى گذاشتند تا به شادى بينديشد. اين روند گرچه به منزله محو كامل رسوم قومى و نشاط منتج از آن نبود اما روزبه روز سيطره حاكميت بر عرصه هاى خصوصى زندگى افراد را افزايش داد. حوادث قبل و بعد از انقلاب اسلامى، جنگ، بحران هاى اقتصادى و ساير اتفاقاتى كه به تجربه در همه انقلاب هاى دنيا در قالب هاى مختلف ظاهر شده است، وضعيت شادى و نشاط در ميان افراد اجتماع را وارد مرحله جديدى كرد. ايدئولوژيك بودن انقلاب، گسترش قدرت حاكميت و نيز شرايط سختى كه پيشتر ذكر شد، شادى را به صورت مقوله اى در حوزه اخلاق مطرح كرد. معيدفر استاد جامعه شناسى دانشگاه تهران در اين خصوص مى گويد: بعد از همه انقلاب ها تلاش گسترده اى مى شود تا جنبه هاى عادى شادى مردم محدود شود. به خاطر تغيير معيارهاى اخلاقى و نيز شرايط سخت و الزام آور بعد از انقلاب ها به شادى هاى مردمى به صورت مقولات مبتذل و غير اخلاقى نگريسته شده و در واقع شادى در قرنطينه قرار مى گيرد. وى مى افزايد: به تدريج كه شرايط ويژه پس از انقلاب ها مى گذرد همه چيز به حال عادى باز مى گردد. با سپرى شدن روزهاى سخت- كه بر جنبه هاى خاص و بيشتر غم انگيز تكيه مى شود- بايد جنبه هاى مغفول مانده در فرهنگ را تقويت كرد و به تعادل رسيد. ادامه برخى شيوه هاى سختگيرانه و بى اعتمادى مردم به برخى از بخش ها به ويژه درپى برخى سخت گيرى ها نسبت به بديهيات عناصر فرهنگى، كار را به جايى رساند كه به زعم اكثر صاحب نظران اكنون ما داراى دو عرصه فرهنگى در كشور هستيم، عرصه خصوصى و عرصه عمومى. با وجود حاكميت افزون تر شادى بر گروه هاى كوچك خانواده، دوستان و خويشاوندان، عرصه عمومى هنوز از نبود تعادل در اين زمينه رنج مى برد. معيدفر با اشاره به برطرف شدن خلاء شادى در عرصه خصوصى معتقد است: مشكل در عرصه عمومى است چرا كه مديريت اين عرصه با دولت است و به خاطر رويكردهاى خاص حكومت به ويژه در دوران هاى گذشته جنبه هاى غم انگيز در اين عرصه تسلط دارند. وى مى افزايد: در گذشته تصور بر اين بوده كه تاكيد بر جنبه هاى غم انگيز فرهنگ باعث پالايش و تذهيب بيشتر جامعه مى شود ولى امروز مشخص شده است كه اصرار بيش از اندازه در اين زمينه به يك عكس العمل منفى منجر شده و حتى مى تواند باعث تقويت ابتذال و شادى هاى مبتذل در جامعه شود.بنابرآنچه گذشت براى ايجاد تعادل در وضعيت روانى جامعه، نقش دولت در ايجاد و تبليغ مراسم شادى آور در عرصه عمومى و تقويت و اجازه ابراز شادى در حوزه خصوصى، انكارناپذير است. از آنجا كه امروزه بخشى از سرنوشت ما در دست دولت هاست گره بسيارى از مسائل شخصى و فردى ما نيز به دست آنها باز مى شود. افزايش اشتغال به خصوص براى جوانان كه شادى از طريق آنان به جامعه تسرى مى يابد، تلاشى براى حاكميت عدالت اجتماعى و كاهش فاصله طبقاتى، تنظيم اوقات فراغت، ترغيب فرهنگ گردشگرى، رواج شادى و نه لودگى از طريق راديو و تلويزيون، تنظيم شيوه هاى مناسب تعليم و تربيت همراه با شادى، توجه نسبت به شيوه هاى مديريتى مناسب و پر نشاط در سازمان هاى دولتى و حتى غير دولتى و ايجاد تعادل جنسيتى در معادله شادى به صورت برنامه هاى كوتاه مدت و بلند مدت براى ايجاد انگيزه در افراد و نيز زدودن رخوت، پوچى و افسردگى از جامعه ضرورى به نظر مى رسد. مهم تر از همه ترويج آزادى، احترام به باورهاى شخصى و خرده فرهنگ هاى موجود و درك نيازهاى زمانه است. شادى براى زيباتر و قابل تحمل كردن زندگى رابطه مستقيمى با ابراز وجود و احساس امنيت دارد احساس امنيتى كه ناشى از توان ابراز وجود در تمامى ابعاد طبيعى و كسب كليه حقوق انسانى است. به گفته دكتر معيدفر، مى توان شاد بود و جامعه مبتذلى نداشت و مى توان غمگين اما سرتاپا آلوده به ابتذال بود.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:46   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 احتياجات غذايى ما از ۴۰ سالگى به بعد تغيير مى كنند. از آنجايى كه سوخت وساز بدن ما از اين سن كاهش مى يابد، كيفيت و كميت آنچه مى خوريم بيش از پيش اهميت پيدا مى كند در نتيجه ضرورى است كه برخى از مواد غذايى را به مواد ديگر ترجيح دهيم. برخى ميوه ها و سبزيجات كه ما در طول زندگى مان مصرف نموده ايم اكنون بسيار گرانبها و با ارزش مى شوند. در درجه اول براى جلوگيرى از اضافه وزن و سپس براى تامين ويتامين ها و مواد معدنى در كاركرد ارگانيسم ما بيشترين نقش را دارند. مواد غذايى معجزه آسا كه مصرف روزانه آنها برترى دارند عبارتند از:

 •اسفناج سبزيجاتى كه داراى برگ تيره هستند سرشار از ويتامين ث و پتاسيم هستند، اما اسفناج گنجى در نهان دارد: ويتامين آ، ويتامين ث، آهن، كلسيم، پتاسيم، ويتامين اى، گروه ويتامين ب و پروتئين. اگر شما طعم اسفناج پخته را دوست نداريد، آن را با سالاد مصرف كنيد يا در سبزى خوردن روزانه خود اسفناج را بگنجانيد.

 •كيوى تمامى مركبات، همچنين طالبى، انبه، زردآلو، هلو و توت فرنگى سرشار از ويتامين ث هستند. اما كيوى از تمام آنها پيشى گرفته است. كيوى كالرى كمترى دارد، و غنى از ويتامين هاى ث، آ، گروه ب، كلسيم و آهن است. كيوى در مقايسه با موز حاوى پتاسيم بيشترى است. همچنين منبع بسيار خوبى از منيزيم، آهن، مس، روى و فسفر است. برترى ديگر اين ميوه وجود ويتامين اى در دانه هاى ريز و سياه رنگ كيوى است.

 •غلات تمام غلات خاصيت خاص خودشان را دارند. برخى سرشار از پروتئين هستند و برخى ديگر سرشار از مواد معدنى يا ويتامين ها هستند. بهتر است براى بهره بردن بيشتر از خواص فوق العاده غلات گاهگاهى از كل غلات استفاده نمائيد. گندم منبع بسيار خوب پروتئين است و شامل ويتامين هاى گروه ب، به ويژه ب۱، ب۲، ب۳، ب۱۲، آهن، نمك هاى معدنى، كلسيم، منيزيم و سديم است.جوانه گندم و روغن جوانه گندم را به عنوان يكى از بهترين منابع ويتامين اى و آهن به حساب مى آورند. همچنين جوانه هاى غلات منابع عالى ويتامين ث هستند. گندم كامل، سبوس و جوانه هاى گندم، آرد جو دو سر، نيز حاوى ويتامين هاى گروه ب هستند. غلات كامل به ويژه جو دوسر، سرشار از آهن و روى هستند.

•حبوبات اگر مى خواهيد كمتر گوشت حاوى كلسترول بخوريد، تركيبات پروتئين هاى گياهى بهترين جايگزين هستند. پروتئين هاى گياهى كه اساساً در دانه هاى گياهى يافت مى شوند (عدس، باقلا، لوبياى خشك، نخود) و غلات، بايد گاهى همه با هم در يك غذا گنجانده شوند. اين بهترين راه براى بهره بردن از پروتئين هاى غيرحيوانى است.

•لبنيات تمام محصولات لبنى سرشار از كلسيم هستند. لبنيات همچنين منبع خوب ويتامين آ، فسفر و منيزيم هستند. اما به دليل مقدار چربى و كلسترول موجود در لبنيات بايد انواع كم چرب و كم كالرى آنها را انتخاب كرد. نبايد فراموش كرد كه ويتامين د، در جذب كلسيم نقش مهمى دارد. پس رمز كار فراموش نشود: روزى ۱۵ تا ۲۰ دقيقه در معرض نور آفتاب قرار بگيريد.

•آب آب رمز سلامتى در همه سنين است. آب نه تنها پوست را مرطوب مى سازد، بلكه به كليه ها و روده ها در دفع ضايعات كمك مى كند. اگر شما به اندازه كافى آب نمى نوشيد، به خاطر داشته باشيد كه ميوه ها از جمله هندوانه، و سبزيجاتى كه برگ هاى سبز تيره دارند، مقادير فراوانى آب دارند.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:45   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

مصاحبه روزنامه شرق با با دکتر سعيد معيد فر شادى چيست؟ حالتى درونى كه هيچ ارتباطى با عوامل بيرونى ندارد يا احساسى كه محيط اجتماعى بر آن تاثير مى گذارد؟ انتخاب هركدام از دو تعريف فوق از آنجا مهم است كه راه هاى متفاوتى براى نيل به شادى و فرحى پيش روى افراد مى گذارد. درونى انگاشتن مطلق شادى با كسب آن از طرق معنوى گره خورده و بر پايدارى و گذرا نبودن اين حالت تاكيد دارد. با اين تعريف، شادى به عنوان سرور و انسان هاى شاد به عنوان انسان هاى سعادتمند تلقى مى شوند. در كتب دينى افرادى كه شاد، مسرور و متهيج هستند و بر شادى هاى مقطعى و گذرا دل خوش نمى كنند انسان هاى سعادتمند معرفى شده اند. ابوعلى سينا در كتاب «بهجت و سعادت» بر اين اعتقاد است كه سعادت، نوع خاصى از لذت است كه با دخالت قوه عاقله پديد مى آيد. بنابراين انسان تا به عرصه عقل و كمالات مربوط به آن وارد نشده و در محدوده حس، خيال، وهم و لذايذ آن باقى بماند به سعادت، شادى و شادابى متناسب با آن نمى رسد. به اين ترتيب سعادت مراتب مختلفى دارد كه شامل شادى روحانى و نشاط و سرور جسمانى است. مطابق تعابير دينى جايگاه شادى هاى طبيعى و دنيوى [پايدار] كه با لذت هاى محسوس همراهند در زندگى مادى و جايگاه شادى هاى معنوى و اخروى [پايدار] در جنت رضوان الهى است. نكته مهم اينكه در آموزه هاى دينى، ممنوع و مقيد شدن برخى از مراتب و اقسام شادى در بعضى حالات، به سبب مزاحمتى كه بين آن رتبه با مرتبه بهتر و برترى از شادى و سرور وجود دارد، توصيه شده است. اديان الهى براى رفع غم و اندوه، شادى هاى مستقل را نهى كرده و آنان را موجب تشديد غم و اندوه دانسته اند. در عين حال اما بر شادى و سرور حقيقى سفارش شده و برخى انواع غم كه حسب ذات افراد انسانى، آنان را به سوى مطلوب و محبوب يعنى رضايت و شادى نامحدود و بيكران مى رساند نيز مطلوب دانسته اند. علاوه بر تعاريف و مصاديق شادى در دين، اين مقوله مورد علاقه جامعه شناسان، روانشناسان، مردم شناسان و متخصصان ساير علوم نيز هست. در اين ميان، جامعه شناسى، شادى را علاوه بر حالتى درونى به مثابه پديده اى اجتماعى درنظر مى گيرد و بر تاثير مولفه هاى اجتماعى و فرهنگى بر آن صحه مى گذارد. دكتر سعيد معيدفر عضو هيات علمى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، صورت واضح شادى را تجلى حالت فرحى در چهره، رفتار و برخوردهاى افراد مى داند و مى گويد: پايه اصلى شادى و غم در درون انسان است اما چون انسان موجودى اجتماعى است شادى و غم او تا حد زيادى تحت تاثير روابط با ديگران، ميزان كسب موفقيت ها، تامين نيازها و انتظاراتش از محيط اجتماعى و حتى خدا است. گرچه امروزه راه هاى متفاوت تجلى و نيل به شادى در فرهنگ هاى گوناگون به رسميت شناخته شده است اما به طور كلى خنده، هيجان و حالت وجد به عنوان نماد جهانى شادى در نظر گرفته مى شود. برخى نيز با اعتقاد بر اينكه صور بيرونى رفتار انسان حسب صورت، قابل شناسايى نيست بر فهم و درك آن رفتار و حركت بر اساس يك فرهنگ خاص تاكيد مى كنند. معيدفر در اين خصوص مى گويد: نيات آدم ها در پشت رفتارشان تا حد زيادى تعيين كننده است. گاهى افراد مى خندند اما خنده آنها از سرشادى نيست، ناشى از يك نوع افسردگى، عدم موفقيت، طعنه به خود يا ديگرى است. آرامش به عنوان يكى از زمينه هاى ايجاد شادى اگرچه در گرو عوامل مختلفى است اما رضايت از حيات، اعتقاد به وجود و نيز حمايت از سوى خداوند خصوصاً در آدم هاى ديندار در ايجاد اين حالت در انسان مهم است. كارشناسان بر دعا به عنوان حالتى روحانى كه موجب انبساط خاطر شده تاكيد كرده اما استفاده از نعمات دنيوى را هم فراموش نمى كنند. آنان با اشاره به اينكه توصيه هاى دين در استفاده از نعمات و آفريده هاى الهى، تنظيم روابط اجتماعى و ايجاد صلح نبايد تحت تسلط ساير جنبه ها قرار گيرد. معتقدند بسيارى از شادى ها در ارتباط با اجتماع [خانواده و دوستان] و نيز درك متقابل و همكارى ميان افراد يك گروه ايجاد مى شود. معيدفر در مواجهه با اين موضوع تاكيد مى كند: كسانى كه دين را صرفاً در وجوه غمبار آن خلاصه مى كنند درك صواب و درستى ندارند. خداوند نعمت هاى بسيارى براى بشر آفريده است كه استفاده از آنها انسان را شاد مى كند، برگزارى همه روزه به صورت يكنواخت و به يك سبك، حتى مى تواند حالات روحانى را كه به انسان شادى مى دهد زير سئوال ببرد. وى در عين حال بر تائيد بسيارى از رسوم شادى آور ملى و باستانى ايرانى از سوى اسلام اشاره مى كند و سيره پيامبر و ائمه در بروز شادى و پنهان كردن غم را دليل توجه ويژه اسلام به شادى و نهى غم و عبوسى مى داند. از آنجا كه خارج كردن بسيارى از مراسم ملى- دينى از حالت جمعى به تضعيف هويت جمعى كه منبع شادى است مى انجامد تقويت روح جمعى در فعاليت هاى گسترده اجتماعى به نبود احساس گسست از اجتماع ميان تك تك افراد جامعه منتهى مى شود.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:45   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

بهناز عباسي مقدم كارشناس ارشد تغذيه از سالها پيش، كاربرد واژه «سيب زميني هاي نيمكتي» براي افرادي كه در حين تماشاي برنامه هاي تلويزيون يا فيلم هاي ويديويي يا بازيهاي كامپيوتري مشغول خوردن تنقلات مي شوند، متداول شده است. امروزه اغلب افراد، فعاليت هاي بدني بسيار اندكي دارند و بيشتر از آن كه كار و فعاليتي انجام دهند، ساعتهاي متمادي در يك محل مي نشينند. البته اگر اين يكجا نشستن با كار فكري همراه نباشد كه فرد را سرگرم سازد، فرد به تدريج تمايل زيادي به خوردن مواد غذايي نرم (شيريني ها ) و تنقلات خوشمزه از قبيل سيب زميني سرخ شده و يا چيپس (معمول ترين نوع مورد استفاده) پيدا مي كند و بدون آن كه توجهي به ميزان دريافت بالاي انرژي و چربي از اين طريق باشد، به خوردن ادامه مي دهد. بسياري از افرادي كه همه روزه در اطراف خود مشاهده مي كنيم، دچار اين عادت غلط هستند. البته ذكر اين نكته ضروري است كه طرز زندگي و عاداتي كه افراد در دوران كودكي و بلوغ دارند، تأثير بسيار زيادي در بروز عادات دوران بزرگسالي آنها خواهد داشت و چنانچه در اين مراحل تأثيرگذار، به بي تحركي عادت كنيم، بي شك در بزرگسالي نيز از تحرك كافي برخوردار نخواهيم بود. بنابراين لازم است براي پيشگيري از عوارض آتي به فعاليت هاي روزانه كودك خود توجه كافي داشته باشيم و اگر كودكان ما بيشتر تمايل دارند به تلويزيون نگاه كنند و يا به جاي ورزش، اخبار و رويدادهاي ورزشي را از طريق تلويزيون دنبال مي كنند، در واقع زنگ خطر براي ما به صدا درآمده است. در واقع مدل«زندگي بي تحركي» كه امروزه گريبانگير ما است، چه بسا الگوي نامناسبي از رفتار و طرز زندگي والدين ما مي باشد كه ما نيز ناخواسته آن را فرا گرفته ايم. لذا بايد به سرعت اين شيوه زندگي را ترك كنيم. تحقيقات پزشكي انجام شده مؤيد اين مطلب است كه عدم فعاليت و زندگي بي تحرك، فرد را مستعد ابتلا به انواع بيماريها نظير بيماريهاي قلبي و عروقي، انواعي از سرطانها، ديابت، فشارخون بالا و چاقي و پوكي استخوان مي كند. حتي افراد لاغر و كم وزن نيز از اين قاعده مستثني نيستند. بعضي افراد لاغر به غلط بر اين تصورند كه به علت وزن كمي كه دارند، احتمال ابتلا به بيماريهاي مذكور در آنها پايين است. ذكر اين نكته ضروري به نظر مي رسد كه ابتلا به بيماريهاي مزبور به شيوه زندگي يعني ميزان تحرك يا كم تحركي فرد بستگي دارد و مي تواند همه افراد را مبتلا سازد. هر ساله طبق آمار، بيماريهاي مزمن ياد شده، هزينه هاي اقتصادي زيادي را به دوش فرد و جامعه تحميل مي كند. زمان آن فرا رسيده است كه ما نيز شيوه زندگي خود را تغيير دهيم و از حالت نشسته و فاقد تحرك خارج شويم و به دوندگان فعال و سالمي مبدل شويم. شايد اين سؤال بارها براي شما پيش آمده باشد كه آيا فعاليت و تمرينات بدني، ما را گرسنه تر مي كند؟ يا اين كه آيا هنگامي كه كار بيشتري از بدنمان مي كشيم، به همان نسبت هم نياز فيزيولوژيكي بيشتري به غذا پيدا مي كنيم؟ و ديگر اين كه علت گرسنگي چيست؟ امروزه يافته هاي پزشكي گوياي اين مطلب است كه در طول فعاليت بدني و بلافاصله بعد از اتمام آن، جريان خون در ارگانهاي هضمي اصلي (معده، روده و...) كند مي شود و متعاقب آن، فعاليت سيستم هضمي بدن نيز كاهش مي يابد. در اين مواقع، بخش عمده خون به ماهيچه هاي بزرگ كه نياز فوري به مواد غذايي و اكسيژن دارند، مي رسد. اين بدان معني است كه براي هضم مواد غذايي موجود در دستگاه گوارش به زمان بيشتري نيازداريم. البته كمي بعد از اتمام ورزش، فعاليت هاي هضمي دوباره از سر گرفته مي شوند. ولي نكته اي كه اشاره به آن ضروري به نظر مي رسد، اين است كه توقف مواد غذايي در معده هنگام تحرك و فعاليت بيشتر بود و غذاها ديرتر هضم مي شوند. همه ورزشكاران بعد از اتمام فعاليت بدني يا ورزش بيشتر تمايل به نوشيدن مايعات دارند و در اين مواقع كمتر ميل به غذا نشان مي دهند. آنچه مسلم است، اين كه انجام هرگونه فعاليت بدني يا ورزش، موجب كاهش قند خون مي شود، بنابراين نوشيدن يك فنجان آب ميوه و يا يك ميان وعده خيلي سبك در اين مواقع توصيه هاي بسيار مناسبي هستند. امروزه افراد زيادي مايلند از تناسب اندام برخوردار باشند. مشكل عمده آنها اين است كه نمي دانند بايد از كجا شروع كنند و چگونه اين خواسته را عملي كنند. اگرچه انجام فعاليت مرتب يا ورزش بسيار ضروري است، اما اكثر اوقات نقطه شروع آن دشوارترين بخش است، به عنوان مثال اغلب افراد نمي دانند آ يا انجام ورزش يا هر گونه فعاليت منظم در صبح مفيدتر است يا در ظهر يا در شب؟ علاوه بر اين عده اي نيز با اين سؤال مواجه هستند كه آيا ورزش يا فعاليت بدني بايد هر روز صورت گيرد يا انجام آن به طور يك روز در ميان نيز كفايت مي كند؟ سرانجام اين كه مناسب ترين شيوه انجام ورزش يا فعاليت بدني چگونه است؟ سؤالهاي مطرح شده از ديد افراد مختلف، ممكن است پاسخ هاي متفاوتي را دربرداشته باشد. اما آنچه كه در ابتدا و قبل از هر چيز فرد بايد به آن توجه كند، تغيير رفتار در خود است كه با به كار بردن شيوه مؤثري كه تحت نام «الگوبرداري» خوانده مي شود، قابل اجراست. اين مدل را به راحتي در زندگي روزمره خود مي توانيم به كار بنديم. در واقع اصل و پايه اين شيوه، تقليد و انجام كارهاي يك فرد مشخص است. براي ساده تر شدن موضوع، اجازه بدهيد اين مدل را براي خودتان به كار بنديم. شما به عنوان مثال، تصور مي كنيد كه فعاليت فرد خاصي كه در نزديكي شماست، مناسب بوده و مايل هستيد كه نحوه فعاليت هاي شما هم شبيه او باشد، يعني بتوانيد مثل او فعاليت منظم و مرتبي داشته باشيد. در ابتدا مي توانيد خود را به جاي او تصور كنيد، يعني فرد مورد نظر، هر فعاليتي كه انجام مي دهد، فكر كنيد كه اين خود شما هستيد كه اين كارها را انجام مي دهيد. در روش ديگر نيز مي توانيد با فرد مزبور گفت وگو كرده و از وي بخواهيد براي شما نحوه اجراي فعاليت كنوني خود را شرح دهد و موانع و مشكلاتي را كه از ابتدا تاكنون با آن مواجه بوده، برايتان بازگو كند. استفاده از هر دو تكنيك، در شيوه «الگوبرداري» مؤثر است. به عنوان مثال در تكنيك اول، فرض مي كنيم كه يكي از نزديكترين دوستان شما برنامه ورزشي مرتبي را انجام مي دهد. ابتدا در ذهنتان، دوست خود را در حال آماده سازي خود براي انجام ورزش مجسم كنيد، سپس براي چند لحظه خود را جاي دوستتان قرار دهيد. تصور كنيد كه در حال مرتب كردن لباس ورزش خود هستيد و در حال تنظيم ساعت براي ورزش هستيد و در مرحله بعد لباس ورزش مي پوشيد، ورزش مي كنيد و پس از پايان آن در حال استراحت هستيد. خواهيد ديد كه بعد از چند روز خود توانايي انجام ورزش و فعاليت بدني مرتب را پيدا خواهيد نمود. در تكنيك دوم نيز، به رفتار افرادي كه به طور مرتب ورزش مي كنند(كه ممكن است دوست شما يا عضوي از خانواده باشند) به دقت توجه كنيد و ببينيد كه چطور براي ورزش آماده مي شوند و از چه تكنيكهايي براي تناسب اندام خود استفاده مي كنند؟ چند بار در هفته ورزش مي كنند؟ چطور ساير برنامه هاي خود را تنظيم مي كنند كه تداخلي با فعاليت مرتب آنها نداشته باشد؟ بعد از يافتن پاسخ اين سؤالات و وفق دادن تكنيك هاي اين افراد با شرايط خودتان متوجه مي شويد كه شما هم مي توانيد يك ورزشكار با نظم باشيد و با تغيير شيوه زندگي خود از حالت نشسته (سيب زميني هاي نيمكتي) خارج شده و از تناسب اندام خوبي برخوردار شويد!



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:43   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

دستگاهها و سازمانهاي آموزشي بايد پاسخگو، مشاركت آميز و مسئوليت پذير باشند. تجربه دهه ۹۰ بر اين نياز تأكيد كرد كه اداره دستگاههاي آموزشي از نظر كارايي، مسئوليت و محاسبه پذيري و شفافيت و قابل انعطاف بودن بايد بهتر شود تا بتواند پاسخگويي مؤثري به احتياجات متنوع آموزندگان بنمايد. اصلاح مديريت آموزشي، يك نياز فوري است. شكل هاي فوق العاده متمركز و استاندارد شده مديريت را كه با صدور فرامين به حركت درمي آيند بايد به صورت مديريتي درآورد كه نامتمركز باشد و تصميمات در آن بيشتر از راه مشاركت گرفته شوند. - تعهد و اولويت ويژه اي بايد به برابري جنسيتي داده شود. در اين خصوص در سراسر نظام آموزشي بايد تعهدي براي پديد آوردن نگرش ها و رفتارهايي وجود داشته باشد كه آگاهي جنسيتي و تحليل آن را دربرگيرد. همچنين در محيط يادگيري، محتوا، فرايندها و حيطه آموزش بايد فارغ از ستم و تبعيض جنسيتي باشد و برابري و احترام را تقويت كند. - اجراي برنامه ها و اقدامات آموزشي براي مبارزه با بيماري هاي واگير دار و ويروس ايدز به عنوان امري فوري مورد توجه قرار گيرند. - آموزگاران در ترويج آموزش با كيفيت مطلوب نقش اساسي دارند. لذا در تمام سطوح دستگاه آ موزشي بايد به آموزگاران احترام گذاشت و حقوق كافي به آنان داد. در عين حال، آموزگاران نيز بايد مسئوليت هاي حرفه اي خود را بپذيرند و در برابر شاگردان و جامعه از محاسبه پذيري و مورد اعتماد بودن برخوردار باشند. حال تمام كشورها اعم از توسعه يافته و در حال توسعه با متعهد شدن به اهداف و استراتژيهاي فوق الذكر، تلاشهاي گسترده اي را بايد انجام دهند تا در ارزيابي هاي ميان برنامه (۲۰۰۷) و پايان برنامه (۲۰۱۵) بتوانند عملكرد قابل قبولي را فراروي جهانيان و بويژه مردم خود ارائه دهند. در حال حاضر ۱۱۳ ميليون كودك و نوجوان در كشورهاي در حال توسعه خارج از مدرسه هستند كه ۶۰ درصد آنها دختران هستند. خوشبختانه در اين خصوص كشورمان از شاخص هاي خوبي برخوردار است، ولي هنوز هم درصد كمي از بچه هاي ايراني بويژه دختران در مناطق محروم و دورافتاده به مدرسه نمي روند كه بايد با فرهنگ سازي مناسب تلاش شود تا شرايط براي ورود همه كودكان لازم التعليم بويژه دختران به مدرسه فراهم شود. از ديگر چالش هاي مهم فراروي برنامه آموزش براي همه، ضعف كيفيت آموزشي است كه عدم تطابق محتواي كتب آموزشي با نيازهاي واقعي دانش آموزان در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و همچنين مشاركتي نبودن فضاي كلاس و تدريس و فعال نبودن دانش آموزان در فرآيند يادگيري از مصاديق آن مي باشد. لحاظ نشدن دوره پيش دبستاني در ساختار نظام آموزشي و مشخص نبودن متولي اين دوره آموزشي در كشور كه موجب عدم بهره گيري خيل عظيم كودكان در سنين اوليه كودكي از آموزش (تا ۶ سالگي) كه سرنوشت سازترين دوران براي شكل گيري ساختار ذهني و شخصيتي آنان است از ديگر چالش هاي فراروي برنامه آموزش براي همه مي باشد. همچنين وجود قريب به ۱۰ ميليون بيسواد بزرگسال و خيل عظيمي كه در معرض خطر بازگشت به بيسوادي هستند از چالش هاي مهمي است كه ضرورت بازنگري در برخي از شيوه هاي موجود سواد آموزي و بهره گيري از شيوه هاي نوين آموزشي و دخالت دادن جامعه مدني در فرآيند آموزش بزرگسالان را مشهود نموده است. عليرغم چالش هاي فوق الذكر، خوشبختانه كشورمان در اكثر شاخص هاي آموزشي، وضعيت خوب و مناسبي را دارا مي باشد كه در سطح منطقه و آسيا و حتي در سطح جهاني نيز بارها به عنوان يك موفقيت مهم از آن ياد شده است و انتظار مي رود با برنامه ريزي صحيح و با در نظر گرفتن اهداف و استراتژيهاي سند داكار، چارچوب عملي كه استراتژيها و برنامه آموزش را تا سال ۲۰۱۵ تدوين و تعيين مي كند بتواند راهنماي خوبي براي فعاليت وزارت آموزش و پرورش و كليه نهادها و دستگاههاي دولتي و غيردولتي مرتبط با آموزش قرار گيرد و همچنين بتواند چالش هاي فراروي نظام آموزشي را مرتفع سازد. منابع: ۱- يونيسف، وضعيت كودكان جهان ۲۰۰۳، دفتر يونيسف تهران ۲- گزارش تحليلي ارزيابي آموزش براي همه منطقه آسيا و حوزه اقيانوس آرام، ترجمه دفتر همكاريهاي علمي بين المللي وزارت آموزش و پرورش، اسفند ۷۹.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:40   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سند داكار تأكيد مي كند كه آموزش، كليد توسعه پايدار و صلح و ثبات در درون ممالك و بين كشورهاست و لذا ديگر جايز نيست كه اهداف آموزش براي همه بيش از اين به تأخير انداخته شود. گروههاي هدف مورد نظر در سند داكار عبارتند از: - بچه هاي ۳ تا ۶ ساله (پيش دبستاني) - بچه هاي در سن آموزش رسمي پايه (دوره هاي ابتدايي و راهنمايي با تأكيد بر دختران) - بچه هاي خارج از مدرسه (بچه هايي كه هرگز در مدرسه ثبت نام نشده اند و بچه هايي كه قبل از رسيدن به پايه نهم ترك تحصيل كرده اند) - بزرگسالان فاقد سواد سند داكار ۶ هدف و ۱۲ استراتژي دارد و بر طبق تعهد وزراي آموزش و پرورش، تمامي كشورها مي بايست برنامه عمل ۱۵ ساله خود را تا سال ۲۰۱۵ برمبناي اين اهداف تدوين كنند و به سازمان يونسكو ارائه نمايند كه اكثر كشورها در اين خصوص اقدام نموده اند. آخرين مهلت تعيين شده براي تدوين اين برنامه عمل پايان سال ۲۰۰۲ بوده است. مهمترين موضوعي كه در خلال سند داكار مكرراً از آن سخن به ميان مي آيد، اين است كه سازوكارهاي اجراي اهداف و راهبردهاي آموزشي بايد مشاركتي باشد. بنابراين مشاركت جامعه مدني و بخش خصوصي در قلب فعاليت ها قرار دارند. اهداف شش گانه آموزش براي همه در سند داكار عبارتند از: ۱- گسترش و پيشبرد مراقبت و آموزش جامع پيش دبستاني، بويژه كودكان محروم و نيازمند. ۲- حصول اطمينان از اينكه تا سال ۲۰۱۵ تمام كودكان بويژه دختران، كودكاني كه در شرايط سخت زندگي مي كنند و آنهايي كه به اقليت هاي قومي تعلق دارند به آموزش ابتدايي اجباري و با كيفيت خوب دسترسي داشته باشند. ۳- اطمينان از اينكه نيازهاي يادگيري تمام نوجوانان و جوانان از طريق دسترسي عادلانه به آموزش مناسب و دوره اي ويژه مهارتي برطرف گردد. ۴- دستيابي به پيشرفت ۵۰ درصدي در سطوح مختلف سواد آموزي تا سال ۲۰۱۵، بويژه براي زنان و دسترسي عادلانه تمام بزرگسالان به آموزش پايه و مداوم. ۵- از ميان بردن تبعيض جنسيتي در آموزش ابتدايي و متوسطه تا سال ۲۰۰۵ و دستيابي به تساوي جنسيتي در آموزش تا سال ۲۰۱۵ با تأكيد بر اطمينان از دسترسي مساوي و كامل دختران به آموزش پايه با كيفيت خوب و موفقيت در آن. ۶- پيشبرد تمامي جنبه هاي كيفي آموزش و حصول اطمينان از تعالي همگان آنچنان كه همه به نتايج آموزشي مشخص و قابل سنجش، بويژه در سواد آموزي، حساب و مهارت هاي اساسي زندگاني دست يابند. به منظور دستيابي به شش هدف فوق، سند داكار راهبردهايي مشخص كرده است كه در تحقق برنامه آموزش براي همه داراي اهميت زيادي هستند، برخي از آنها عبارتند از: - دولت ها بايد به قبول تعهدات سياسي استوار تن در دهند و منابع و امكانات كافي براي كليه اجزا آموزش پايه پيش بيني كنند. دست زدن به اين اقدام يك گام كاملاً ضروري در اجراي تكليفي است كه دولت در قبال همه شهروندان خود دارد. - تعهد جامعه مدني و مشاركت آن در اجرا و نظارت به راهبردهاي توسعه آموزش و پرورش تضمين شود. در اين راستا، بايد به يادگيرندگان، آموزگاران، والدين، سازمانهاي غيردولتي(NGO) و ساير ارگانهاي نمايندگي كننده جامعه مدني بايد حيطه عمل سياسي و اجتماعي جديد و گسترده تري داده شود تا دولت ها را به گفت وگو، تصميم گيري و ابتكار در حول اهداف آموزش پايه متعهد سازند. جامعه مدني در شناسايي موانع تحقق اهداف آموزش براي همه و راه هاي از ميان برداشتن آن موانع تجربه فراوان دارد و مي تواند و بايد نقش حساس در اين زمينه ايفا كند. در اين راستا مشاركت جامعه مدني نبايد فقط به صورت صحه گذاردن بر تصميمات و برنامه هاي دولتي براي تأمين اعتبار محدود شود بلكه دولت ها در تمام سطوح تصميم گيري بايد سازوكارهاي منظمي را براي گفت وگو بوجود آورند كه شهروندان و سازمانهاي جامعه مدني را قادر سازند تا در برنامه ريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي آموزش پايه نقش خود را ايفا كنند.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:40   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 در پي برگزاري اجلاس جهاني آموزش در داكار در سال ۲۰۰۰، «چارچوب عمل داكار- آموزش براي همه: عمل به تعهدات جمعي» مورد تصويب وزراي آموزش و پرورش كشورهاي جهان قرار گرفت و دولتها متعهد شدند كه وضعيت آموزش و پرورش خود را به لحاظ كمي و كيفي تا سال ۲۰۱۵ بهبود جدي بخشند. با عنايت به اهميت كنفرانس داكار و همچنين ضرورت حساسيت زايي و اطلاع رساني در خصوص برنامه آموزش براي همه، سازمان يونسكو ايام برگزاري كنفرانس داكار را هفته «آموزش براي همه» اعلام كرد.هدف «آموزش براي همه» «حذف تبعيض هاي جنسيتي در آموزش در دوره هاي ابتدايي و متوسطه تا سال ۲۰۰۵» اعلام شده است. توجه به آموزش در سطح بين المللي از اواخر دهه۸۰ به صورت جدي شروع شد. ضرورت تعليم و تربيت و پيچيدگي آن و در عين حال مشترك بودن مباحث آموزشي در كشورهاي مختلف، همگان را به فعاليتهاي مشترك در زمينه آموزش ترغيب كرد. بنياد همكاريهاي علمي و فرهنگي- بين المللي در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۵ با تأسيس سازمان آموزش علمي و فرهنگي ملل متحد كه هدف آن ايجاد صلح بر مبناي «همبستگي معنوي و فكري» بود، شكل گرفت كه «جنگها نخست در اذهان بشر آغاز مي شود، از اين رو دفاع از صلح نيز بايد در ذهن انسانها شكل گيرد.» يونسكو با ازدياد و تقويت مناسبات آموزشي، علمي و فرهنگي دو هدف كاملاً پيوسته را تعقيب مي كند. يكي از اين اهداف توسعه است و براساس اين هدف، وراي تقاضاهاي ساده پيشرفت مادي، بايد به طيف گسترده اي از خواستهاي انسان پاسخ گويد، بدون آنكه ميراث نسلهاي آينده را به خطر افكند. هدف بعدي برقراري فرهنگ صلح، براساس آموزش مسئوليت شهروندي و مشاركت كامل در فرآيندهاي دموكراتيك است. علي رغم اين ايده هاي مناسب، فعاليت يونسكو در عرصه آموزش بين المللي در دهه ۵۰ تا ۸۰ تحت الشعاع، جنگ سرد و منازعات قدرت بين دو قطب اصلي نظام بين الملل قرار داشت. به همين خاطر حركت جدي و اساسي كه تمامي دولتمردان را مخاطب قرار داده و تعهد براي دولتها ايجاد كند كه نسبت به آموزش اساسي و پايه و كاهش بيسوادي اقدام كنند صورت نگرفت. اما از اواخر دهه۸۰ ، تشكيل كنفرانس ها و نشست هاي بين المللي در خصوص آموزش، فزوني يافت و جريان و حركت جديدي آغاز شد كه ضمن ايجاد تعهد جدي در ميان دولتها، ملت ها را نيز حساس كرد تا نسبت به آموزش كودكان و بزرگسالان جديت بيشتري صرف كنند. اولين كنفرانس جهاني «آموزش براي همه» در ماه مارس سال ۱۹۹۰ در جامتين تايلند برگزار شد. در اين كنفرانس كه با حمايت خاص سازمانهاي يونسكو، يونيسف، صندوق عمران ملل متحد، بانك جهاني و صندوق جمعيت ملل متحد تشكيل گرديد، رؤسا و وزراي ۱۵۵ كشور جهان و نمايندگان سازمانهاي بين المللي و غيردولتي حضور داشتند و توافق كردند كه اهداف كنفرانس را تا پايان سال۲۰۰۰ به طور جدي در كشورهاي متبوع خود تحقق بخشند. اهداف مهم اين كنفرانس عبارت بودند از: * ارتقاي سطح آگاهي جهانيان نسبت به معضل بيسوادي * آگاهي دادن در مورد نقش آموزش و پرورش در توسعه اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي جوامع *تبادل نظر براي اتخاذ شيوه اي مناسب در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي براي حل معضل بيسوادي * ايجاد تعهد در رهبران جهان، نمايندگان دولتها، سازمانهاي دولتي و غيردولتي به منظور فراهم كردن امكانات آموزشهاي پايه و دانش و مهارتهاي ضروري متناسب با نيازهاي امروزي كودكان. در حين برگزاري كنفرانس جامتين تايلند، نمايندگان شركت كننده بر لزوم يك ارزيابي ميان دهه و همچنين يك ارزيابي پايان دهه جهت روشن شدن چگونگي دستيابي كشورها به اهداف برنامه آموزش براي همه تأكيد كردند. پس از برگزاري اين كنفرانس، سازمان يونسكو دبيرخانه دائمي شوراي «آموزش براي همه» را در پاريس ايجاد كرد تا اين دبيرخانه با انتشار نشريه و بولتن و همچنين ارتباط مستمر با كشورها، روند آموزش براي همه را تسريع كند. بر طبق تعهدات انجام شده در كنفرانس جهاني۹۰ كشور مي بايست در سال ۱۹۹۶ ارزيابي ميان دهه برنامه آموزش براي همه را انجام مي دادند، گزارشهاي تهيه شده دقيق نبوده و بسياري از كشورها به شاخصهاي آموزشي خود توجه چنداني نكرده بودند، لذا نتيجه گيري مطلوبي از چگونگي روند اجراي بين المللي برنامه آموزش براي همه در نيمه اول دهه ۱۹۹۰ به دست نيامد. غلامرضا كريمي معاون دفتر همكاريهاي علمي بين المللي وزارت آموزش و پرورش ارزيابي برنامه آموزش براي همه (۲۰۰۰-۱۹۹۰) در پي رضايتبخش نبودن نتايج ارزيابي ميان دهه، در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) مجمع عمومي سازمان ملل از كليه كشورها تقاضا نمود كه به طور جدي در جهت ارزيابي برنامه آموزش براي همه (دهه۹۰) اقدام نمايند. ارزيابي برنامه آموزش براي همه يك برنامه جهاني بود كه توسط قريب به۱۶۰ كشور انجام شد. هدف از اين ارزيابي اين بود كه كشورهاي مشاركت كننده در برنامه آموزش براي همه را قادر سازد كه: - بتوانند نمايي همه جانبه را از ميزان پيشرفتشان در دستيابي به اهداف برنامه آموزش براي همه پس از كنفرانس جهاني جامتين ۱۹۹۰ به تصوير درآورند. - نسبت به تعيين اولويت ها و روش هاي اميد بخش براي غلبه بر موانع و تسريع پيشبرد كار اقدام نمايند. - با توجه به نتايج حاصله به تجديد نظر در برنامه ها و استراتژيهاي آينده خود بپردازند. به طور كلي هدف عمده اين ارزيابي به دست دادن ديدي جامع از ميزان پيشرفت ها، موفقيت ها و ناكامي ها در اجراي آموزش پايه براي همه كودكان، نوجوانان و بزرگسالان بود. نتايج ارزيابي ها نشان داد كه عليرغم جهت گيريهاي مثبتي كه در روند آموزش براي همه در كشورهاي مختلف ايجاد شده بود هنوز مشكلات و كمبودهاي جدي وجود داشت. خيل عظيمي از بچه ها به مدرسه نمي رفتند، كيفيت آموزش در بسياري از كشورها در حد مطلوب نبود وآموزش در راستاي نياز دانش آموزان و در جهت حل مشكلات آنها در زندگي نبود. مشاركت جامعه مدني در فرآيند آموزشي كم بود و دهها مشكل و معضل ديگر وجود داشت. همه اين مشكلات و نقصان ها، يونسكو و وزراي آموزش و پرورش كشورها را متقاعد نمود كه هنوز بايد بر اهداف اجلاس تايلند تأكيد نمايند چون خيلي از آن اهداف، عملي نشده بودند. بدين ترتيب مقدمات لازم براي برگزاري اجلاس داكار در سال ۲۰۰۰ فراهم گرديد. چارچوب عمل داكار دومين كنفرانس جهاني «آموزش براي همه» كه از ۷ لغايت ۹ ارديبهشت ۷۹ ( ۲۶ لغايت ۲۸ آوريل۲۰۰۰) در داكار سنگال برگزار شد به تصويب چارچوب برنامه عمل داكار منتهي گرديد. نتايج ارزيابي هاي كشورها كه قبلاً در شش اجلاس منطقه اي مورد بررسي قرار گرفته و در چارچوب عمل هاي منطقه اي تدوين شده بود به اجلاس داكار ارائه شد و نهايتاً سران و وزيران آموزش و پرورش كشورها اعلاميه نهايي اجلاس داكار را تصويب كردند و بر اساس آن متعهد شدند، با بسيج تمامي توان خود، در راه دستيابي به اهداف اين اعلاميه بكوشند و تا سال ۲۰۱۵ ميلادي تمامي مفاد آن را در كشورهاي خود جامه عمل بپوشانند. شركت كنندگان در اين كنفرانس با استقبال از تعهدات بين الملل در دهه۹۰ و با تأكيد بر رويكردي كه آموزش را يك حق مي داند و اعلاميه جهاني حقوق بشر كه از آن پشتيباني مي كند جمعاً در برابر جامعه بين المللي متعهد شدند كه شعار آموزش براي هر شهروند را در هر جامعه عملي كنند.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:39   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سطح آموزشي والدين، منابع مالي، عزت نفس و آگاهي در حد تسلط در مقابل اجتناب از تكليف با شيوه فرزندپروري آنها ارتباط دارد. نتايج تحقيقات و مشاهدات نشان داده است كه عزت نفس والدين و استفاده آنها از راهبردهاي آگاهانه در حد تسلط با شيوه پدر و مادري كردن مقتدرانه و استرس پايين در اين امر ارتباط دارد. در صورتي كه سطح آموزشي والدين به يك شيوه پدر و مادري كردن مقتدرانه مربوط باشد، نتايج نشان مي دهد كه برخورد همراه با اعتماد به نفس والدين با شيوه پدر و مادري كردن مقتدرانه و همراه با استرس تا اندازه اي توسط استفاده آنها از راهبرد و روش آگاهي مسلط مشخص مي شود. از سويي ديگر زمينه اجتماعي والدين با توجه به جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند در شيوه فرزندپروري والدين دخالت دارد. عواملي مانند عزت نفس، زمينه اجتماعي و منابع مالي والدين از عوامل اثرگذار بر شخصيت والدين در تربيت فرزندانشان دخالت دارد. والدين گوناگون رفتارهاي گوناگوني با فرزندان خود دارند. رفتار والدين كه متأثر از شخصيت و عزت نفس آنها است مهمترين عامل در تعيين چگونگي روابط ميان آنها با فرزندانشان است چنانچه والدين از عزت نفس، انگيزه و احساس خوب نسبت به خود و ارزش گذاري برخود برخوردار باشند موجب برقراري رابطه مطلوب ميان والدين و فرزندان مي شود. فرزندان خردسال كه محيط زندگي آنها محدود به خانواده است بيشتر از فرزندان بزرگتر از والدين خود تأثير مي پذيرند. شخصيت والدين و رفتار متأثر از آن باعث شكل گيري چهار الگوي فرزندپروري مي شود: پذيرنده سخت گير، پذيرنده سهل گير، طردكننده سخت گير و طردكننده سهل گير. در اينجا دو بعد طرح مي گردد كه بعد اول سهل گير در مقابل سخت گير و بعد دوم، پذيرش در مقابل طرد است. بعد اول مربوط به ميزان استقلالي است كه والدين براي فرزندان خود فراهم مي كنند كه خانواده هاي سخت گير از فرزندان خود توقعات بيشتري دارند و انتظار دارند كه فرزندان بدون چون و چرا از مقررات آنها پيروي كنند. در مقابل خانواده هاي سهل گير به فرزندان خود آزادي بيشتري مي دهند و در بيان عقايد و عواطف به فرزندان خود آزادي و استقلال بيشتري مي دهند. در بعد دوم، يعني پذيرش در مقابل طرد، والدين پذيرنده، كودكان را تشويق مي كنند و با آنان روابط گرمتري دارند و محبت بيشتري را نشان مي دهند. در حالي كه والدين طردكننده غالباً رفتار خوبي با فرزندان خود ندارند و آنها را تحقير و تنبيه مي كنند و از رفتار و گفتار آنها انتقاد مي كنند و به ندرت به آنها ابراز محبت مي كنند. در همه اين الگوها و شيوه هاي فرزندپروري، شخصيت والدين و زمينه اجتماعي آنها و همچنين منابع مالي و تحصيلات آنها از جمله عوامل اثرگذار مي باشد. والديني كه عزت نفس پايين تري را دارند نمي توانند عزت نفس لازمه را در فرزندان خود پرورش دهند و در تربيت فرزندان خود سهل گيرتر مي باشند. چنانچه ملاحظه مي شود شيوه هاي فرزندپروري به شدت متأثر از رفتار و عزت نفس و موقعيت اجتماعي و اقتصادي والدين است. والديني كه داراي نقايص در تربيت فرزندان خود هستند منابع خوب و قابل اعتمادي براي اتكا و اعتماد فرزندان نمي باشند. چون فرزندان در رشد و پرورش خود در درجه اول نياز دارند كه به والدين اعتماد لازم را داشته باشند و با آنها رابطه عاطفي گرم و پذيرنده اي را داشته باشند.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:37   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سيگاربی گمان می توان را رايج ترين ماده اعتياد آور مورد مصرف درسراسر جهان دانست و اين در شرايطی است که بندرت ماده يا مواد اعتياد آور ديگری را (چه از نوع مخدر وغير مخدر ) می توان يافت که از نظر عوارض جسمانی قابل رقابت با سيگارباشد . علاوه بر آن هيچ ماده اعتياد اور ديگری وجود ندارد (يا تا بحال کشف نشده است که درزمان آن سوء مصرف آن ، اينگونه مستقيم وبدون واسطه ، سلامتی ديگر افراد راتا به اين حد به خط بياندازد . از هر 5 نفر که درآمريکا به دلايل مختلف فوت می کنند ، مرگ يک نفر به علت بيماريهای ناشی از سيگار است و از 6 مورد مرگ و مير در بريتانيا ، مسبب يک مورد آن سيگار بوده است . اين رقم در سطح جهان ، طبق آخرين گزارش رياست سازمان جهانی بهداشت 5/3 ميليون نفر درسال است (يعنی 1 ميليون نفر بيش از موارد مشابه در سال 1997). اگر به طوراختصاصی تری به قضيه نگاه کنيم ، در مجموع 30 درصد از کل موارد مرگ ومير ناشی از سرطان ، به علت مصرف سيگار است ودراين ميان در 75 درصد از موارد سرطان مری ، 30 تا 40 درصد از موارد سرطان مثانه و 30 درصد از موارد سرطان پانکراس ، عامل مصرف سيگار را تشخيص داده اند . ازهمه تاسف بارتر اين که مطابق گزارش سازمان جهانی بهداشت احتمال ابتلا به سرطان ريه در همسران مردان سيگاری نيز صادق است درجوامع غربی علی رغم تمام کارشکنی کمپانی های توليدکننده سيگاروصرف هزينه های فراوان جهت تبليغات غير مستقيم برای سيگار (برای مثال نمايش کشيدن سيگارتوسط هنرپيشه های محبوب در فيلمها) ونيز بحرانهای معنوی و اخلاقی وفشارهای روانی فراوان موجود دراين جوامع که بسياری راباهدف کسب آرامش به سوی مشروبات الکلی وسيگار سوق می دهد . بالارفتن سطح آگاهی مردم از خطرات مصرف سيگار ، موجب شده است مصرف سيگار تا حدی کاهش يابد . همين امر توجه شرکتهای چند مليتی توليد کننده سيگار رابه سوی کشورهای جهان سوم به ويژه جمهوری های تازه استقلال يافته معطوف داشته است . بحران های داخلی ومشکلات اقتصادی ونيز سقوط اخلاقی بسياری از اين کشورها بعضا باحمايت دولتهای محلی نيزکه خاصيت تسکين دهندگی و آرامش بخشی سيگار ابزار مناسبی برای رسيدن به اهداف سياسی خود می بينند ، همراه شده است وبازار خوبی را برای سيگار فراهم آورده است . بااين حال ، جوامعی که حرف اول آنها معنويات و اعتقادات دينی می زنند ، از جمله جمهوری اسلامی ايران کماکان سد مستحکمی را در برابر اين هجوم مرگبار تشکيل داده اند . درکشور ما برخلاف بسياری از کشورهای جهان ، روی برچسب پاکتهای سيگار زيان بار بودن آن به مصرف کننده هشدار داده شده است . با اين حال ضرورت اقدامات بيشتر ، از جمله اطلاع رسانی و بالابردن سطح آگاهيهای بهداشتی مردم از طريق رسانه های گروهی صدا وسيما روزنامه ها مجلات و ... بخوبی واضح و مبرهم است . برای مثال چنانچه مردم بدانند که دود سيگار تا چه اندازه به ديگران صدمه می زند ، کمتر به خود اجازه خواهند داد. که در مورد سلامتی ديگران نيز همانند سلامتی خود تصميم گيری کنند . البته ممکن است اين نگرانی وجود داشته باشد که کاهش مصرف سيگار ، شرکت دخانيات را که به هرحال برای عده ای بسياری از هموطنان ما اشتغال کرده است با ضررهای جبران ناپذيری مواجه سازد . اما در پاسخ بايد گفت که شرکت دخانيات تنها 12 تا 13 ميليارد از 40 ميليارد نخ سيگار مصرفی درطول دريکسال را درکشور توليد می کند و مجاز به وارادت سيگارهای خارجی نمی باشد . (برمبنای صحبت يکی از نمايندگان مجلس در کميسيون اصول 88 و 90 قانون اساسی ) درنتيجه ، تمامی سود حاصل ار تفاوت ميزان فوق که بالغ بر 27 تا 28 ميليارد نخ سيگار درسال می شود به جيب قاچاقچيان غيرمجاز سرازير می گرد.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:32   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 مهارتهای زندگی توانايی هايی برای رفتارسازگارانه ومثبت هستند که مارا قادر به مقابله موثر با درخواست ها و چالش های زندگی روزمره می سازد . مقابله با هيجانات - خودآگاهی - ارتباط - تفکر خلاق - تصميم گيری مقابله با استرس - همدلی - روابط بين فردی - تفکر انتقادی - حل سمئله مهارتهای زندگی مارا درتبديل دانش ، نگرشها و ارزشها به مهارتهای واقعی قادر می سازد . مهارتهای زندگی توانايی هايی هستند که مارا به رفتار سالم قادرمی کنند . پيشگيری يا سلامتی – رفتار سالم مثبت – نگرشها وتقويت يا تغيير رفتار +کسب مهارتهای زندگی از طريق تمرين +کسب دانش مهارتهای زندگی توانايی است که به افزايش بهداشت روانی و آمادگی جوانان برا مواجهه با واقعيت زندگی کمک می کند . يادگيری مهارتهای زندگی کودکان ونوجوانان درگير يک فرآيند آموزشی يادگيری پويا هستند که مبتنی بر براصول نظريه يادگيری اجتماعی (بندورا1977) می باشد . بنابراين روشهای مورد استفاده برای فراگيری مهارتها شامل سرمش گيری ، تمرين فعاليت ها ، ايفای نقش ، بازی و بحث می باشد

آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر يادگيری مشارکتی ، فعاليتهای جمعی و يادگيری آزمايشی است .



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:31   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

درسا ل1981 ميلادی نوعی بيماری ناشناخته در آمريکا گزارش شد . عامل اين بيماری نوپديد که در سال 1983 توسط محققين انستيتو پاستور فرانسه مخشص گرديد ويروس hiv وبيماری مذکور را ايدز ناميدند . موج گسترش نگران کننده اين بيماری به سرعت مرزهای جغرافيايی رادرنورديده و تمامی کشورهای جهان را آلوده کرده است اين بيماری لاعلاج و خانمان سوز ايدز با بلای قرن نيز ناميده می شود با سرعت غيرقابل تصور به تهديد سلامت کليه جوامع پرداخته به گونه ای که تلفات ناشی ازاين بيماری تا آخر قرن حاضر بيش از تلفات وبا طاعون د رقرن نوزدهم بوده است . طبق برآوردهای سازمان جهانی بهداشت تا دسامبر2001 ميلادی حدود 63 ميليون نفر درجهان به ويروس H I V آلوده شده اند . تعداد فوت شدگان براثر اين عفونت بالغ بر 22 ميليون بوده است . تنها در سال 2001 قريب به پنج ميليون نفر به جمعيت آلوده به اين ويروس افزوده شده ونزديک به 3 ميليون نفر نيز طی اين سال جان خودرا به دليل ابتلا به ايدز از دست داده اند . بيش از 90 درصد از افراد آلوده جديد متعلق به کشورهای در حال توسعه می باشند . چهارمين موج همه گيری که از حدود سال 1995 در خاورميانه و آسيای مرکزی ظاهر گرديد در اوايل قرن به حداکثر رسيده است . د رحال حاضر درآسيا بخصوص آسيای جنوبی و جنوب شرقی متجاوز از 6 ميليون نفر آلوده به H I V وجود دارد . سرعت رشدآلودگی در آسيا چند برابر ساير قاره ها ودرهردقيقه پنج نفر فرد جوان به ويروس آلوده می شوند . انتظار می رود که در 6 سال آينده اين رقم به 12-10 ميليون نفر برسد و ايدز تا سال 2020 ميلادی همچنان اولين علت در جهان باشد. سازمانهای بين المللی متولی سياستگذاری بهداشت در دنيا اعلام می نمايند که موارد گزارش شده متاسفانه فط مقدار اندکی از کميت واقعی آلودگی و بيماری ايدز را در دنيا مشخص نموده است . تنها در سال 1999 ميلادی 6/5 ميليون نفر مورد جديد به موارد H I V اضافه شده که نيمی از آنها بين 24-15 سال سن دارند . لذا شناخت اين بيماری برای کليه خانواده ها و خصوصا جوانان امری ضروری است . ايدز چيست ؟ ايدز يک بيماری درحال حاضرغير قابل درمان اما قابل پيشگيری است که توسط ويروس H I V منتقل می شود . ويروس H I V به تدريج قدرت دفاعی بدن را کم می کند به طوری که بدن حتی در مقابل بيماريهای خيلی خفيف هم نمی تواند مقاومت کند . بدين ترتيب فردآلوده در ابتدا مرتبا دچار بيماری های جزئی و سپس بيماری های مزمن ودر نهايت عفونت های غير عادی مرگ آور می شود . مرحله نهايی عفونت H I V بيماری ايدز ناميده می شود . چگونه ممکن است به ويروس آلوده شويم ؟ رفتارهای پرخطر و مهمترين عامل آلودگی به ويروس H I V وابتلا به بيماری ايدز است . رفتارهای پرخطر چيست ؟ 1-روابط جنسی با افراد متعدد 2-استفاده از سرنگ وسوزن مشترک برا ی تزريق واستفاده از وسايل برنده مثل تيغ 3-استفاده از نوشيدنی های الکلی و مواد مخدر (ترياک ، حشيش ، گراس و ...) و مواد روان گردان محرک مانند اکستاسی (قرص X ) و... که قدرت تصميم گيری و انتخاب درست را از افراد سلب می کند



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:29   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

Vida_Parno مى نويسد : " نوع رفتار والدين با فرزندان عامل اصلى تشكيل شخصيت آنهاست. بعضى از بزرگترها نسبت به كودكان سخت گير هستند و عده اى همواره با گذشت و اغماض رفتار مى كنند. عده اى از ما والدين آنقدر فرزندانمان را تحت حفاظت و مراقبت قرار مى دهيم كه اعتماد به نفس آنها لطمه مى خورد. در اين مقاله انواع رفتارهاى والدين به سادگى تقسيم بندى شده و عوارض رفتارهاى نادرست ذكر شده است. لطفا مطالعه كنيد... انواع رفتارهاى پدرها و مادرها با فرزندان را مى توان بصورت زير دسته بندى كرد:

 نظارت و سرپرستى شديد : اين نوع رفتار باعث وابستگى شديد مى شود. خوابيدن كودك در كنار والدين، دخالت والدين در انجام امور شخصى در صورتى كه كودكان خودشان از پس آن بر مى آيند،(مانند لباس پوشيدن، ...) اينها نمونه هائى از نظارت و سرپرستى شديد مى باشد. در اينگونه رفتار والدين با هدايت كامل كودك و برداشتن مشكلات از پيش پاى او ، در واقع از پرورش نيروى اعتماد به نفس او جلوگيرى مى كنند. گرچه توجه و مهربانى به كودك امرى ضرورى است اما اگر به شكل افراطى صورت بگيرد موجب دلبستگى شديد به والدين و در نتيجه عدم توانايى وى در دستيابى به استقلال مى شود. كودكى كه بيش از حد به ديگران متكى است ، نياز شديدى به توجه ، كمك، ستايش و تائيد ديگران دارد، اما كودكى كه مستقل و متكى به خود است با حل كردن مشكلات و به پايان رساندن آن احساس رضايت مى كند. كودكانى كه سازگارى بيشترى با همسالان خود دارند بيشتر به استقلال دست مى يابند. كودكان سازگار به دليل داشتن دوستان بيشتر و ارتباط در خارج از منزل ، كمتر از كودكان ناسازگار به مهر و محبت والدين احتياج دارند. كودكانى كه تحت نطارت شديد والدين بوده اند از زودرنجى و بيتابى و فقدان تمركز فكرى رنج مى برند. اين كودكان توانايى كنترل عواطف را ندارند و آشكارا از پذيرفتن مسئو ليت سر باز مى زنند و در برابر انتقاد بسيار حساس هستند. اين كودكان يا بيش از حد مطيع هستند يا سرپيچى و طغيان مى كنند و يا پر حرفى و ادعا بيش از اندازه، كه كمبود شخصيتى خود را برطرف كنند. آنها در مدرسه نيز با مشكلاتى روبرو هستند. از آموزگار خود انتظار توجه بيش از حد دارند. از سويى تكاليف خود را به درستى انجام نمى دهند. والدين اينگونه كودكان نظارت بيشترى را بر آنان اعمال مى كنند و اين خود موجب عقب ماندگى كو دك مى شود. آنان در سازگارى اجتماعى ناپخته، مسئوليت ناپذير، خودخواه و نازپرورده، اغتشاش گر و آشو بگر هستند. آنان از محبوبيت كمترى نيز برخوردار هستند و به ندرت به مقام رهبرى مى رسند .

 گذشت و مدارا گرى : اين گونه رفتار ضد نظارت و سرپرستى شديد است. گذشت و مدارا بجاى محدوديت، اختيار و آزادى فراوان را براى كودك در پى دارد. اينگونه والدين تمامى زندگى خود را وقف فرزندان مى كنند. پدر و مادر با گذشت و مدارا نه تنها افكار و عقايد خود را به فرزندان تحميل نمى كنند بلكه با رضايت خاطر نظر آنها را مى پذيرند. آنان با تشويق و ترغيب فراوان كودك به بازى با كودكان ديگر احساس قوى بودن و محبوبيت را در وى پرورش مى دهند. افراط در گذشت و مداراى بيش از حد ممكن است به سهل انگارى منجر شود. چنانچه والدين به روش سنتى رفتار با كودكان معتقد باشند و آزادى فراوان به كودكان خود ندهند، اين امر موجب اختلاف بين فرزندان و والدين مى شود. در مجموع مى توان گفت چنانچه گذشت و رفتار مداراگرانه به سهل انگارى نينجامد رابطه بهترى ميان والدين و فرزندان بوجود مى آيد. برخوردارى از آزادى مطلوب ، حس اعتماد به نفس را در كودكان بر مى انگيزد و موجب سازگارى آنان با اوضاع اجتماع مى شود. اين كودكان مسئوليت پذير هستند و كمتر رفتار نامطلوبى از خود بروز مى دهند. سهل انگارى در كودك شخصيتى خودخواه، پرتوقع و مستبد مى سازد. چنين كودكى پيوسته خواهان توجه و صحبت با اوست . چنانچه خواسته هاى اين كودكان ناديده گرفته شود با بى صبرى و تندى پرخاشگرى مى كنند و مى خواهند به هر وسيله اى كه شده حرف خود را به كرسى بنشانند. در نهايت مى توان گفت اين كودكان به هنگام تنهايى دچار بيتابى و اندوه مى شوند.

طرد كردن : طرد كردن كودكان شدت و ضعف و همچنين درجات گوناگونى دارد و اينگونه رفتار، گاه به شكل رفتار خصمانه و گاه به شكل بى توجهى به رفاه و آسايش كودك بروز مى كند. پدران و مادرانى كه رفتارى طرد كننده با فرزندان خود دارند، چون مى كوشند تا آنان را پنهان سازند چه بسا از نظر ديگران والدينى دلسوز و بسيار مسئول جلوه كنند . عدم رضايت از زندگى زناشوئى كه عموماْ نتيجه تزلزل و ناپختگى عاطفى پدر و مادر و يا هر دوى آنهاست معمولاْ موجب رفتار طرد كننده مادران نسبت به فرزند مى شود. اما علت اينگونه رفتار در پدران، پرورش يافتن آنان در خانواده هاى بى انظباط و پر از نزاع و مشاجره و همچنين رفتار سختگيرانه مادر بوده است.  منبع سایت فاتح نت



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  10:24   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سبب شناسي اضطراب امتحان در سبب شناسي اضطراب امتحان مي توان نقش سه عامل شخصيتي ، خانوادگي و آموزشگاهي در ايجاد و شدت اضطراب اشاره كرد.

۱- عوامل شخصيتي : در بين اين عوامل مي توان به اضطراب عمومي ، عزت نفس پايين ، استناد دروني شكستها، خود كفايتي پايين ، الگوي رفتاري تيپ A ( كمال گرا ) هوش متوسط و كم بودن انگيزه موفقيت اشاره كرد .

۲- عوامل خانوادگي : توجه بيشتر خانواده ها به وضع درسي بدون توجه به راه ورسم توجه صحيح، چه بسا همين توجه زياد مي تواند عامل ايجاد اضطراب امتحان شود. بنابراين انتظارات نامعقول و بيش از حد توان افراد ، مي تواند در آنان ايجاد اضطراب كند. طبق اصل پيتر Peter افراد تا حدي كه صلاحيت دارند مي توانند از پيشرفتهاي اجتماعي بهره جويند. به جز انتظارات بيش از حد والدين ، الگوهاي خشك و غير قابل انعطاف فرزند پروري ، تنبيه و سرزنش ، عدم ارائه تشويق و تقويت و وضعيت اجتماعي و اقتصادي پايين نيز در بين عوامل خانوادگي با اضطراب امتحان همبستگي دارند.

۳- عوامل آموزشگاهي : اين عوامل مربوط به محيط مدرسه و دانشگاه و موقعيت امتحان است كه در اين رابطه مي توان به انتظارات نابجاي استاد و معلم ، دروس و امتحانات مشكل ، مراقبين امتحان ، محدوديت زماني در جلسه امتحان ، محيط نا مناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا ، نور و تهويه نا مناسب اشاره نمود. به نظر مي رسد هنگامي كه اضطراب از حد معيني افزايش يابد باعث كاهش عملكرد فرد شود در حالي كه اضطراب خفيف يا مقطعي ممكن است موجب افزايش كار و فعاليت شود. روشهاي درماني براي كاهش اضطراب امتحان معمولا" عمده شيوه هايي كه درسال هاي اخير در مورد درمان اضطراب امتحان بكار برده شده است شيوه هاي شناختي رفتاري است . پس به طور خلاصه مي توان گفت كه براي كاهش اضطراب امتحان از همان شيوه هايي كه براي كاهش اضطراب عمومي استفاده مي شود مي توان استفاده كرد . از بين تكنيك هاي شناختي و رفتاري كه براي كاهش اضطراب امتحان استفاده شده است مي توان به موارد زير اشاره نمود. 1- تن آرامي 2- حساسيت زدايي منظم 3- ايمن سازي در مقابل استرس 4- آموزش مهارتهاي مطالعه 5- مقابله با باورهاي غير عقلاني و غير منطقي به شيوه اليس يا بك



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:55   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

تعاريف: ساراسون و ديويدسون اضطراب امتحان را اينگونه تعريف مي كنند، اضطراب امتحان نوعي خود اشتغالي ذهني است كه با خود كم انگاري و ترديد در باره توانائيهاي خود ، مشخص مي شود و غالبا" به ارزيابي شناختي منفي ، عدم تمركز حواس ، واكنشهاي جسماني نا مطلوب و افت عملكرد تحصيلي فرد منجر مي گردد. گيودا ولودلو Gida LudLow اضطراب امتحان را نوعي واكنش ناخوشايند و هيجاني نسبت به موقعيت ارزيابي در مدرسه و كلاس درس تعريف كرده اند . اين حالت هيجاني معمولا" با تنش ، تشويق ، نگراني ، سردرگمي ، برانگيختگي سيستم اعصاب خود مختارهمراه است . از نظر كالو KaLow اضطراب امتحان عبارت است از نگراني فرد در مورد عملكرد ( انتظار شكست ) استعداد و توانايي خويش به هنگام امتحان و موقعيتهاي ارزيابي

 . علائم و نشانه هاي اضطراب امتحان علائم و نشانه هاي اضطراب امتحان همانند علائم و نشانه هاي اضطراب است . با توجه به تحقيقات انجام شده ، آشفتگي معده ،بهم خوردن ساعتهاي خواب و آرامش ، تغييراتي در ميل به غذا، ضعف ، سرگيجه ، تغيير در فشار خون ، ميزان نبض و ترشح هورمونهاي آدرنالين و نور آدرنالين در افراد داراي اضطراب امتحان و يا در ايام امتحانات و در نتيجه هنگام امتحان در افراد مستعد به اضطراب را افزايش مي يابد. همچنين درافرادداراي اضطراب امتحان درامتحانات شفاهي،تپش قلب،پريدگي رنگ صورت،لكنت زبان،حركتهاي غيرارادي دست وپا،تغييرصدا،لرزش بدن وصدا،تغييردماي بدن،خشكي دهان وعرق كردن بارز است. همچنين اضطراب امتحان باعث ضعف ايمني بدن مي شود . ودر نتيجه در ايام امتحانات عفونت دستگاه تنفس در دانشجويان و دانش آموزان افزايش مي يابد .

شيوع اضطراب امتحان در مورد شيوع سني و كلاسي اضطراب امتحان بايد گفت كه با زياد شدن سن و بالا رفتن پايه تحصيلي اضطراب امتحان افزايش مي يابد و به نظر مي رسد اضطراب امتحان بين سنين 10 تا 11 سالگي شكل گرفته و ثبات پيدا مي كند.و تا بزرگسالي ادامه مي يابد . به نظر مي رسد دختران بيش از پسران اضطراب امتحان را تجربه مي كنند . تفاوتهاي جنسيتي در اضطراب به خوبي با نقش پذيري جنسيتي تبيين مي شود . زيرا دردختران ،تشويق به پذيرش اضطراب و قبول آن به عنوان يك ويژگي زنانه ديده مي شود و آن را ويژگي زنانه ادراك مي كنند . و يا به عبارتي دختران يادمي گيرند كه به هنگام اضطراب به طور منفعلانه تسليم شوند. در حاليكه پسران ،درمورد پذيرش اضطراب دفاعي برخورد كرده ، آن را تهديدي براي احساس مردانگي خود به حساب مي آورند . پسران مي آموزند كه با اضطراب كنار آمده و يا آن را انكار كنندو يا راههايي براي مقابله و تسلط بر آن پيدا كنند. موريز و همكاران او ميزان شيوع اضطراب امتحان را بين 10 تا 30 درصد همه دانش آموزان ذكر كرده است.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:53   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

محور اصلى مباحث پيش از امتحان، آرامش است. والدين بايد آرام باشند و محيط امن و آرامى را نيز براى كودكان خويش فراهم آورند اما حقيقتاً آرامش چيست؟ آرامش انرژى است، يك انرژى مثبت و يك قدرت محض كه اگر در يك نقطه متمركز شود، قادر خواهد بود به واسطه ذات خويش، امور مختلف و نيز انسان ها را به توازن برساند. آرامش در حقيقت درون انديشه هاى پاك، احساسات خالص و خواسته هاى منطقى جاى دارد. بنابراين شگفت انگيز نخواهد بود كه بگوييم جوانان و به ويژه دانش آموزان با آن انديشه ها، احساسات و خواسته ها و به رغم شور و هيجان ظاهرى شان از آرامشى درونى برخوردارند. نوعى طمانينه و رضايت. اما والدينى كه رفته رفته از خواسته هاى منطقى فاصله گرفته اند _ ناخواسته _ آشفتگى درون متلاطم خويش را به فرزند خود نيز منتقل مى كنند. اين والدين، حقيقتاً به دنبال آرامش اند. اما كدام آرامش؟ آنها بايد آرامش را در درون خويش جست وجو كنند. وعده آرامش، اميدبخش است. پس بايد به خود اميد دهند، آرامش از دست رفته خود را بازيابند و خويشتن را در كنار فرزند خود ببينند. در برنامه «فرصت هاى سالم براى والدين» كه در برخى مدارس آمريكايى به مورد اجرا گذاشته شده، اصولى در نظر گرفته مى شود كه مطابق آن حمايت خانواده ها از فرزندان و به ويژه همراهى آنها در امور تحصيلى فرزندان افزايش يابد. اين برنامه از سال ۱۹۹۲ و از هاوايى شروع شد و پس از كسب موفقيت، در ايالت هاى ديگر نيز به اجرا درآمد. محورهاى اصلى اين برنامه، افزايش اميد در بين كل اعضاى خانواده، آموزش اصول اخلاقى به دانش آموزان و رايزنى با والدينى است كه رفتار پرخطر داشته و يا از موقعيت اجتماعى _ روحى مناسبى برخوردار نيستند. در مالتا، پس از برگزارى هر امتحان، والدين به مدرسه دعوت مى شوند تا پيرامون وضعيت درسى دانش آموزان و نيز نحوه امتحانات به بحث و تبادل نظر بپردازند. معمولاً در اين گونه جلسات، به والدين اطمينان خاطر داده مى شود كه طراحى سئوالات و يا روش برگزارى امتحانات، ايرادى اساسى نداشته و روى هم رفته با جلب اعتماد والدين، به بررسى جزئيات رفتارى دانش آموزان پرداخته مى شود. فرم هاى تكميل شده و يا نظراتى كه به طور شفاهى مطرح مى شوند، در قالب جزوه كوچكى تدوين مى شوند تا در امتحانات بعدى به دست والدين سپرده شوند. در اينجا نيز تأكيد اساسى بر دانش، هوش و سلامت دانش آموز است و در حقيقت تمامى اين كلاس ها، جلسات و رايزنى ها آموزش به والدين است، كه تنها يك چيز را بياموزند و آمو خته هاى خويش را درست به كار گيرند: آرام باش و آرامش بده.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:49   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

ترجمه مرضيه سليمانى: زمانى نيوتن گفته بود: «اگر من قادرم دوردست ها را ببينم، بدان دليل است كه بر شانه هاى غول ها ايستاده ام.» اكنون اما پژوهشگران معتقدند، براى ديدن افق آينده بايد نسل ها در كنار هم بايستند. بيش از سه هزار سال است كه معلمان و دانش آموزان گردهم مى آيند تا فرآيند يادگيرى را در قالب اهدافى مشخص _ و گاه مقدس _ پى گيرند و در تمام اين مدت نيز دائماً سعى در اصلاح و يا تغيير ساختارهاى آموزشى داشته اند. پيش از اين، والدين، روبه روى فرزندان بودند. امروز اما _ علم جديد مى گويد كه _ والدين بايد در كنار فرزندان خويش قرار گيرند. به گونه اى كه حتى خود را درگير امور تحصيلى آنها كنند. چنين نگرشى البته ساختارهاى آموزشى را به طور كلى دگرگون كرده است. ديگر از آن سخت گيرى ها و انضباط شب هاى امتحان خبرى نيست و در عوض والدين با شركت در جلسات مشاوره، در حالى آنجا را ترك مى كنند كه جزوه اى به دست داشته و روش هاى برخورد با فرزند و چگونگى امن و امان نگه داشتن خانه در طول دوران امتحان را مرور مى كنند. بدين گونه فرآيند يادگيرى از مدرسه ها به منازل راه يافته و والدين ارتباط تنگاتنگى با مدرسه، معلم و بالاتر از همه دانش آموز _ فرزند خود _ پيدا مى كنند. كشور هند در سال هاى اخير، برنامه جامعى را به مرحله اجرا درآورده كه در آن تمامى عوامل دخيل در يادگيرى از جمله مدرسه، معلم، دانش آموز و والدين را در تعامل با يكديگر قرار دهد تا از اين طريق ساختارهاى كهن نظام آموزشى را درهم شكسته و پدر و مادرها را از روبه روى فرزندان به كنار آنها منتقل كند. اين برنامه شامل برگزارى كلاس ها و جلسات مختلف براى والدين و در كنار آن انتشار جزوات و كتاب هاى مرتبط با موضوع است. موضوعات مختلفى طبقه بندى شده اند تا از طريق همين جلسات و يا كتابچه ها بدان پرداخته شود. مثلاً سرفصل يكى از جلسه هاى پرسش و پاسخ عبارت است از «مطالعه اوليه». در اين روش، والدين مى آموزند چگونه فرزندى را به مطالعه علاقه مند كنند كه هيچ گونه تمايلى بدين كار ندارد. «دقيقه پايانى» عنوان يكى از جزوه هاى همين برنامه است و طى آن به والدين آموزش داده مى شود فضاى منزل را طورى ترسيم كنند كه گويى هر شب، شب امتحان است. مطابق اين برنامه، جدول زمانى امتحانات دانش آموزان بايد به مانند تقويمى بر ديوار خانه ها آويزان باشد و والدين روندگذران امتحانات فرزند خويش را با جديت و دقت پى بگيرند. در كنار اين جدول، جدول ديگرى نصب مى شود كه راه هاى مقابله با ترس و اضطراب را پيش روى دانش آموزان نهاده و اعتماد به نفس آنها را افزايش خواهد داد. مثلاً ستون يك اين جدول عبارت است از آيا همه وسايلم را مرتب كرده ام؟ چيزى فراموش نشده؟ و ستون دو: شب زنده دارى نكن! و ستون سه: مراقبت خودت باش! و... همچنين دپارتمان آموزشى آموزش و پرورش آلاسكا، برنامه اى را تنظيم كرده كه در بين اصحاب آموزشى و والدين با نام برنامه «پنج قدم» شناخته مى شود. اجراى اين برنامه از تاريخ اول ژانويه سال ۲۰۰۲ در نظام آ موزشى آلاسكا اجبارى شده و تمامى مسئولين و متوليان، به اضافه والدين و نيز خود دانش آموزان بايستى هر ساله پيش از امتحانات پايان سال در آن شركت جويند. در حقيقت دولت آلاسكا، پس از ابراز نگرانى عميق والدين از برگزارى امتحانات فرزندانشان و نيز ناتوانى برخى از دانش آموزان در پاسخگويى به سئوالات، اقدام به اين كار كرد. مطابق اين برنامه، هرساله و حدوداً دو هفته پيش از شروع امتحانات، والدين دانش آموزان در يك امتحان شركت مى كنند تا ميزان توانايى شان در برقرارى نظم و آرامش و نيز افزايش اعتماد به نفس و سواد علمى فرزندان، مورد ارزيابى قرار گيرد. اغلب اوقات، نتايج حاصله حاكى از آنند كه والدين نقش عمده اى در ايجاد اضطراب و به هم زدن آرامش منزل دارند و عجيب اين كه به دليل فشارهاى عصبى و تنش هاى درونى والدين، نگرانى آنها از امتحانات و مسائلى همچون رقابت هاى فاميلى و ... تمامى اين واكنش هاى مخرب، دقيقاً در شب هاى امتحان رخ مى دهد



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

در اين جا به بررسى روش هاى ساده اى كه والدين و مربيان مى توانند با به كار بردن آنها ، اضطراب امتحان را در بچه ها از بين ببرند ، مى پردازيم .

۱ _ انجام تكاليف درسى ، تمرين حل كردن و.. . بايد از ابتداى سال تحصيلى با نظم و جديت دنبال شود . اگر دانش آموزى در طول ترم تحصيلى خود عملكرد ضعيفى داشته باشد ، تذكر هاى پشت سر هم پدر و مادر در ايام امتحان نه تنها هيچ كمكى به كودك يا نوجوان نمى كند ، بلكه موجب ترس و آشفتگى بيشتر او هم مى شود .

۲ _ هر گونه سخت گيرى بى مورد و تنبيه دانش آموز به دليل نگرفتن نمرات عالى ، باعث تشديد اضطراب درونى دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان مى شود . راه حل نمرات پايين بچه ها در تنبيه كردن آنها نيست ، بلكه در يافتن راهى است براى رفع علت اصلى آن ، كه همانا ضعف يادگيرى كودك است.

۳ _ ترس از شكست و عدم قبولى در دانش آموزانى رشد مى كند كه فكر موفقيت و اول شدن ، ذهن آنها را بيش از حد به خود مشغول كرده است . اگر پدر و مادر خواسته ها و معيارهايى دور از توان و استعداد بچه هاى شان داشته باشند ، آنان را چنان نگران و پريشان مى كنند كه راه دستيابى به موفقيت برايشان غير ممكن و سخت جلوه مى كند .

 ۴ _ هيچ گاه تفاوت هاى فردى بچه ها را ناديده نگيريد و مرتب نمرات آنها را با هم مقايسه نكنيد ، زيرا همين امر موجب ناراحتى ، فشار روانى و بدبينى نسبت به يكديگر در آنها مى شود . براى تشويق بچه ها به درس خواندن مى توان به آنها دلگرمى داد و با حمايت هاى كلامى مثبت خود ، آنها را نسبت به استعدادهاى بالقوه شان آگاه كرد تا بدين ترتيب ، ريشه هاى ترس و اضطراب را - كه عامل بسيارى از مشكلات روانى است - در آنها از بين برد .

 ۵ _ ايجاد آمادگى در بچه ها و فراهم آوردن شرايط و امكاناتى كه آنها بتوانند با آرامش و راحتى به مطالعه و درس بپردازند ، مى تواند ترس و اضطراب ناشى از امتحان را كاهش دهد .

 ۶ _ در مواردى نگرش ها و پيش فرض هاى منفى دانش آموزان درباره نحوه امتحان دادن شان ، به شدت بر روحيه آنها تاثير مى گذارد و موجب اضطراب بچه ها مى شود . مثل وقتى كه دانش آموزى از قبل از امتحان دائم به خود مى گويد : «من هرگز نمى توانم از اين امتحان نمره خوبى بگيرم ...» . در صورتى كه اگر همين دانش آموز بتواند افكار مثبت و اميدواركننده را جايگزين نااميدى و تلقينات منفى اش كند ، قادر خواهد بود با روحيه بهتر و نشاط بيشترى بر سرجلسه امتحان حاضر شود . او مى تواند به خود بگويد: «من اين درس را خوب خوانده ام و مطمئنم كه مى توانم نمره خوبى از آن بگيرم» . (البته او بايد واقعاً درس را خوانده باشد !)

 نكاتى كه والدين و اطرافيان بچه ها ، بايد در ايام امتحانات بدان توجه داشته باشند ، عبارتند از : • جدولى از برنامه امتحانى فرزندان تان تهيه كنيد و به آنها در برنامه ريزى مناسب ، براى مطالعه درس هاى مختلف كمك كنيد . • با تشويق فرزندان تان در انجام تكاليف و تمرين هاى لازم در ايام امتحانات ، به آنها دلگرمى دهيد . • به فرزندان تان كمك كنيد تا به تنهايى پاسخ پرسش هاى درسى اش را بيابند . • در صورت نياز با آموزگار فرزندتان در مورد چگونگى انجام آزمون هاى پايان سال صحبت كنيد و اطلاعات لازم را از او بگيريد . • فرزندان تان را تشويق كنيد تا در خانه و يا كلاس پرسش هايى را كه نمى دانند ، بپرسند . • نقاط ضعف و قوت درسى فرزندان تان را در درس هاى مختلف بشناسيد و حتى الامكان درصدد رفع آنها برآييد . • به فرزندان تان اطمينان دهيد كه موفقيت آنها براى تان ارزش و اهميت دارد . • نسبت به خواب ، خوراك و آرامش روانى فرزندان تان در روزهاى امتحان محتاط و دقيق باشيد . دقت داشته باشيد ، شب قبل از امتحان بچه ها به موقع بخوابند و صبح ، صبحانه اى مناسب و كافى بخورند . تصور نكنيد اگر شب قبل از امتحان تا صبح بيدار بمانند ، مطالب در حافظه شان بهتر جايگزين مى شود . اين كار تنها موجب عدم تمركز و خواب آلودگى آنها در سر جلسه امتحان مى شود . • خواسته ها و انتظارات خارج از توان بچه ها نداشته باشيد . • به بچه ها بگوييد كه امتحان تنها وسيله اى براى سنجش موفقيت هاى كلاسى آنان است . • هيچ گاه ارزش فرزندان تان را با نمراتى كه مى گيرند ، نسنجيد . • هميشه درباره امتحان دادن ، مثبت صحبت كنيد و بچه ها را از آن نترسانيد . نكاتى كه دانش آموزان بايد ضمن امتحان ، بدان توجه داشته باشند ، عبارتند از : • ابتدا تمام سئوالات را به دقت بخوانند . • پاسخ گويى به سئوالات را از آسان به سخت شروع كنند . • جواب پرسش ها را با توجه به دانسته ها و معلومات شان بدهند نه بر پايه حدسيات . • سعى كنند از حاشيه روى پرهيز كنند و تنها اصل پاسخ را بنويسند . • توجه به زمان داشته باشند و بيش از حد براى يك سئوال وقت نگذارند . • سئوالاتى را كه پاسخى براى آنها ندارند ، كنار بگذارند و به بقيه پرسش ها بپردازند . در صورتى كه وقت اضافه داشتند ، مى توانند با تمركز بر سئوال ، پاسخ آن را پيدا كنند . • پاسخ هر سئوال را در جاى خودش بنويسند . • بعد از پايان پاسخ گويى به سئوالات ، در صورت داشتن وقت ، حتماً ورقه شان را يك بار مرور كنند . در مورد سئوالات چهار گزينه اى ، • ابتدا تمام جواب ها را به دقت بخوانند و سپس جواب درست را علامت بزنند ، شايد پاسخ صحيح ، گزينه چهارم باشد . • دقت داشته باشند ، هيچ گاه سعى نكنند ارتباطى بين پاسخ هاى صحيح پيدا كنند . • تنها زمانى كه اطمينان دارند پاسخى كه اول داده اند اشتباه است ، آن را تغيير دهند .



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:46   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

ماندانا سلحشور: كودكان و نوجوانان همه روزه با كوله بارى از كتاب ، دفتر و خوراكى به مدرسه مى روند تا بتوانند با كسب علم و دانش ، قدم در راه پيشرفت و ترقى گذارند . آنها هر روز مشق مى نويسند ، درس مى خوانند ، در فعاليت هاى گوناگون كلاسى شركت مى كنند و همه چيز به روال عادى پيش مى رود تا. .. زمانى كه امتحانات شروع مى شوند . از آن پس چنان آرامش و راحتى آنان به هم مى ريزد كه قدرت تمركز و توجه بر روى ساده ترين مسائل و مطالب را هم از دست مى دهند . كودكان از ابتداى آغاز دبستان و زمانى كه وارد مدرسه مى شوند ، هيچ ترس و دلهره و تصورى درباره امتحان و آزمون هاى كلاسى در ذهن ندارند و اساساً روز امتحان با روزهاى ديگر فرقى برايشان نمى كند . اما ، متاسفانه اين والدين ، مربيان و آموزگاران هستند كه بچه ها را نسبت به امتحان ، آشفته و پريشان مى كنند ، تا حدى كه در سال هاى بعد ، چنان دچار اضطراب امتحان مى شوند ، كه از مدرسه رفتن امتناع مى ورزند . مقدار كمى هشدار و ايجاد انگيزه در وجود دانش آموزان موجب برنامه ريزى براى درس خواندن ، افزايش حس مسئوليت و تلاش بيشتر آنان مى شود ، زيرا مى توانند در جهت مثبت از آن استفاده كنند . اما اگر فشار و استرس ايجاد شده بيشتر از حد توان و تحمل آنها باشد ، نتايج ناگوارى در بر خواهد داشت كه مى تواند باعث كاهش يادگيرى و علاقه بچه ها به درس و نهايتاً افت تحصيلى آنان شود . اضطراب امتحان ، حالت تشويش ، نگرانى و هيجان ناخوشايندى است كه اغلب دانش آموزان و دانشجويان در ايام امتحانات بدان مبتلا مى شوند . گاهى اين اضطراب با سردرد ، سرگيجه ، دل درد ، حالت تهوع ، تپش قلب و تنگى نفس نيز همراه مى شود . بسيارى از دانش آموزان قبول دارند زمانى كه عميق تر و دقيق تر درس مى خوانند ، اضطراب كمترى براى امتحان دارند ، زيرا هر چه درباره موضوعى بيشتر مى دانند ، تسلط و اعتماد بيشترى هم نسبت به دانسته هاى شان در خود پيدا مى كنند و با هيجان كمترى بر سر جلسه امتحان حاضر مى شوند . به همين دليل است كه تمامى آموزگاران و مربيان به بچه ها توصيه مى كنند كه عادت به مطالعه و تمرين را همواره به صورت رويه زندگى تحصيلى خود قرار دهند . آنها معتقدند اگر دانش آموزان در خواندن ، نوشتن ، حساب كردن و... مهارت فوق العاده اى هم داشته باشند ، باز به سختى مى توانند زحماتى كه بايد طى يك ترم بر دوش كشند ، يك شبه متحمل شوند . به طور كلى ، اگر بپذيريم كه هدف اصلى از امتحان گرفتن ، ايجاد علاقه و انگيزه بيشتر براى يادگيرى بهتر ، ارزيابى ميزان پيشرفت دانش آموزان و اصلاح روش هاى تدريس آموزگاران است ، على الاصول نبايد موجب ترس و دلهره بچه ها شود . تنها دانش آموزانى از امتحانات و آزمون هاى كلاسى نگران و مضطرب مى شوند كه نسبت به توانايى ها و عملكرد خود در طول ترم اعتماد و اطمينان كافى نداشته باشند .



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:44   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 يك كارشناس تعليم و تربيت در گفتگو با خبرنگار فارس با تاكيد بر اينكه نمي توان از دانش آموزي كه يادگيري تمام مفاهيم كتابهاي درسي خود را براي شب امتحان گذاشته است انتظار نمرات چندان مطلوبي داشت ،‌ مي گويد : دانش آموزان بايد درنظر داشته باشند كه امتحان پايان سال تحصيلي نيز امتحاني است مثل ساير امتحانات فقط كمي اهميت نمره حاصله بيشتر است اما چندان تفاوتي با ساير امتحانات ازنظر ميزان سختي سوالات ندارد و والدين نيز بايد سعي كنند به جاي تزريق استرس خود به دانش آموزان آنها را براي رويارويي با سوالات امتحاني آماده كنند. دكتر پارسا ميبدي درباره مقدمات مطالعه مي افزايد : دانش آموزان بايد سعي كنند كه فقط در يك مكان به مطالعه دروس خود بپردازند و تا جايي كه امكان مكان مطالعه را تغيير ندهند و همچنين عواملي را كه سبب پرت شدن حواسشان در زمان مطالعه مي شود را از محيط دور كنند تا بتوانند تمركز داشته و مفاهيم درسي را بفهمند. وي با تاكيد بر اينكه محيط مطالعه بايد آرام باشد ، مي گويد : هر چند كه خط كشيدن زير نكات مهم كتاب مي تواند در يادگيري تاثير گذار باشد اما بايد دقت كرد كه اين خط كشي ها بيش از ده درصد از مطالب هر درس را به خود اختصاص ندهد. اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه دانش آموزان بايد بعد از مطالعه درس ، مطالب مهم را از حفظ تكرار كرد ،‌ مي افزايد : دانش آموزان نبايد يادگيري تمام مفاهيم درسي را به شب امتحان موكول كنند بلكه بايد سعي كنند هر درسي را در زمان خود و در فرصت مناسب مطالعه كنند تا در شب هاي امتحان با خيالي آسوده فقط به مرور درسها بپردازند و از يادگيري دروس به صورت فشرده اجتناب كنند. بلافاصله پس از صرف غذا مطالعه نكنيد يك كارشناس برنامه ريزي درسي نيز با تاكيد بر اينكه بلافاصله پس از صرف غذا نبايد مطالعه نمود ، مي گويد : پلافاصله پس از صرف غذا به علت شروع فعاليت دستگاه گوارش و هجوم خون به معده و احشاء داخلي ، از ميزان جريان خون در مغز كاسته مي شود و آمادگي براي مطالعه كاهش مي يابد. محمد صادق رنجبر با اشاره به اينكه انجام حركات تنفسي متناسب در زمان مطالعه بسيار مهم است ، مي افزايد : تنفس اگر نامنظم باشد ، به تدريج باعث كاهش اكسيژن خون و ايجاد حالت خواب آلودگي مي شود و در نتيجه از آمادگي ذهني براي مطالعه مي كاهد. وي با تاكيد بر اينكه آرامش فكري لازمه يادگيري مفاهيم دروس است ، اظهار مي كند : در هنگام مطالعه بايد از اشتغالات ذهني و عصبانيت جلوگيري نمود چراكه اضطراب و ناراحتي باعث از بين رفتن تمركز حواس مي شود و حافظه كساني كه داراي اضطراب و عصبانيت هستند ، به طور محسوسي از افراد عادي كمتر است. اما چند نكته بهداشتي درباره مطالعه ‌، كيفيت هواي تنفسي هم از نظر ايجاد نشاط و هم از لحاظ فراهم آوردن موجبات كسالت خيلي مهم است . تنفس در اتاق در بسته كه هوا به قدر كافي در آنجا وجود ندارد ، كار درستي نيست ، همچنين نور بايد از سمت چپ ، بالا و با زاويه تقريبي 45 درجه به كتاب و كاغذ بتابد . زيرا اگر از سمت راست بتابد ، خصوصاً هنگام نگارش ، باعث ايجاد سايه دست بر روي كاغذ مي شود كه در ديد اشكال ايجاد كرده و در نتيجه باعث خستگي چشم مي شود به همين دليل بهترين نور براي مطالعه و كار ، روشنايي معمولي اتاق است كه در هواي روشن به وسيله نور غير مستقيم ايجاد شده باشد. بهترين رنگها براي نوشتن ، رنگ آبي و مشكي است كه فشار كمتري به چشم وارد مي كند و مانع خستگي مي شود . رنگهاي قرمز ، سبز و ... ديد را مشكل و باعث خستگي چشم مي شوند ،‌ضمن اينكه درنظر داشته باشيد كه براي هر ساعت مطالعه يك ربع تا بيست دقيقه استراحت مفيد لازم است . اين استراحت نه تنها براي چشم بلكه براي مغز هم فرصت مناسبي است كه يادگيري خود را مرور كند . در زمان استراحت بايد به فاصله دور و بدون توجه و دقت نگاه كرد ، اين كار باعث تنوع و تمدد اعصاب نيز مي شود. روزهاي امتحان و شب هاي طولانيش به سرعت از راه مي رسند و به سرعت نيز مي روند هر چند كه شايد براي عده اي از دانش آموزان خصوصا آنهايي كه كوله بار درسيشان خالي است و يك شبه مي خواهند پرش كنند سخت بگذرد اما بالاخره مي گذرد و در اين گذران نكته هايي را مي آموزد كه جاي تامل دارد ، و مهم ترين اين نكته ها اينكه هرگز كار امروز را به فردا واگذار كه در كوران زندگي جا مي ماني.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:34   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

خبرگزاری ایرنا  فرارسيدن روزهاي امتحان معمولا براي دانش‌آموزان و اوليا به يك دغدغه و براي برخي‌ها هم به يك نگراني تبديل مي‌شود. امتحانات خردادماه همواره براي دانش‌آموزان و حتي والدين آن‌ها استرس‌زا بوده و چنان‌چه در اين روزها دانش‌آموزان از نظرات كارشناسان براي چگونگي مطالعه و آمادگي در امتحانات بهره‌گيري نكنند، مي‌تواند بر ميزان موفقيت آن‌ها تاثير منفي به جاي گذارد.

رعايت برخي نكات براي نتيجه‌گيري هرچه بهتر دانش‌آموزان ضروري به نظر مي‌رسد. انتخاب محيط آرام براي مطالعه از جمله مسايلي است كه كارشناسان همواره مورد تاكيد قرار مي‌دهند و به دانش‌آموزان توصيه مي‌كنند كه بايد آن‌ها در طول امتحانات برنامه‌هاي تفريحي خود را كنترل و يا كمي محدود كنند.

 * دانش‌آموزان بايد وقت خود را به گونه‌اي تنظيم كنند كه به اندازه كافي فرصت مطالعه، استراحت و ورزش داشته باشند و در تماشاي تلويزيون از يك برنامه از پيش تعيين شده پيروي كنند.

* "نگاه مثبت و سازنده به امتحان داشته باشيد زيرا امتحان وسيله كمك به يادگيري است و همچنين وسيله اصلاح روش تدريس است."

 * شب امتحان زود بخوابيد و اگر مي‌بينيد خوابيدن مشكل است و اضطراب، آزارتان مي‌دهد از روش آرام‌سازي ( آرامش ذهني و آرامش عضلاني) استفاده كنيد.

 * از درگيري لفظي در محيط خانه و همچنين از ميهماني رفتن در شب امتحان خوددداري كنيد.

* شام مختصر و سبك صرف كنيد تا راحت‌تر بخوابيد. قبل از رفتن خوابيدن وسايل لازم و ضروري امتحان را آماده كنيد.

* از حضور در مكان‌هاي شلوغ و پرسروصدا و تماشاي بيش‌از حد تلويزيون و ساير عواملي كه موجب اتلاف وقت، تشويش خاطر و حواس پرتي مي‌شود، پرهيز كنيد.

* حتما صبحانه مناسب، مقوي و داراي مواد قندي صرف كنيد تا در جلسه امتحان دچار سرگيجه ضعف و يا افت فشارخون نشويد.

* براي شركت در جلسه امتحان‌ازپوشيدن كفش و لباس‌هاي‌تنگ ونامناسب بپرهيزد زيرا كفش و لباس مناسب بطور غيرمستقيم در تمركز فرد تاثير مي‌گذارد.

* به موقع از منزل خارج شويد تا ‪ ۲۰‬دقيقه قبل از امتحان در محل امتحان حاضر باشيد.

* پيش از امتحان سعي كنيد از ماندن در محيطهاي بسيار سرد يا گرم و شلوغ خوداري كنيد.

* پيش از شروع امتحان، مرور و مطالعه كتاب را قطع كنيد تا فكر و ذهن شما از حالت فعاليت و برانگيختگي براي يادگيري بيرون آمده تا بتوانيد به جواب دادن مطالب اموخته شده بپردازيد.

* سعي كنيد با پياده‌روي مختصر به بازسازي و سازمان‌دهي مطالب در ذهن خود اقدام كنيد.



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:32   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

نوشته دكتر علي‌اصغر كاكوجويباري سرپرست پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش و دبير شوراي سياستگذاري تحقيقات وزارت آموزش و پرورش يكي از چالش‌هاي حوزه تحقيقات در آموزش و پرورش كه در برنامه راهبردي توسعه پژوهش نيز برجسته گرديد، فقدان جهت‌گيري موثر در طراحي و اجراي پروژه‌هايي با وسعت ملي و ناظر بر اهداف و سياست‌هاي راهبردي نظام آموزشي است. درواقع يكي از نيازهاي اساسي مديريت عالي نظام آموزشي كشور آگاهي از وضعيت عناصر و مولفه‌هاي آموزشي – پرورشي در گستره ملي است به نحوي كه بتوان تصميمات مناسبي را با توجه به اين آگاهي اتخاذ نمود. اهميت اين موضوع را از اين حيث كه سطح وسيعي از تصميمات مهم و تاثيرگذار بر استان‌ها و مناطق و مدارس به واسطه نظام متمركز آموزشي و در سطح كلان مديريت مشخص مي‌شود؛ روشن‌تر مي‌گردد. بسياري از پژوهش‌هاي موجود با گستره محدود خود و درنتيجه عدم امكان تاثيرگذاري در تصميم‌گيري‌هاي اساسي سطح كلان، امكان كاربست را نمي‌يابند و حتي در گستره استاني نيز به واسطه عدم امكان تصميم‌گيري در سطح استان نسبت به موضوع نيز در مسير كاربست قرار نمي‌گيرند. اين موقعيت از يك سو ضعف اشاعه و كاربست را تشديد مي‌سازد و از سوي ديگر بخش‌هاي پژوهشي را وارد دوري باطل و طاقت فرسا از كوشش‌هاي پژوهشي نافرجام مي‌كند. نظام پژوهشي بايد با جهت‌گيري مناسب در اين بخش و با هدايت ظرفيت‌هاي موجود، اطلاعات لازم را براي افزايش صحت و دقت تصميمات در سطح كلان فراهم كند به نحوي كه از يك سو مديريت كلان نسبت به وضعيت عناصر و مولفه‌هاي آموزشي و پرورشي هشيارتر گردد و از سوي ديگر مديريت‌هاي استاني و محلي بتوانند با تشخيص موقعيت خود در مقياس ملي اقدامات اساسي‌تر را براي رفع چالش‌هاي آموزشي خود پيش‌بيني نمايند. اين كاستي در فعاليت‌هاي پشتيباني نظير دوره‌هاي آموزش پژوهش و نيز نشست و گردهمايي‌هاي علمي – پژوهشي قابل مشاهده است. با طراحي و اجراي كلان پروژه‌هاي ملي و تدارك نظام اجرايي آنها مي‌توان اطلاعات قابل اعتماد و با ضريب كاربست بيشتري را توليد نمود. بايد بر پايه تجارب غني گذشته و به ويژه تجربه اجراي پروژه‌هاي بين‌المللي پرلز و تيمز موضوعات كلان پروژه‌ها را متناسب با نياز ملي طراحي نماييم. به طور نمونه موضوع IT و ICT در آموزش و پرورش، آموزش رياضي و علوم و موضوع تعميم فعاليت‌هاي پرورشي، مي‌توانند موضوعاتي در خور كلان پروژه‌ها باشند با مديريت علمي جمعي از نخبگان تعليم و تربيت كشور به جريان افتند. كلان پروژه‌هايي كه از حيث روش شناختي از كفايت لازم برخوردارند، موضوعات آنها متناسب با سياست‌هاي نظام آموزشي كشور مي‌باشد و درواقع بر چالش‌هاي اصلي آموزش و پرورش تكيه دارند. پروژه‌هايي كه اغلب مي‌توان به صورت دوره‌اي آنها را براي شناسايي تغييرات تكرار نمود. به واسطه ارتباط با مديريت كلان پژوهش قابليت طرح در مراجع عالي تصميم‌گيري وزارت آموزش و پرورش نظير شوراي عالي آموزش و پرورش و همچنين شوراي معاونين را دارا مي‌باشند و از اين منظر از ضريب كاربست بالاتري برخوردارند. با اين تفسير، سياست‌هاي آينده كلان پروژه‌ها در شكل‌گيري و هدايت فعاليت‌ها خرده پروژه‌ها نيز تاثير خواهد گذارد و آن‌ها متناسب با شرايط جديد بازنويسي و با نگاهي جديد به جريان خواهند افتاد. شايد بتوان كلان پروژه‌هاي ملي را توحيدبخش آينده پروژه‌هاي خرد دانست. يعني در آينده اين راهبرد بتواند براي خرد پروژه‌ها نيز يك سامان متدولوژيك تعريف كند. مي‌توان اميدوار بود كه با تلاقي يافته‌هاي چند كلان پروژه بتوانيم سياست‌هاي نظام آموزشي را در مسير اصلاح و بهبود تغيير دهيم. آنچه كه امروزه هم در نظام‌هاي معتبر جهاني نيز دنبال مي‌شود تكيه بر چنين راهبردي در عرصه تحقيقات آموزشي است. بديهي است به تناسب حركت كلان پروژه‌ها، سمت و سوي فعاليت‌هاي پشتيباني و ساختار و تشكلات نيز بايد متناسب با آنها تغييرات لازم را پذيرا باشد. گروه‌هاي پژوهشي، كميته‌هاي پژوهشي، معاونت‌ها، شوراهاي تحقيقات استان‌ها، همچنين آموزش‌هاي پژوهشي، نشست‌هاي علمي-پژوهشي، فرصت‌هاي مطالعاتي و... بايد رنگ و بويي از طرح‌هاي كلان را نيز در مسير حركت از خود نمايان سازند. بدون شك پيشبرد اين راهبرد اساسي مستلزم همكاري و تعامل گروه‌ها و افراد زيادي است. پژوهشگران آموزشي، مديران آموزش و پرورش، صاحب‌نظران و دانشگاهيان و مديريت بخش‌هاي پژوهشي بايد بيش از پيش نسبت به اجراي موثر اين راهبرد اهتمام به عمل آورند. و پژوهشكده تعليم و تربيت مي‌كوشد تا بستر و شرايط مورد نياز را براي اين حركت اساسي فراهم سازد



( سه شنبه سوم خرداد 1384  |  9:15   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 eMarketingway.ir نوشتن مقاله در وب، شما را در معرض ديدگان افراد بسيار زيادى قرار خواهد داد. به اين ترتيب با صرف كمترين هزينه ها معروفيت خود را تضمين مى كنيد. براى اين كار تنها نياز به صرف اندكى زمان و تلاش داريد. نوشتن مقاله در موضوعات دلخواه كار بسيار آسانى است و مراحل معينى دارد. عده اى براى مجلات و سايت هاى خود به دنبال محتواى باارزش هستند و صدها نويسنده در انتظارند تا نوشته هاى خود را روى وب قرار دهند. در انتهاى هر مقاله بخشى براى معرفى نويسنده وجود دارد كه براى شما به عنوان يك تبليغات مجانى عمل مى كند. مقالاتى كه حاوى اطلاعات باارزش هستند و دستورالعمل هاى خاص ارائه مى دهند، عموماً مورد استقبال قرار مى گيرند و خوانندگان فراوانى دارند. در اينجا چند نكته در مورد نوشتن مقاله در وب را يادآور مى شويم. 1-اين نكته را بپذيريد كه نوشتن مقاله در دنياى آن لاين با نوشتن مقالات چاپى تفاوت دارد. زيرا افراد عادت دارند كه هنگام خواندن مقالات وب تنها مطالب را مرور كنند. صفحه را به سرعت حركت مى دهند و تنها به دنبال نكات كليدى هستند. 2-به مخاطبين مورد نظر خود فكر كنيد و براى آنها مطلب بنويسيد. 3-براى مقاله خود يك عنوان جذاب انتخاب كنيد كه توجه افراد را سريعاً به خود معطوف كند و آنها را به خواندن مقاله مشتاق كند. 4-عنوان مقاله بايد كوتاه نگه داشته شود، اما در انتخاب تيترهاى داخلى آزادى بيشترى داريد. با دقت آنها را انتخاب كنيد تا در لحظه خواننده را جذب خود كنند. 5-در نوشتن مقاله دقت كنيد و حرفه اى عمل كنيد. در مورد موضوعاتى كه از آنها اطلاع كامل داريد، مطلب بنويسيد. هيچ مطلبى را به طور اتفاقى و بدون پشتوانه علمى در مقالات خود نياوريد. 6-پاراگراف هاى مقاله بايد كوتاه باشند. 7-مقدمه چينى نكنيد و به سرعت به نكته اصلى نزديك شويد. 8-روى اطلاعات باارزش براى مخاطبين خود تكيه كنيد. 9-اصل اختصار را رعايت كنيد. اکثر مردم مايلند به سرعت اطلاعات را دريافت كنند و معمولاً زمان محدودى دارند. 10-در نوشته خود از كلمات اضافه يا هم معنا استفاده نكنيد و مقاله را در حد 1500 كلمه نگه داريد. اكثر اشخاصى كه مقالات عالى را براى قرار دادن در سايت خود خريدارى مى كنند، طرفدار مقالات بين 500 تا 2000 كلمه هستند. به صورت اجمالى سخن بگوئيد. اختصار نشاندهنده باارزش بودن نوشته است. 11-در متن مقاله از علامت تعجب(!) براى جلب توجه خواننده به بخش هاى خاص استفاده كنيد. 12-از تظاهر پرهيز كنيد. خودتان باشيد تا مقاله شما واقعى به نظر برسد. 13-از نكات طنزآميز استفاده كنيد. مردم حتى وقتى در حال دريافت اطلاعات در مورد مسائل كاملاً جدى هستند، مايلند استراحت كوتاهى داشته باشند و قدرى بخندند. 14-از درون خود براى نوشتن كمك بگيريد. سخنان بى تكلف بيشتر به دل مى نشيند. تنها كافيست كه جملات را مرتب و به هم متصل كنيد. 15-راستگو و امين باشيد و از مطالب ديگران در مقاله خود استفاده نكنيد. اين كار نوعى دزدى است. پس خودتان براى نوشتن مطالب تلاش كنيد و اگر از سخنان يا ايده هاى شخص يا مقاله ديگرى استفاده كرديد، حتماً نام او را در كنار مطلب آورده شده، ذكر كنيد و از او تشكر كنيد. 16-متواضع باشيد و تصور نكنيد كه خوانندگان در سطحى پايين تر از شما قرار دارند. 17-از شماره گذارى و بخش بندى در مقاله خود براى مرتب كردن مطالب استفاده كنيد. به اين ترتيب دنبال كردن مطلب براى خواننده ساده تر خواهد بود. 18-اطلاعات شخصى خود را در انتهاى مقاله قرار دهيد. مطمئن شويد كه اين اطلاعات براى دسترسى آسان به شما كافى هستند. اين بخش يك تبليغات مجانى براى شما خواهد بود. 19-در انتهاى مقاله پيشنهادى را براى خوانندگان در نظر بگيريد مثل ارسال مطلبى خاص به آدرس پست الكترونيك آنها. به اين ترتيب ليستى از افراد علاقه مند را خواهيد داشت كه بعدها مى توانيد در بخش بازاريابى خود از آنها استفاده كنيد. 20-قبل از قرار دادن مقاله روى وب تمام لينك هاى موجود در آن را چك كنيد. 21-مقاله خود را از طريق سيستم هاى پاسخگوى خودكار (Auto Responders) منتشر كنيد. 22-مقاله را با يك جمله يا پيام تاثيرگذار به اتمام برسانيد. آخرين جمله و پاراگراف شما بايد خلاصه اى از تمام مقاله باشد و به نحوى خواننده را تشويق كند كه از همين حالا نكات گفته شده را اجرا كند. 23-نهايتاً مقاله خود را دوباره چك كنيد تا كلمات ناهماهنگ يا اشتباهات املايى در آن وجود نداشته باشد. در واقع شما ويراستار مقاله خود هستيد. 24-مطمئن شويد كه مقاله روند و جريان مناسبى دارد و مطالب به هم پيوسته و مرتب قرار گرفته اند. 25-دوباره خوانى و دوباره خوانى تا جايى كه مطمئن شويد كه همه چيز درست است. براى نوشتن مقاله "بهترين ها را انجام دهيد و منتظر عالى ترين ها باشيد."



( دوشنبه دوم خرداد 1384  |  15:51   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

هر شکل آموزشی که از یک شبکه برای ارائه خدمات، عکس العمل متقابل یا تسهیل سازی استفاده می نماید را آموزش الکترونیکی گویند. شبکه مذکور می تواند اینترنت، یک شبکه محلی مدرسه یا دانشکده و یا حتی یک شبکه جهانی شرکتی باشد. آموزش می تواند یا به صورت انفرادی (یعنی با استفاده از کامپیوتر آموزش ارائه می شود) یا در کلاس انجام شود. کلاسهای online یا بطور همزمان (یعنی در یک زمان) یا بطور غیر همزمان (یعنی در زمانهای مختلف) یا ترکیبی از هر دو صورت می گیرد. در این آموزش از پرینت (جهت کتابهای درسی،راهنمای درسی،تکالیف و غیره استفاده می گردد)، وسایل شنیداری دیداری یا صوت و تصویر، داده ها مثل تستهای online، فایلهای کامپیوتر، صفحات وب برای ارائه محتویات درسی و غیره استفاده می شود. در کلاسهای online نوع ارتباط بیشتر بصورت نوشتار است یعنی فقط استفاده از روش کنفرانس تلفن یا ویدئو به صورت ارتباط کلامی است. در کلاسهایی که بطور همزمان تشکیل می گردد معلمان و دانشجویان نظرات خود را ارائه می دهند. در این نوع آموزش معلم سوالات یا عناوین بحث و گفتگو را به طور هفتگی بیان می دارد. اما در کلاسهای همزمان مباحثه در زمان تعیین شده یعنی زمانیکه معلم در کلاس حضور داشته باشد، انجام می پذیرد. گفته می شود. آموزش الکترونیکی خود دارای مزایا و معایبی است مثلاً بعضی از مزیتهای آن عبارتند از: چنین آموزشی هزینه رفت و آمد ندارد، می توانید هم کار خود را انجام دهید و هم کلاس درسی را داشته باشید، در زمان نیاز می توانید از آن استفاده نمائید. در این نوع آموزش بیشتر بر روی دانشجو تاکید می گردد. اطلاعات بیشتر (در قالب سوالات و نظرات) از طرف دانشجو به معلم است یعنی دانشجو فعال بوده و...



( یکشنبه یکم خرداد 1384  |  21:36   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

1- سعي كنيد صبح ها، حتي در روزهاي تعطيل زود از خواب بلند شويد. در اين صورت ساعت زيستي بدن شما منظم مي شود و طبق برنامه خاصي زمان خواب و بيداري شما را تنظيم مي كند. در نتيجه پس از مدتي در هنگام بيدار شدن، احساس بهتري بدست مي آوريد. با تغيير مداوم ساعت خواب سيستم تنفسي بدن مختل مي شود. بنابراين بهتر است هنگام خواب به سمت چپ خود بخوابيد و نفس عميق بكشيد. در اين حالت سوراخ راست بيني تحريك مي شود و در نتيجه سمت راست بدن فعالتر مي شود. حتماً مي دانيد كه سمت راست بدن انسانها قسمت فعال بدن است.

 2- پس از دوش گرفتن، زبان خود را تميز كنيد. براي اين كار مي توانيد با يك قاشق نقره اي بار زبان را پاك كنيد و يا با استفاده از مسواك اين عمل را انجام دهيد. سپس دهان را با آب شسته و قرقره كنيد. اين كار علاوه بر اينكه باعث تميز شدن زبان مي شود، در از بين بردن و زدودن برخي از باكتريهاي مضر نيز موثر است.

 3- با انگشت كوچك خود به همراه مقداري روغن ( مثل روغن بادام )، درون سوراخهاي بيني را ماساژ دهيد. اين عمل باعث محافظت از بيني و تنفس بهتر مي شود.

 4- چرا با عجله و در حالت ايستاده، قهوه يا چاي مي نوشيد؟ اين كار اصلاً درست نيست. به گفته متخصصان در هنگام غذا بايد تمام توجه شخص متوجه خوردن و نوشيدن باشد. اين مهم نيست كه چه چيزي مي خوريد ولي اينكه آن را چه جوري مي خوريد، بسيار مهم است. بنابراين با آرامش بنشينيد. يك گل بر روي ميز قرار دهيد و يك ميوه تازه بخوريد. نوشيدن يك فنجان قهوه نيز بسيار عالي است، در هنگام غذا خوردن بهتر است از گوش دادن به راديو يا خواندن روزنامه پرهيز كنيد.

5- در هنگام كار، تمام توجه تان را معطوف به همان كاري كنيد كه مي خواهيد آن را همان موقع انجام دهيد. بنابراين ذهن خود را با كار زياد مشغول نكنيد و چند كار را همزمان با هم شروع نكنيد. فكر كردن به اين مساله كه چه كاري را بايد فردا انجام دهم يا چه كاري را ديروز انجام نداده ام، اصلاً صحيح نيست.

 6- اگر در سركار يا در خانه خود را تحت فشار حس كرديد، براي يك لحظه دست از كار بكشيد و تمام حواس خود را متوجه نفس كشيدن خود بكنيد. اين عمل شما را از استرس دور مي كند و به شما آرامش مي بخشد. نفس كشيدن صحيح، باعث احساس آرامش بيشتر در فرد مي شود. بنابراين انگشتان خود را در پشتتان، در حالي كه نشسته يا ايستاده هستيد، بهم قفل كنيد. دست خود را دراز كنيد و كتف را به سمت پايين بياوريد در اين صورت عمل تنفس، به طور خودكار عميقتر مي شود.

7- آيا مدت طولاني به صفحه تلويزيون يا مانيتور نگاه مي كنيد؟ در اين صورت در زمان تنفس، به فضاي سبز، آسمان يا درختان خيره شويد. اگر در آن منطقه، فضاي سبزي به چشم نمي خورد، يك عكس يا پوستر بر روي ديوار آويزان كنيد. بهتر است كه در عكس، بيشتر رنگهاي آبي و سبز به كار رفته باشد، زيرا اين رنگها بسيار آرامش دهنده هستند. همچنين قرار دادن كارت پستالي با منظرۀ جنگل و يا ساحل بر سر ميز كار نيز بسيار عالي است.

8- سعي كنيد كه همواره چهره اي بشاش داشته باشيد. اين عمل احساس خوشايندي را در فرد ايجاد مي كند.

 9- در شب، تمام عضلات بدن را شل كنيد. دستتان را به پايين دراز كنيد و از پنجره به بيرون نگاه كنيد. سپس خيلي آهسته خود را به اين سو و آن سو تكان دهيد و وزن خود را از پا به قسمتهاي ديگر بدن منتقل كنيد. اين تمرين خستگي را از ناحيه پاييني كمر و كتف بيرون مي كند.

10- اگر بد مي خوابيد، قبل از خواب پياده روي كنيد. سپس يك ليوان شير گرم با آرد جوز هندي و هِل بنوشيد و كف پايتان را با روغن كنجد ماساژ دهيد. اگر شير در خانه نداريد، مي توانيد به جاي آن از چاي آرام بخش استفاده كنيد. به پهلوي راست بخوابيد. در اين حالت سوراخ سمت چپ بيني و در نتيجه سمت چپ بدن كه غير فعال است، تحريك مي شود. و در اين حالت سريعتر به خواب مي رويد. اگر آرامش دروني نداريد، بر روي شكم بخوابيد. دست راست را بر روي دست چپ قرار دهيد و پيشاني خود را بر روي آن بگذاريد. شست پا را بهم نزديك و پاشنه ها را از هم دور كنيد و به آهنگ بالا و پايين رفتن شكم خود توجه كنيد. پس از مدتي به خوابي خوش فرو مي رويد.



( یکشنبه یکم خرداد 1384  |  21:34   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

مرحله دوم تمرکز: در محيطي که انتخاب کرده ايد، بايد پس از استقرار، علل و عواملي را که موجب تفريح فکر شما مي شود کنار بگذاريد؛ مثلاً جلوي پنجره اتاق قرار نگيريد، يکي به اين علت که نور از مقابل دريافت خواهد شد و ديگر اينکه شما از پنجره مناظر يا افرادي را مي بينيد که تمرکز شما را به هم مي ريزند، محل مطالعه بايد از صداي راديو و تلويزيون و رفت و آمد افراد مصون باشد. به طور کلي مي توان گفت همواره بايد دو اصل زير را بخوبي به خاطر بسپاريد تا به يک تمرکز مطلوب برسيد: 1- انتخاب محيطي مناسب 2- حذف علل مادي پريشاني حواس مرحله سوم تمرکز: آيا از نظر بدني در وضع مناسبي براي انجام يک کار فکري هستيد؟ اگر شما دچار خستگي مفرط شده ايد درصدد تمرکز حواس روي موضوع خاصي برنياييد، زيرا در اين شرايط اگر بخواهيد تمرکز کنيد بيشتر خود را خسته خواهيد کرد. به کمک جدول زير وضع بدني و بهداشتي حافظه خود را علامت گذاري کنيد

: - تغذيه مناسب با فعاليت فکري بله ○ خير○ - اکسيژن دادن به شش ها به طور روزانه و هفتگي بله ○ خير○ - ساعت هاي خواب طبيعي ○ ناکافي○ - مصرف توتون يا سيگار خير ○ زياد○ - مصرف الکل بله ○ خير○ - خستگي عمومي بله ○ خير○ اگر سه جواب يا بيشتر در ستون چپ داشته باشيد، نمي توانيد به آساني به تمرکز خود اميدوار باشيد و قبل از اينکه به دنبال تمرکز باشيد بايد اين علل را برطرف کنيد.

 مرحله چهارم تمرکز: حال مي خواهيم شرايط رواني لازم براي ايجاد تمرکز مفيد را مطرح کنيم. اگر شما دو ستون در نظر بگيريد و در سمت راست، موارد و موضوعاتي را که تمرکز روي آنها برايتان سخت نيست نوشته و در سمت چپ موضوعاتي را که تمرکز روي آنها برايتان مشکل است بنويسيد و روي اين موارد فکر کنيد، ثابت مي شود که تمرکز حواس درباره چيزهايي که به آنها علاقه مند هستيد آسان و درباره چيزهايي که آنها را دوست نداريد دشوار است. اين امر، خود بيانگر اين اصل است که عوامل عاطفي و احساسي نقش بسزايي در فرمان دادن يا ندادن به تمرکز دارد. در اينجا ممکن است بگوييد گاهي مجبور هستيد درباره موضوعات يا دروسي مطالعه کنيد که اصلا برايتان خوشايند نيست. در اين موارد بايد سعي کنيد اطلاع کافي از فايده مطالعه آن موضوعات به دست آوريد تا با حسن نيت پذيرفته شوند و دقيقا درباره انگيزه هايي که شما را وادار به انجام اين کوشش مي کند، بررسي کنيد؛ ديپلمي که مي خواهيد بگيريد؛ پژوهش هايي که مي خواهيد بخوبي انجام دهيد؛ موقعيت بسيار درخشاني که آرزو داريد به دست آوريد؛ يا اينکه دوست داريد مورد تحسين مقامات بالا واقع شويد و به طور خلاصه آنچه که مراد و هدف شما را تشکيل مي دهد و براي رسيدن به آن به مطالعه با تمرکز بالا مي پردازيد اين تصوير و هدف را بايد پيش از شروع به مطالعه بخوبي درک کنيد .

 مرحله پنجم تمرکز: گاهي پيش مي آيد که شما مي خواهيد حواس خود را بر روي خواندن مطلبي متمرکز کنيد. ولي با وجود کوشش فراوان، پس از خواندن هر جمله، دقت شما منحرف مي شود و پيشرفتي حاصل نمي کنيد و پنج، شش بار مجبوريد به عقب برگرديد و مطالعه مطالب را براي اينکه آنها را به يکديگر ارتباط دهيد، از سر بگيريد. اين امر ممکن است ناشي از علل گوناگوني که تا به حال آنها را تجزيه و تحليل کرده ايد باشد ولي ممکن است در نتيجه عامل ديگري نيز باشد، به اين معني که شما پايه شناختي کافي براي قرائت اين موضوع را نداريد. به عنوان مثال: اگر شما از " کودکي" بخواهيد يک کتاب فلسفي را بخواند و براي شما بازگو کند. او نمي تواند روي مطالب تمرکز کرده و آنچه را خوانده بازگو کند چون اطلاعات لازم فلسفي را دارا نمي باشد و به محض خواندن نخستين جمله توجه او به چيز ديگري معطوف مي شود . اين اصل در مورد تمام افراد مصداق دارد. اگر ما به مطالعه موضوعي بپردازيم که نسبت به آن شناخت کافي نداريم، ذهن ما نمي تواند همه آنچه را که نوشته شده است بفهمد و آن مطالب از مغز فرار مي کند به اين جهت، هنگامي که در متمرکز کردن حواس خود بر روي قرائت موضوع نسبتا سختي، احساس دشواري مي کنيد، بايد اين سوال را از خود بپرسيد که " آيا من شناخت اساسي در مورد موضوع مورد مطالعه دارم يا خير؟" اگر جواب منفي باشد، بدون ترديد بايد با خواندن کتاب هاي مقدماتي به رفع اين نقيصه بپردازيد . البته گاهي اوقات، ممکن است تمرکز نداشتن به دليل نوع جمله بندي يک کتاب باشد؛ يعني شما نسبت به آن مطلب، اطلاعات کافي داريد ولي نويسنده کتاب، واژه ها و جمله هاي ثقيل و پر استعاره به کار برده است. شما متوجه معاني آن کلمات نمي شويد که در اين حالت نيز دقت و توجه به شما به مخاطره مي افتد و بهتر است براي پي بردن به معاني کلمات به يک واژه نامه مراجعه کنيد .

 مرحله ششم تمرکز: چگونه مي توانيم مجذوب موضوعي که بايد بخوانيم شويم ؟ نخست سعي کنيد پيشرفت هايي را که شما از خواندن يک مطلب کرده ايد براي خودتان بازگو کنيد و از فايده مستقيمي که از مطالعه براي شما حاصل مي شود مطلع شويد؛ مثلا با خواندن کتابي مقدماتي در معرفي فلسفه، متوجه مي شويد که اين کتاب به شما کمک مي کند که بعدا فلان فيلسوف مشهور و آثار او را بهتر بشناسيد. سپس براي خود سوالاتي مطرح بسازيد: براي چه اين کتاب نوشته شده است؟ هدف مولف از نگارش آن چه بوده است؟ مولف آن کيست؟ خلاصه با تجسس در معني ژرف کتاب يا اثر نويسنده در امر خواندن علاقه بسيار زيادي پيدا خواهيد کرد و تمرکز حواس شما در مطالعه آن کتاب آسانتر خواهد شد. در اين باره نبايد هرگز از خواندن پيشگفتار و فهرست مطالب غافل شويد. مولف در پيشگفتار يا ديباچه کتاب، معمولاً در ضمن چند صفحه سعي مي کند که به خواننده علت نوشتن کتاب خود و آن چه را که مي خواهد معرفي کرده يا توضيح دهد و يا ثابت کند، بفهماند. فهرست مطالب نيز به شما نگرشي کلي از کتاب مي دهد و آن را خلاصه مي کند. با خواندن و دوباره خواندن مقدمه، علاقه مندي شما به کتابي که مي خواهيد بخوانيد افزايش مي يابد. به اين دليل پيش از آنکه بخواهيد توجه خود را روي قرائت موضوعي که داراي دشواري اندکي است متمرکز سازيد، بايد قاعده ششم را مورد توجه قرار دهيد يعني : کوشش کنيد که بر علاقه و توجه فوري خود نسبت به کتابي که مي خوانيد بيفزاييد.

 اگر يکي از اين شش نکته کليدي را به عمد يا غير عمد در نظر نمي گيريد، درصدد تمرکز حواس بر نياييد. خلاصه اين شش نکته را دوباره يادآوري مي کنيم: 1- محيط مطالعه خود را انتخاب کنيد. 2- علل پراکندگي حواس را از ميان برداريد. 3- از نظر بدني سالم باشيد . 4- هدف خود را درک کنيد . 5- شناخت هاي اساسي را به دست آوريد . 6- علاقه فوري خود را افزايش دهيد. اميد است با به کارگيري شش اصل مهم تمرکز، هرگز در خواندن مطالب درسي يا غير درسي دچار مشکل نشويد و مطالب را بخوبي به خاطر بسپاريد و در مواقع لزوم براحتي از آن مطالب بهره گيريد.



( یکشنبه یکم خرداد 1384  |  17:16   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

پیک سنجش يکي از مؤثرترين راه هاي تقويت حافظه اين است که قدرت تمرکز خود را تقويت کنيد. اگر هر چه بيشتر ، حواس خود را متمرکز کنيد، مطالب، موضوعات و خاطره ها، سريعتر و ژرفتر در ذهن شما نقش خواهد بست. از اين رو ، مي خواهيم طرز متمرکز کردن حواس را مطرح کنيم و اعتقاد داريم و اميدواريم با به کارگيري روش هاي پيشنهادي، بعد از مدتي متوجه شويد که قدرت تمرکز شما چندين برابر شده است. معمولاً قدرت تمرکز حواس، بستگي به اراده فرد دارد. مثلاً، وقتي شما شديداً گرسنه هستيد و در رستوران فهرست غذاهاي موجود را در اختيارتان قرار مي دهند با تمام تمرکز سعي در انتخاب غذاي مورد علاقه خود داريد و حواستان به اين طرف و آن طرف نمي رود و پريشان نمي شويد. همچنين زماني که مطلب مورد علاقه خود را ( مطالبي در زمينه هاي ورزشي، موسيقي، سينما، تئاتر و ...) مي خوانيد، هيچ گونه مشکلي در تمرکز کردن نداريد. بنابراين مي بينيم که اراده هر فرد مي تواند چه تأثير بسزايي در تمرکز او داشته باشد . قبل از اينکه روش هاي مهم تمرکز را بيان کنيم بايد ببينيم تمرکز يعني چه و واقعيت تمرکز حواس چيست؟ تمرکز حواس " استعداد ثابت نگاه داشتن توجه و دقت روي موضوع يا کاري است که به ميل و اراده انتخاب شده است و مانع از دقت و توجه روي موضوعات ديگر مي شود." به بيان ديگر، تمرکز يعني از ميان همه تصويرها و فکرهايي که ممکن است در مغز ما نشو و نما پيدا کند آنهايي را که به نفع موضوع انتخابي ماست دنبال کنيم و آنهايي را که نسبت به هدف ما بيگانه اند کنار بگذاريم .

 اولين مرحله تمرکز: در هر شرايطي نمي توان حس خود را متمرکز کرد. اگر مي خواهيد حواس خود را کاملا متمرکز کنيد بايد ابتدا خود را از دنياي خارج مجزا کرده و محيط مناسبي را براي مطالعه انتخاب کنيد؛ چنين محيطي بايد آرام، روشن، داراي گرماي طبيعي و ساکت باشد. چون هيچ چيز به اندازه سر و صداهاي مکرر و خسته کننده براي تمرکز حواس زيان بخش نيست. انتخاب محيط مناسب براي تمرکز کامل به دو دليل اهميت دارد: نخست اينکه اگر شرايط آرام و راحتي فراهم نباشد شما تمرکز لازم براي مطالعه مطالب را نخواهيد داشت. ديگر اينکه زماني که شما هر بار خود را در شرايط مادي يکساني براي مطالعه قرار مي دهيد، بازتابي شرطي از تمرکز را ايجاد مي کنيد. چون ذهن انسان طوري طراحي شده است که هنگامي که بدن به طور دائم در شرايط مادي يکسان قرار مي گيرد، به خودي خود حالتي بيدار، دقيق و متمرکز به خود خواهد گرفت و به نوعي شرطي مي شود بنابراين تمرکز حواس بنابر عادت آسانتر مي شود. و بالاخره اين نکته را هم خوب به خاطر داشته باشيد که " محيطي مساعد براي تمرکز حواس انتخاب کنيد و خود را به آن محيط عادت دهيد."



( یکشنبه یکم خرداد 1384  |  17:13   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

براي برخورد ريشه اي با معضل استرس راههاي زير توصيه شده است: - تقويت مباني ديني: دوركيم مي گويد: انسان موجودي «دين ورز» است و انسان «دين ورز» قدمتي بيشتر از انسان «هوش ورز» دارد. تحقيقات ثابت كرده كه ايمان راسخ و داشتن اعتقادات ديني در حفاظت فرد در مقابل تنش ها و وسوسه هاي شيطاني و ... بيشترين تأثير را دارد. امروزه پزشكان براي معالجه بيماران روان نژند و روان پريش، تلاش در استحكام استوانه هاي ديني فرد را در مرحله اول اهميت قرار مي دهند و به كار بردن دارو را به عنوان روشي مكمل مي دانند كه به بيمار كمكي سطحي و موقتي مي كند. اجرا كردن دستورات الهي و سنت هاي نبوي در دفع فشار عصبي اهميتي بسزا دارد به طوري كه فرد در برابر شديدترين ضربات عصبي چون درخت تناوري استوار مي ايستد. خدامحوري كه به جاي خودمحوري، تقويت ايمان و تلقين اين موضوع كه «... انسان خسران پذير است مگر اين كه ايمان، عمل صالح و كشف سنت هاي الهي و در نهايت صبر چون سپري او را از گزند بليات و نوسانات روحي حفظ نمايد...»(سوره والعصر) .

 - معتدل بودن: به عقيده «فردريك پرلز» انسان معتدل انسان اين مكان و اين زمان است. به عقيده او انسان با احساس ايمني در لحظه هستي زندگي مي كند و در مي يابد كه تنها واقعيت همين لحظه است و نيازي به نگريستن به پس و پيش ندارد. انسان معتدل زنداني رويدادها و اوهام نيست، بلكه نقاط ضعف و قدرتش را مي شناسد و مي پذيرد.

 - خروج از محدوديت: نفي هميشگي استرس امكان ندارد مگر اين كه فرد از محدوديت هاي خود بيرون آيد. اين محدوديت ها مي توانند شامل بينش هاي محدود، خودخواهي ها، رقابت هاي مادي بي مورد، ستيز مداوم با خود و اطرافيان باشد. با خروج از محدوديت، فرد در مدار ديگري قرار مي گيرد و عرفان و مسائل عرفاني را مورد توجه قرار مي دهد. آميختن با عرفان اسلامي و آنچه در دين اسلام آمده از جمله دستورات زندگي و شيوه هاي رفتاري و .. . مؤثرترين عوامل دفع كننده استرس هستند و انسان را «روئين روان» مي سازند



( یکشنبه یکم خرداد 1384  |  17:12   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

راههاي مقابله با فشار عصبي (استرس) طبقه دانشجو و دانش آموز اگر چه دچار فشارهاي عصبي مقطعي در دوران امتحانات مي شوند، ولي مقابله با آن هنگامي سهل و آسان مي شود كه دانشجويان اولاً در ارتباط با فشارهاي عصبي سطح جامعه به تعادل رسيده باشند و ثانياً با تهيه برنامه هاي كوتاه مدت، امواج فشار عصبي در برهه زماني امتحانات را از سر رد كنند. در اينجا به دو روش كوتاه مدت و يا تاكتيكي براي برخورد با فشار عصبي مقطعي كه در زمان امتحانات براي دانشجو ضروري است؛ و روش بلندمدت و يا استراتژيكي که به نحوه رسيدن به آرامش، حفظ تعادل، عدم شتابزدگي، تمركز و اتخاذ حالات رفتاري مناسب و در نهايت مقابله با فشارهاي عصبي مي پردازد، اشاره مي شود.

 اقدامات كوتاه مدت در مقابله با فشار عصبي (استرس) اين اقدامات شامل برخورد مقطعي با مسائل و فشارهاي ناشي از امتحانات به شرح زير است: - برنامه ريزي تحصيلي: اين مورد از مهم ترين عوامل تخفيف فشار عصبي است. چنانچه برنامه ريزي بلند مدت (مثلا ۴ سال براي دريافت درجه كارشناسي) با دقت و به نحو سنجيده انجام شود، بدون ترديد برنامه هاي ميان مدت و كوتاه مدت در مسير مطلوب حركت خواهند كرد. برعكس اگر برنامه ريزي بلندمدت به طور صحيح انجام نشود كليه برنامه هاي ميان مدت و كوتاه مدت دچار اغتشاش شده و نتيجه مسلم آن بروز استرس شديد در دانشجو است.

- مديريت زمان: در اين رابطه بايد گفت كه انسان به طور كلي داراي محدوديت زماني است يعني ۲۴ ساعت كه هر شخصي آن را به نحوي مي گذراند. بدون ترديد اگر برنامه ريزي زماني درستي وجود داشته باشد و هرچيزي در جاي خود انجام شود اختلاط و تداخل مسائل در اداره يا امور زندگي و تحصيلي به وجود نخواهد آمد و از بروز هرج و مرج در كارها جلوگيري خواهد شد. با اجراي مديريت زمان علاوه بر اين كه «برنامه هاي پرشتاب» از بين خواهند رفت، هرگونه كار و برنامه اي در آرامش كامل اجرا خواهد شد.

 - تغذيه صحيح و ورزش: آنچه كه در فصل امتحانات براي طبقه در حال تحصيل بسيار مورد تأكيد قرار دارد، تغذيه صحيح و ورزش كردن است. افرادي كه ورزش مي كنند در بالا بردن «تحمل فشار عصبي» موفق هستند و اين كار بايد طبق برنامه و به طور مرتب انجام شود تا بتوان با دفع سموم بدن به تعادل و آرامش رسيد.

 - تمدد اعصاب و مراقبه: آموزش تمدد اعصاب (آرميدگي و يا آرام بخشي عضلاني) و مراقبه و تمركز، تكنيك هاي بسيار مفيدي براي جايگزين كردن هيجانات عصبي و تنشي و احساسات با وضعيت آرام و ملايم هستند كه بايد توسط متخصصان و با شيوه هاي اصولي و صحيح به كار گرفته شود تا اثرات خود را ظاهر سازند.

 - تغيير تدريجي عكس العمل هاي رفتاري - شناختي به فشار عصبي: اين روش بر اين نكته تأكيد دارد كه وقتي نمي توانيم دنياي اطراف خود را عوض كنيم، لااقل مي توانيم عكس العمل هاي خود را تغيير داده و آنها را اصلاح كنيم و توانايي خود را در برخورد با فشار عصبي افزايش دهيم. در فصل امتحانات، ايجاد جو ساكت و آرام اهميت دارد . و در عوض از شركت در مهماني ها و ديدن و شنيدن برنامه هاي تلويزيوني و راديويي -كه از عوامل اغتشاش آرامش دانشجو و دانش آموز هستند- بايد تا حد امكان پرهيز كرد و حالات رفتاري مناسب والدين باعث مي شود كه فرزندان در حال تحصيل آنها در فصل امتحانات از آسودگي فكري بيشتري برخوردار شوند. اقدامات بلندمدت در مقابله با فشار عصبي(استرس) رعايت اقدامات كوتاه مدت اگر چه براي دانشجويان و دانش آموزان بويژه هنگام فصل امتحانات ضروري و لازم است ولي كافي نيست زيرا تأثير آن موقتي است و جنبه مسكن دارد. فردي كه دچار حمله استرس شده براي نجات خود به هر توصيه اي عمل مي كند. او داروهاي مختلف مصرف مي كند، به ورزش و تفريح مي پردازد، كتابهاي مختلف در اين زمينه مطالعه مي كند، به كلاس هاي «يوگا» و «مديتيشن و مراقبه» و امثالهم مي رود. مفتون آگهي هاي پرزرق و برق اين گونه كلاس ها كه اكثرآً از شرايط عصبي فرد استفاده تجاري و در واقع سوء استفاده انساني مي كنند، مي شود و پس از مدتها تلاش متوجه مي شود كه در نقطه شروع قرار دارد و ريشه استرس خشك نشده است و از مخصمه بيرون نيامده است.



( یکشنبه یکم خرداد 1384  |  17:11   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 

جديدترين اخبار آموزشي ايران و جهان در سايت آموزش نيوز