تبليغاتX
مقالات آموزشي و پرورشي
نوشته هاي گذشته
مشخصات



 
شمارش گر

Counter
 
لينك به وبلاگ

 

 


پيوندها



• نقش مهارت هاي حرکتي قبل از فراگيري مهارت هاي حرکتي جزئي (ظريف) ، بايد فراگيري مهارت هاي حرکتي کلي صورت گيرد. با اين فرض ، معلمان کودکستان و کلاس اول بايد فعاليت هاي حرکتي کلي را دربرنامه روزانه شان بگنجانند . طراحي تصويرهايي با قلم مو و انگشت دست روي شن و... به آمادگي قبل از نوشتن منجر مي شود. پس از فراگيري مهارت هاي حرکتي کلي ، کودکان آماده مي شود که در زمينه مهارت حرکتي ِ ظريف نوشتن آموزش ببيند. معمولاً اولين نوشت افزارهاي کودک ، نمونه بسيار بزرگي از همان نوشت افزارهاي مختص بزرگ ترها هستند. مداد بچه هاي کودکستاني بايد بلندتر ، ضخيم تر و قطور تر از مداد بزرگ تر ها ، و خطوط روي کاغذ نيز يک تا دو اينچ 7 بلندتر باشند. استفاده از نوشت افزارهاي مورد استفاده بزرگ ترها به کندي و در فاصله زماني سه تا چهار سال رخ مي دهد و معمولاً کلاس سومي ها و کلاس چهارمي ها اجازه دارند که از نوشت افزارهاي مناسب بزرگ تر ها استفاده کنند. • محيط نوشتن محيط نوشتن بسيار شبيه محيط خواندن است ، زيرا وظيفه ايجاد زمان ، فضا و نوشت افزار مناسب ، به عهده معلم است . نوشتن بايد بخشي از فعاليت هاي روزمره کلاس کودک باشد که معمولاً به سه مهارت زباني ديگر اعم از : خواندن ، شنيدن و صحبت کردن در آميخته است. داشتن نگرش مثبت نگرش مثبت معلم نسبت به تلاش هاي نوشتاري کودک ، به اندازه فراهم کردن زمان و فضا و مطالب نوشتاري مناسب حائز اهميت است. متأسفانه بزرگ ترها غالباً آن صبر و تحملي که در مورد خواندن ابتدايي کودک بروز مي دهند ، در مورد نوشتن او نشان نمي دهند. مثلاً خط خطي کردن ها ، از نظر بزرگ تر ها پديده اي بي اهميت تلقي مي شود. در حالي که بايد دانست ، خط خطي کردن ها و تقاشي ها سطوح آغازين نوشتن هستند که در پيشرفت مهارت نوشتن کودک در مراحل بعدي بسيار حائز اهميتند. بنابر اين تلاش هاي کودک در اين مرحله ، بايد مورد تشويق بزرگ تر ها قرا گيرد. در گذشته ، معلمان به کودکان اجازه نمي دادند که از املاي من در آوردي استفاده کنند. همين امر ، توانايي کودکان را در نوشتن جملات و داستان هاي محدود مي کرد. معلمان به جاي اين که به ايده يا داستاني که کودک مايل است بنويسد توجه کنند ، به املاي صحيح آن ها توجه داشتند و همين مسأله باعث مي شد ، کودک دقت خود را روي املاي حروف و کلمات مفرد صرف کند، نه روي ايده يا داستاني که مايل است بنويسد. در نتيجه به شدت خسته مي شد. معلمان بايد به اين باور برسند که خواندن و نوشتن کودکان از طريق انجام تمرينات بيش تر پيشرفت مي کند و آن ها بايد در پذيرش تلاش هاي کودکان در هر دو زمينه خواندن و نوشتن ، حوصله بيش تري به خرج دهند. واکنش مثبت معلم و بر انگيختن کودک به سمت تلاش بيش تر ، مهم ترين مؤلفه در ايجاد يک کلاس نوشتن مناسب است. • الگو بودن معلم در معرفي نقش هاي نوشتن نقش ديگر معلم در آموزش نوشتن اين است که الگويي در معرفي نقش هاي نوشتن باشد. يادداشت هايي که معلم براي والدين مي نويسد ، تهيه کارت هايي با نام کودکان روي ميز تحرير آن ها و نوشتن نامه هاي تشکر آميز به شاگردان داوطلب فعاليت کلاسي ، از جمله شيوه هايي هستند که معلمان به واسطه آن ها اهميت نوشتن با مقاصد اجتماعي و ارتباطي را نشان مي دهند. اين گونه هاي نوشتاري متفاوت ، به نويسنده مبتدي نشان مي دهند که نوشتن مي تواند به دلايل متفاوتي صورت گيرد. او در مي يابد که نوشتن صرفاً موضوعي براي ادامه تحصيل نيست ، بلکه ابزار ضروري و مفيدي براي ارتباط با ديگران است. • تشويق دانش آموزان به نوشتن گروهي معلم مي تواند شاگردان را به گروه هاي کوچک تقسيم و آن ها را به نوشتن داستان ترغيب کند و يا عبارت ناقصي به آن ها بدهد تا خودشان تکميل کنند. بهتر است قبل از اين که معلم از کودک بخواهد داستان بنويسد ، مختصري در مورد طرز نوشتن آن توضيح دهد. او مي تواند از فعاليت هاي نوشتاري متناسب با سن کودک استفاده کند. کودکان موقعي از خلق داستان خود لذت مي برند که قبلاً فن نوشتن آن را آموخته باشند. • استفاده از انواع محصولات نوشتاري معني دار محصولات نوشتاري متناسب با سن کودکان بسيار زيادند و در کتاب هايي که به آموزش نوشتن اختصاص دارند ، به تفضيل موجودند . در استفاده از انواع محصولات نوشتاري مناسب ، معلم بايد به چند نکته توجه داشته باشد : براي اين که کودک دريابد رابطه ميان يک کلمه و آنچه اين کلمه بدان ارجاع مي دهد ، دلبخواهي است ، معلم مي تواند از تصوير واژه استفاده کند ؛ يعني از نقاشي ، طرح و يا عکس ، در کنار کلمه تايپ شده استفاده کند. بسط داستان نيز فعاليتي است که کودک در طول آن ، از خود مطلبي به کتاب داستان اضافه مي کند. اين فعاليت به اين صورت است که معلم با صداي بلند کتاب داستاني را مي خواند و کودکان را تشويق مي کند که به طور شفاهي مطالبي را بدان اضافه کنند. با اين تمهيد هم زبان شفاهي و هم زبان نوشتاري کودکان تقويت مي شود. زيرا به اين ترتيب آن ها آنچه را که به طور شفاهي مي گويند ، مي نويسند. معلم با خواندن نوشته کودک و نشان دادن واکنش نسبت به آن ( البته واکنش نسبت به خود مطلب و نه نحوه نوشتن آن ) ، موردي از نقش ارتباطي نوشتن را به کودک نشان مي دهد. از طرف ديگر با برگرداندن نوشته کودک به او ، طريقه پاسخ دادن و نيز صحيح نويسي را به کودک آموزش مي دهد. نکته قابل توجه ديگر اين است که در هنگام آماده کردن فعاليت هاي نوشتاري براي کودکان ، معلم بايد مشخص کند ، آيا اين نوع نوشتن فقط براي تمرين است يا اين که هدفمند است ؛ يعني معنا و هدفي براي آن پيش بيني شده است. اگر هدف از نوشتن براي کودک روشن باشد ، انگيزه او براي توليد نوشته هاي داراي کيفيت بالا افزايش مي يابد. اهميت توجه به خصوصيات فردي کودک معلم خاص کودکان مبتدي بايد متوجه اين نکته باشد که سطوح نوشتاري فراگيران متنوع است. دانش آموزاني که تجربه محدودي از کتاب دارند يا ناتواني خاصي دارند ، هنوز در سطوح بسيار ابتدايي مهارت نوشتن هستند ، در حالي که برخي از همسالان آن ها به راحتي نام خود را مي نويسند و برخي ديگر ، از املاي من درآوردي استفاده مي کنند. تفاوت توانايي هاي نوشتاري کودکان ، به رشد فيزيکي ، اجتماعي و شناختي آن ها و ميزان آشنايي آن ها باسواد ( قبل از آموزش رسمي ) بستگي دارد. معلمي که به کودکان آموزش مي دهد ، بايد اجازه دهد که هر کودک با آهنگ خاص خود پيش رود و براي فرديت او ارزش قائل شود.



( پنجشنبه دهم شهریور 1384  |  18:23   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 وقتي کودک شالوده گوش دادن و صحبت کردن را فرا گرفت ، فراگيري خواندن و نوشتن را آغاز مي کند . در طول تاريخ ، آموزش نوشتن به اندازه آموزش خواندن مورد توجه بوده است. براي اين که آموزش نوشتن از کارآيي لازم برخوردار باشد ، لازم است از نحوه فراگيري نوشتن کودکان و سطوحي که در اين فراگيري طي مي کنند ، آگاه باشيم. آگاهي از نقاط عطفي که کودکان در فراگيري نوشتن طي مي کنند ، به ما کمک مي کند برنامه ريزي و تعامل با آن ها را متناسب با رشد و توانايي هاي آن ها پي ريزي کنيم . لازم به تذکر است که اين نقاط عطف ، حول و حوش يک سن ( البته به ميزان متفاوت) درکودکان رخ مي دهد. نقاط عطف فراگيري نوشتن در کودکان ساورز1 نقاط عطفي را که کودکان آمريکايي در هنگام فراگيري نوشتن طي مي کنند ، به اين شرح معرفي مي کند:

الف) مرحله خط خطي کردن 2: کودک نوپا کاغذ را خط خطي مي کند ، به تدريج خط خطي کردن ها ، شکل هنرمندانه اي به خود مي گيرند و نهايتاً تلاش هاي آغازين کودک براي نوشتن کد يک زبان خاص شروع مي شود . بايد دانست ، تجربه هاي قبلي کودک و توانايي هاي او در زبان شفاهي ، و رشد احساسي – اجتماعي ، حرکتي و شناختي ، روي هم رفته تعيين کننده رفتارهاي نوشتاري اوليه کودک هستند.

ب) املاي من در آوردي 3: اين مرحله حول وحوش 5 سالگي رخ مي دهد. مثلاً disturb را به صورت dstrb مي نويسد يا not را به صورت nat مي نويسد. همچنين زمان افعال را هميشه حال در نظر مي گيرد.

ج) املاي قراردادي 4 : اين مرحله حول و حوش 5 سال و ده ماهگي تا 6 سال و سه ماهگي رخ مي دهد. در اين مرحله ، کودک مي تواند برخي از کلمات را بخواند ، ولي نمي تواند آن ها را بنويسد. با اين توضيحات روشن مي شود که در چهار سال اول زندگي کودک ، پايه و اساس آموزش نوشتن رسمي 5 در او شکل مي گيرد. منظور از نوشتن رسمي ، استفاده از کد نوشتاري يک زبان ، متناسب با هدف (مقاصد) و نيز مخاطبان متفاوت است. با شروع آموزش مدرسه ، نوشتن رسمي شروع مي شود. در مدرسه روي يادگيري ديداري کل کلمه تأکيد مي شود که به کودک در يادگيري استراتژي ديداري املا6 مي کند. در اين زمان درک و ارزش نهادن به تلاش هاي نوشتاري اوليه کودک مي تواند ، محيط مناسبي براي پيشرفت او در امر نوشتن فراهم کند. در پايان سال اول ابتدايي از کودکان انتظار مي رود که بر نوشتن حروف الفبا مسلط شوند. در اين مرحله ، کودک به توليد فيزيکي حروف توجه کم تري مي کند و حروف و ارقام را رونويسي مي کند و درک ديداري او به حدي مي رسد که تفاوت هاي اندک ميان حروف ، مثلاً ميان " ب" و "ت" را پيش بيني مي کند. همچنين مي تواند تمايزات شنيداري ظريف تر مثلاً ميان "ب" و "پ" را تشخيص دهد. رفته رفته توجه کودک به الگوي هجايي واژه ها جلب مي شود. در مطالبي که براي کودکان تهيه مي شوند ، معمولاً کلمات بايد دو الگوي هجايي خاص داشته باشند: يکي الگوي cvc ( صامت آغازي + واکه مياني + صامت پاياني) مثلاً کلمه" توپ" (ت+و+پ) و ديگري الگوي هجايي cvcv ( صامت آغازي + واکه مياني + صامت دوم+ واکه پاياني ) مثلاً کلمه " بابا" (ب+ ا+ب+ا) . کلماتي با الگوي هجايي cvc و cvcv فهرست خوبي از کلمات را براي تمرين نوشتن يک نويسنده مبتدي فراهم مي آورند. تا اين مرحله ، دانش نوشتاري کودک در سطح واژه ، شامل اطلاعاتي در مورد واج ها ، حروف ، روابط ميان صامت ها ، مصوت ها و هجاهاست. اگر معلم بتواند انگيزه بيش تري در کودک ايجاد کند ، او به سرعت از نوشتن کلمات منفرد ، به نوشتن جمله رو مي آورد. البته جملات اوليه کودک صرفاً شامل دسته هايي از کلمات هستند ، اما رفته رفته شباهت بيش تري با جملات رسمي پيدا مي کنند. به تدريج نقطه گذاري ، فاصله گذاري و برخي ايجاد ارتباط شفاف با خواننده ( مخاطب ) را مي آموزد.

نکاتي که در طراحي فعاليت هاي نوشتاري مناسب براي فراگيران کوچک بايد مدنظر قرار گيرند در طراحي فعاليت هاي نوشتاري مناسب براي فراگيران کوچک ، معلم ( مربي ) بايد نکاتي را مدنظر داشته باشد که به قرار زيرند: • نقش مهارت هاي حرکتي • محيط نوشتن • داشتن نگرش مثبت • الگو بودن معلم در معرفي نقش هاي نوشتن • تشويق دانش آموزان به نوشتن گروهي • استفاده از انواع محصولات نوشتاري معني دار • اهميت توجه به خصوصيات فردي کودک. در اين جا يک يک موارد ياد شده به تفضيل مطرح مي شوند.



( پنجشنبه دهم شهریور 1384  |  18:22   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 روانشناسی بهداشت ، در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله ؛ تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار گرفته می گيرد . در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش ، توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند ، می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند ، بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد ، سلامت ساز است. رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند ، زيارت و غيره .... می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست ، تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند ، اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی ، متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ، اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی ، برخورداری از حمايت های اجتماعی ، حمايت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی ، آسيب كمتری را متحمل شوند. مذهب می تواند در تمامی عوامل ، نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت ، ارزيابی شناختی فرد ، فعاليت های مقابله ، منابع حمايتی و .... سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس ، مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب ، حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ ، توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری ، ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود. بر اساس مطالعات انجام شده ديگر ، بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی ، همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش ، 36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر ، يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند ، ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند. مطالعات ديگر ، تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی ، نشان داده اند . به عنوان مثال ، نتايج دو بررسی نشان داد ، كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند ، اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند ، گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی ، خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است. زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند ، در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند ، ميزان مرگ ومير 42% بود ، در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری ، كونينگ ، كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری ، مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی ، نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری ، مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان ، ارتباط داشت. عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی ، ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی ، بين فردی ، بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد ، لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد .



( پنجشنبه دهم شهریور 1384  |  18:20   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 چه نوع تغذيه اي براي داشتن دندان هاي سالم و محکم توصيه مي شود؟ کودکان براي حفظ رشد مناسب و سلامتي خود، بايستي از تمامي گروه هاي اصلي غذايي استفاده کنند که اين گروه ها شامل پنج گروه اصلي نان و غلات، ميوه ها، سبزي ها، شير و لبنيات و گروه گوشت و حبوبات است. مصرف زياد و بيش از حدّ مواد کربوهيدرات دار باعث خرابي دندان ها مي شود. مواد کربوهيدراتي شامل انواع کيک، آب نبات، کلوچه، شير و ساير غذاهاي شيرين، نوشيدني هاي شيرين ، مواد نشاسته دار مثل چيپس و برشتوک است. علت اصلي پوسيدگي دندان ها ، باقي ماندن مواد کربوهيدراتي بر روي آنهاست. براي حفظ سلامتي بيشتر دندان کودکان ، توصيه هايي را در مورد انتخاب صحيح و مصرف غذاها براي شما بيان مي کنيم :

1- ميوه و سبزي فراواني در يخچال داشته باشيد و به عنوان ميان وعده ، به جاي مواد کربوهيدرات دار، به کودک خود بدهيد. ميوه و سبزي هايي را به کودک خود بدهيد که آب زيادي داشته باشد مثل هلو ، هندوانه ، طالبي ، خربزه ، کرفس و خيار . موز و کشمش را کم مصرف کنيد ، زيرا نسبت به ساير ميوه ها داراي قند بيشتري هستند، اگر هم مصرف کرديد بلافاصله مسواک بزنيد. 2

- به همراه ناهار يا به عنوان ميان وعده، پنير مصرف کنيد. مصرف انواع پنير به خصوص پنير کهنه مثل پنير چدار باعث ترشح بزاق مي شود و بزاق تکه هاي غذا را از دندان ها دور مي کند. 3

- مواد غذايي چسبنده را که نياز به جويدن زيادي دارند، مصرف نکنيد. کشمش، انجيرخشک، کلوچه، پاستيل، عسل ، شيره، شکلات هاي چسبنده و شکلات کاکائويي به دندان ها مي چسبند و بزاق نمي تواند آنها را از دندان جدا کند. اگر کودک شما چنين مواد غذايي را مصرف کرد، بايستي بلافاصله دندان هاي خود را مسواک بزند.

4- خوراکي هاي شکردار را با وعده هاي غذايي مصرف کنيد نه به عنوان ميان وعده. اگر مي خواهيد به عنوان دسر به کودک خود شيريني بدهيد، آن را بلافاصله بعد از خوردن وعده غذايي اصلي به او بدهيد، زيرا در مواقع صرف وعده هاي غذايي، بزاق زيادي در دهان وجود دارد که تکه هاي غذا را از دندان ها جدا مي کند. نوشيدن مايعات بعد از غذا هم خرده هاي غذا را از دندان ها دور مي کند. 5

- کودک خود را عادت دهيد تا جايي که ممکن است به دفعات کم، ميان وعده مصرف کند، زيرا دفعات زياد ميان وعده ها بيشتر از مقدار غذاي مصرف شده در هر ميان وعده، در پوسيدگي دندان ها موثر است. در فاصله ي بين وعده هاي غذايي ، بزاق خرده هاي غذا را از دندان ها پاک مي کند، در نتيجه از عمل باکتري ها جلوگيري مي کند. مصرف مکرر ميان وعده ها بدون فاصله زماني ومسواک نکردن دندان ها، غذاي مورد نياز باکتري هاي مولد پوسيدگي را فراهم کرده، در نتيجه با ايجاد پلاک هاي دنداني، پوسيدگي دندان را تسريع مي کند. بنابراين تا حدي که امکان دارد تعداد ميان وعده ها را کاهش دهيد، طوري که بيشتر از يک يا دو بار در روز نشود. بعد از مصرف ميان وعده - مخصوصاً اگر خوراکي شيرين و چسبنده بود- حتماً دندان خود را مسواک بزنيد.

 6- مواد غذايي شيرين را که روي دندان باقي مي مانند، مصرف نکنيد. آب نبات هاي سفت، نقل و شکلات باعث مي شوند همواره يک لايه قندي روي دندان ها وجود داشته باشد و باعث پوسيدگي دندان مي شود.

7- مواد غذايي را که شکر ندارند ، مصرف کنيد.

 8- هرگز موقع خواب يک شيشه حاوي شير، شيرخشک، آب ميوه يا نوشيدني شيرين ديگر را به دست کودک خود ندهيد. اين نوشيدني ها حاوي شکرهستند. اگر موقع خواب بايد به کودک يک شيشه حاوي نوشيدني بدهيد، آن را از آب سالم پر کنيد که هم دندان ها را از ذرات غذا تميز مي کند و هم شکر ندارد، در نتيجه از پوسيدگي دندان ها جلوگيري مي کند.

 9- از منابع غذايي کلسيم دار در برنامه غذايي کودک خود استفاده کنيد که باعث استحکام دندان ها مي شود. منابع غني از کلسيم عبارتند از شير ، ماست ، پنير، ماهي و سبزيجات سبز رنگ مثل کلم ، کلم بروکلي ، اسفناج و جعفري.

ساير توصيه ها : 1- اگر کودک آدامس مصرف مي کند، آدامس هايي را که شکر ندارند يا شيرين کننده آن گزيليتول (XYLITOL) است، به او بدهيد. گزيليتول باکتري هاي دهان را کاهش مي دهد و عمل جويدن، ترشح بزاق را افزايش مي دهد. 2- براي سالم نگه داشتن دندان هاي کودک، از محلول فلورايد ، مسواک و نخ دندان استفاده کنيد. بهترين راه براي جلوگيري از پوسيدگي دندان ها، استفاده روزانه از خمير دندان فلورايد دار در هنگام مسواک زدن است. فلورايد به داخل دندان ها نفوذ مي کند و از پوسيدگي دندان جلوگيري مي کند. حداقل دو بار در روز و بعد از هر وعده غذايي يا ميان وعده، دندان هاي کودک خود را مسواک کنيد يا به او بگوييد مسواک بزند. اگر امکان مسواک زدن دندان ها در بين وعده هاي غذايي وجود ندارد، حداقل دهان را چندين بار با آب بشوييد. بهترين راه براي جلوگيري از پوسيدگي دندان ها، استفاده روزانه از خمير دندان فلورايد دار در هنگام مسواک زدن است. حداقل يک بار در روز از نخ دندان استفاده کنيد تا ذرات غذايي را از بين دندان ها و زير لثه پاک کند. 3- بعد از دادن دارو به کودک خود، دندان هاي او را مسواک کنيد. داروهايي مثل شربت سرفه حاوي قند است که باکتري موجود در دهان آن را به اسيد تبديل مي کند. اين اسيدها باعث از بين رفتن ميناي دندان ( لايه محافظ و سخت روي دندان ) مي شوند. 4- به طور منظم به دندانپزشک مراجعه کنيد تا از سلامت دندان هاي کودک خود مطمئن شويد. اولين بار که بايد کودک خود را نزد دندانپزشک ببريد، در سن يک سالگي يا شش ماهگي است که کودک شروع به دندان در آوردن مي کند . مراجعه مرتب به دندانپزشک باعث مي شود که اگر کوچکترين مشکل و پوسيدگي در دندان ها پيدا شود، سريعاً آن را برطرف کنيد.



( پنجشنبه دهم شهریور 1384  |  18:19   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

همه كودكان به ويژه كودكاني كه پا به مرحله رشد مي گذارند بايد از آزادي و استقلال نسبي برخوردار باشند. ولي آنچه كه آنان بايد بدانند اين است كه در اين جهان افرادي زندگي مي كنند كه ممكن است به آنان صدمه بزنند و آنچه كه والدين انجام مي دهند به منظور حفظ آنان از دست اين افراد است. فراموش نكنيد كه التيام احساسات سركوب شده دوران كودكي به ويژه كودك بزهكار مشكل و سخت است. حكمفرما كردن انضباط در خانواده كاري بس مشكل است. تنظيم قوانين منصفانه و به كار بستن آنها به طور منطقي مي تواند مهارت هاي هر پدر و مادري را آزمايش كند. مهم نيست كه شما چه حد و حدودي را در مورد كودكانتان به كار مي بريد زيرا آنان همواره در جستجوي راه هايي براي شكستن اين حد و حدود هستند. اين امر طبيعي است. ولي كودكاني كه از قوانين و حد و حدود آن تبعيت مي كنند، احساس مهم بودن مي كنند. مهم نيست كه تا چه اندازه آنان ممكن است از خود مقاومت نشان دهند. تقويت عزت نفس كودكان مي گويند كودكان بزهكار به توجه، محبت و پذيرش بيشتري نياز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدايي مي كنند كه اين امر آسيب پذيري آنان را نيز افزايش مي دهد. به عبارت ديگر كودكاني كه داراي حس خود ارزشي هستند كمتر دچار بزهكاري مي شوند. بنابراين براي تقويت عزت نفس در کودکان چه بايد كرد؟ براي انجام اين مهم چهار ركن وجود دارد: محبت ، زمان ، انضباط ، پذيرش. - بيشتر اوقات دوست داشتن كودكان خيلي ساده و آسان است و در برخي مواقع مشكل. - ابراز محبت به كودكي كه پيوسته بي تربيت، ناسازگار و بدخلق است، همچون بيشتر كودكاني كه دوران بلوغ را سپري مي كنند، سخت است. - جالب است بدانيم در اين زمان او به محبت بيشتري نياز دارد. والديني كه هم در دوران سركشي و ستيز كودكان و هم در دوراني كه كودكان نوپا مي باشند و از شيريني خاصي برخوردارند به آنان توجه مي كنند در واقع پايه عزت نفس كودكانشان را مي سازند. تا آنجايي كه مي توانيد وقت زيادي را با كودكتان بگذرانيد. اگر شما بيش از يك فرزند داريد سعي كنيد طوري وقت خود را تقسيم كنيد كه به هر يك از فرزندانتان زمان كافي اختصاص يابد. گرچه تنظيم زمان بندي بدين شكل مشكل است، ولي اين مسئله براي رشد كودك ضروري است حتي اگر لازم باشد از فعاليت هاي ديگر زندگي خود صرف نظر كنيد. وقتي را كه با كودكتان مي گذرانيد يكي ديگر از مواردي است كه براي تقويت عزت نفس او مهم است. كودكان به زمان با كيفيت نياز دارند. آنان به شما نياز دارند تا در حياط مدرسه و بازي و حتي در برخي زمان هاي معمولي در كنارشان باشيد. اين بدين معنا نيست كه شما بايد كاملاً در همه احوال مراقب كودكانتان باشيد. اغلب براي بيشتر كودكان فقط حضور والدين در خانواده كافي است. گاهي اوقات مشغله كاري در بيرون از خانه به قدري زياد است كه مجبوريم زمان خيلي كمي را با كودكانمان بگذرانيم هيچ چيز مشكل تر از اين نيست كه براي بودن با كودك زمان كافي پيدا كنيم، ولي بايد بدانيم كه اين زمان براي رشد كودك اهميت دارد. حكمفرما كردن انضباط در خانواده كاري بس مشكل است. تنظيم قوانين منصفانه و به كار بستن آنها به طور منطقي مي تواند مهارت هاي هر پدر و مادري را آزمايش كند. مهم نيست كه شما چه حد و حدودي را در مورد كودكانتان به كار مي بريد زيرا آنان همواره در جستجوي راه هايي براي شكستن اين حد و حدود هستند. اين امر طبيعي است. ولي كودكاني كه از قوانين و حد و حدود آن تبعيت مي كنند، احساس مهم بودن مي كنند. مهم نيست كه تا چه اندازه آنان ممكن است از خود مقاومت نشان دهند. يكي ديگر از اركان عزت نفس در كودكان «پذيرش» است كه انجام آن دشوار است. براي والدين طبيعي است كه نسبت به كودكانشان اميدواري زيادي داشته باشند. همه ما دوست داريم كه كودكانمان داراي تحصيلات دانشگاهي بوده و يا بهترين شاگرد در كلاس درس باشند. ما از كودكانمان انتظارات زيادي داريم ولي آنان بيشتر انتظارات ما را برآورده نمي كنند. يكي از روش هاي مهم تقويت عزت نفس، پذيرش كودكان در همه شرايط است. هر كودكي داراي مشخصه منحصر به فرد خويش است و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. به طور يقين ما بايد انتظار داشته باشيم كه كودكانمان تا آنجا كه مي توانند تلاش كنند. در هر صورت چه آنان در كاري به راحتي موفق شوند يا به سختي در انجام آن موفق شوند، تشويق كارهايشان و تصديق قوه خود ارزشي براي آنان بسيار ضروري است. تا آنجايي كه مي توانيد وقت زيادي را با كودكتان بگذرانيد. اگر شما بيش از يك فرزند داريد سعي كنيد طوري وقت خود را تقسيم كنيد كه به هر يك از فرزندانتان زمان كافي اختصاص يابد. گرچه تنظيم زمان بندي بدين شكل مشكل است، ولي اين مسئله براي رشد كودك ضروري است حتي اگر لازم باشد از فعاليت هاي ديگر زندگي خود صرف نظر كنيد. هميشه سعي كنيد در لحظه هاي مهم زندگي فرزندانتان حاضر باشيد. حضور در بازي هاي مدرسه اي، مراسم اعطاي جوايز و… لحظات مهمي هستند كه طبيعتاً كودكان دوست دارند با شما سهيم شوند. به كودكان خود اميدوار باشيد. به جاي نصيحت كردن آنان براي انتخاب هاي بد، انتخاب خود آنان را مورد تمجيد قرار دهيد. همه كودكان دچار اشتباه مي شوند. به كودكان كمك كنيد كه از اشتباهات خود پلي براي موفقيت بسازند. به احساسات كودكانتان احترام بگذاريد. هرگز نسبت به ترديدها، ترس ها، عقايد و افكار آنان بي اهميت نباشيد. قوانين روشني را تنظيم كنيد و آنان را اجرا كنيد. سعي نكنيد در اجراي آن از تنبيه هاي مختلف استفاده كنيد. كودكان اشتباه خواهند كرد و هيچكس هميشه از تمام قوانين پيروي نخواهد كرد. محدوديت ها را استوار ولي دوستانه اجرا كنيد. به كودكان خود اميدوار باشيد. به جاي نصيحت كردن آنان براي انتخاب هاي بد، انتخاب خود آنان را مورد تمجيد قرار دهيد. همه كودكان دچار اشتباه مي شوند. به كودكان كمك كنيد كه از اشتباهات خود پلي براي موفقيت بسازند. به احساسات كودكانتان احترام بگذاريد. هرگز نسبت به ترديدها، ترس ها، عقايد و افكار آنان بي اهميت نباشيد. پيشرفت كودكانتان را ارج نهيد. كودكانتان بايد بدانند كه شما از آنان انتظار تلاش فراوان داريد ولي ظرفيت هاي آنان را نيز مي شناسيد. پيشرفت هاي آنان را تمجيد كنيد و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نكنيد. عقايد و ارزش هاي خود را با كودكانتان در ميان بگذاريد. با آنان صحبت كنيد و به صحبتهايشان گوش فرا دهيد تا بدين وسيله به آنها اعتماد به نفس بدهيد.



( سه شنبه هشتم شهریور 1384  |  8:55   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 هر چقدر پس انداز خود را انباشته کنيد، به همان ميزان از حساب ذهنتان برداشت خواهيد کرد. همه ما پيش از به اجرا در آوردن برنامه هاي زندگيمان مدت ها آن را در ذهنمان پرورش مي دهيم و حتي چه بسا سال ها تصوير کاري را در ذهنمان نگه مي داريم تا شرايط موافق پيش آيد و آن را عملي سازيم. اغلب افراد مي پرسند: «بعد از آنکه درباره آرزو و هدف مورد نظرم فکر کردم، ديگر چه کار بايد بکنم» پاسخ بسيار ساده است. شما بايد تمام کارهايي را که براي تحقق آرمان خود لازم مي دانيد انجام دهيد. اين را بدانيد اعمال ما پاسخ و واکنش اتوماتيک تحرکات عميق روح و احساس و اعتقادات باطني ما مي باشد. براي دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنيد و فکر خود را بر روي مشکلتان خوب متمرکز نماييد و سعي کنيد با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنيد و چنين تصور کنيد که مشکلتان حل شده و از اين بابت احساس شادي و شعف مي کنيد. اما براي داشتن يک تصوير ذهني خوب چندين شرط لازم است که در زير به آنها اشاره مختصري خواهيم داشت. تلقين: تمام اعمال و رفتار ما نتيجه افکارمان مي باشد، به عبارتي «فکر» پيش از «رفتار» به حرکت در مي آيد. البته اگر هدف مشخص باشد، راه هاي رسيدن به آن نيز مشخص خواهد بود. ايمان به هدف و سپردن آن به ذهن باعث مي شود که ضمير ناخودآگاه به راه ها و وسائل نيل به آن هدف توجه بيشتري نشان بدهد. با شناسايي عملکرد روح و ذهن خود به اين نتيجه مي رسيد که خود تنها منجي خويش هستيد و سرنوشتتان بستگي به طرز فکر و احساستان دارد و سلامتي، تندرستي را برايتان به ارمغان خواهد آورد. فکر بي نيازي، غنا و ثروت، تلقينات و افکار بد، شادابي و تحرک را از شما مي گيرد و با افسردگي و خمودگي مبادله مي کند. يک تلقين منفي (مثلاً فقر) به خودي خود قدرت ندارد، اما قدرت واقعي در فکر و احساس شخص قرار دارد. بايد ذهن را از باورهاي نادرست، ترس و اضطراب، شک و وسواس پاک کرد و شادماني و موفقيت و اميد و آرامش را به سر راه داد. گذشته را به دست فراموشي بسپاريد، همه ما در زندگي شکست هايي داشته ايم و چه بسا سختي ها و ناکامي هاي زندگي چنان به ما فشار آورده اند که ما را به طور کلي از زندگي نااميد کرده اند. گاهي اوقات صبر بهترين درمان است. به خاطر داشته باشيد که بيشتر کارها به زمان احتياج دارد. گذشت زمان تلخ ترين شکست ها را به يک پيروزي شيرين تبديل کرده است. اگر به وجود يک عقل کل که تمام کائنات را مي گرداند، باور داشته باشيم، اين حقيقت بزرگ را از ياد نخواهيم برد که قانون هستي تمام افراد بشر را به نحوي مورد حمايت و پشتيباني قرار مي دهد و بنابراين نبايد هيچ هراسي از بابت شکست، ورشکستگي، بيماري و غيره داشته باشيم. ما براي حل مشکلات و مسائل زندگي خود بايد کار خود را به قدرت روحي و عقل خويش بسپاريم. بنابراين هر روزي که به مشکلي برخورديد، اين جمله را پيش از خواب با خود تکرار کنيد و آن را به ضمير باطن خويش بسپاريد: «من در نهايت آرامش به خواب مي روم. من اين کار را به عقل و خردم مي سپارم و خود او جواب را پيدا خواهد کرد.» پس از آن راحت بخوابيد. هيچگاه با پيدا شدن کوچکترين مشکلي در زندگي نااميد نشويد. فراموش نکنيد که خورشيد از پس ابرهاي تيره سر از افق بر خواهد آورد و همه جا را تابناک خواهد کرد. در ضمير خود شادي و اميد را جاي دهيد. هميشه اين نکته را به خاطر داشته باشيد که بانک ضمير باطن ما سود کلاني بابت سرمايه گذاري به شما خواهد داد. اما شادي، عشق، آرامش، مهرباني، راستگويي و صفات پسنديده سرمايه هاي شما در اين بانک هستند. هرگاه خواستيد براي مشکلتان راه حلي بيابيد، درباره آن خوب فکر کنيد و البته سعي کنيد افکارتان مثبت باشد نه منفي. بيشتر ترس و هراس ما در زندگي ناشي از برداشت غير اصولي و ناصحيح ما از مسائل زندگي است. گاهي اوقات صبر بهترين درمان است. به خاطر داشته باشيد که بيشتر کارها به زمان احتياج دارد. بنابراين براي دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنيد و فکر خود را بر روي مشکلتان خوب متمرکز نماييد و سعي کنيد با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنيد و چنين تصور کنيد که مشکلتان حل شده و از اين بابت احساس شادي و شعف مي کنيد. ايده هاي نو و مثبتي در زندگي داشته باشيد ضمير باطن انسان پر از طرح ها و نقشه هايي است که آماده است تا به درخواست شخص آن را از اعماق ذهن او به سطح شعور بياورد. در اين فرآيند با وجود هرگونه دگرگوني و تغييرات خارجي، ضمير باطن به فعاليت خود ادامه مي دهد. بنابراين اگر در ضمير باطن خود ايده ثروت را جاي دهيد، يقين داشته باشيد هرگز محتاج پول نخواهيد شد. اگر فکر مي کنيد که پول نداريد و يا گرفتاري مالي پيدا کرده ايد، زمين و زمان را محکوم نکنيد و بدانيد که تنها خودتان مانع عبور آزادانه افکار و ايده هاي مثبت در ذهن و ضمير خود شده ايد. بايد بدانيد که مي توانيد اين موانع ذهني را از سر راه برداريد و به جنگ مشکلات زندگي برويد.



( سه شنبه هشتم شهریور 1384  |  8:49   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

اضطراب اجتماعي در شرايط زير بيشتر مشاهده مي شود

1. ترس از عدم تأييد يا انتقاد توسط ديگران. 2

. ترس از قرار گرفتن در موقعيتي که مي بايست مصمم و قاطع جواب داد يا اظهار نظر کرد.

 3. ترس از مقابله کردن با شرايط خاص اجتماعي، عصبانيت ها و پرخاشگري ها.

 4. ترس از مواجه شدن و همکلامي با جنس مخالف.

5. ترس از ناتواني در برقراري و حفظ روابط بسيار صميمي بين فردي.

 6. ترس از بروز جدي تعارض و دوگانگي احساس در خانواده و طرد شدن توسط والدين.

 7. ترس از طرد شدن و از دست دادن روابط بين فردي. کمرويي و احساس تنهايي تنهايي يک واکنش هيجاني است.

 فردي که قادر به برقراري ارتباط با ديگران نيست، احساس مي کند که از دوستان و نزديکان جداست و به طور قابل ملاحظه اي کمتر از ديگران از روابط اجتماعي بهره مي برد. چنين فردي نمي تواند احساسات خوشايند يا ناخوشايند، ترس ها و نگراني ها و آرزوها و اميدهايش را با نزديکان و دوستانش در ميان بگذارد و پاسخ ها و عکس العمل هاي ايشان را دريافت کند. احساس تنهايي نيز همانند کمرويي نوعي ناتواني اجتماعي است و هر کدام از ما در يک موقعيت يا شرايط خاص ممکن است احساس کنيم که تنها هستيم. افرادي که دچار احساس «تنهايي» مي شوند و اين احساس با شدت و مداومت افکار و رفتار ايشان را فرا مي گيرد، به تدريج از تمايلات اجتماعي و ارتباطات بين فردي شان کاسته مي شود تا به حداقل مي رسد، و از اين نظر بعضي از ويژگي هاي افراد کمرو را پيدا مي کنند. کمرويي ناتواني و معلوليت فرد در برقراري ارتباط است و «تنهايي» مشکل انسان در اثر فقر ارتباطي است. بايد توجه داشت که صرف احساس تنهايي به معناي کمرويي يا ناتواني و معلوليت اجتماعي نمي تواند باشد. همچنين احساس تنهايي لزوماً هميشه به معناي «تنها بودن» نيست. ممکن است يک نفر در جمع آشنايان و دوستان و در حين حضور در جشن ازدواج يکي از بستگان احساس کند که تنهاست و برعکس شخصي ممکن است در يک محيط و مکان کاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد، بدون اين که احساس تنهايي کند. شايان ذکر است که به دليل ويژگي ها و نيازهاي خاص رواني – اجتماعي نوجوانان، ظهور پديده ي تنهايي (احساس تنهايي) در بين آنها به طور فوق العاده اي بيشتر از شيوع اين احساس در ميان بزرگسالان است. به همين خاطر در طول يک هفته، لحظاتي که نوجوانان احساس تنهايي مي کنند به مراتب بيش از بزرگسالان است. بنابراين احساس تنهايي ممکن است کاملاً گذرا و موقتي باشد و فرد دوباره نشاط زندگي و تمايل به فعاليت اجتماعي را بازيابد. اما هرگاه چنين احساسي به علل گوناگون، از جمله ناکامي هاي مکرر، نگراني و اضطراب شديد، رفتار تبعيض آميز و بي عدالتي، فشارهاي خانوادگي و اجتماعي، سرخوردگي و توسعه نگرش و بازخورد منفي نسبت به رفتار ناخوشايند و واکنش هاي منفي اطرافيان، فقر انگيزشي و قطع اميد از پيوندهاي عاطفي عزيزان، تقويت گردد با شدت هرچه بيشتر فراگير شود و فرد مبتلا عميقاً احساس تنهايي کند، نه تنها همانند افراد کمرو دچار ناتواني يا معلوليت اجتماعي مي شود، بلکه اضطراب و احساس تنهايي زمينه ي افسردگي جدي را در وي به وجود مي آورد و ممکن است دست به اقدامات غيرعادي نظير گريز و فرار از خانه و محل زندگي و کار، بعضي کژروي هاي اجتماعي، اعتياد و خودکشي بزند. درصد قابل توجهي از کساني که خودکشي کرده اند يا اقدام به خودکشي مي کنند، تجارب فراواني از احساس تنهايي و رها شدگي از طرف صميمي ترين نزديکان و دوستان خود داشته اند. بنابراين مي بايست به طور خيلي جدي به اين پديده توجه داشت و افراد مبتلا به آن را با اتخاذ روش هاي اصلاحي و درماني مناسب، مورد درمان و توان بخشي اجتماعي قرار داد. بدون ترديد در دنياي پيچيده ي امروز، فراواني ناراحتي ها و رنج هاي ناشي از مشکلات ارتباطي و سازگاري اجتماعي، نظير: اضطراب، افسردگي، کمرويي و احساس تنهايي و ... به مراتب بيش از بيماري هاي قلبي است! در واقع در بسياري از موارد ناراحتي هاي قلبي خود نتيجه ي فشارهاي عاطفي و رواني و روابط ناسالم يا ناموفق بين فردي است.

 منابع: روان شناسي کمرويي و روش هاي درمان آن – تأليف غلامعلي افروز روان شناسي و تربيت کودک و نوجوان - تأليف غلامعلي افروز خود درمانگري در لکنت زبان - تأليف غلامعلي افروز روان شناسي تربيتي کاربردي – تأليف غلامعلي افروز مباحث عمده در روان پزشکي – ترجمه جواد وهاب زاده



( سه شنبه هشتم شهریور 1384  |  8:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 بسياري از محققان و متخصصان، ريشه ي اصلي کمرويي را در ترس يا اضطراب اجتماعي ( SOCIAL ANXIETY) مي دانند. بنابراين لازم است اشاره ي مختصري به اضطراب و اضطراب اجتماعي داشته باشيم. اضطراب اضطراب از نظر روان شناسي و روان پزشکي يعني «ناآرامي، هراس و ترس ناخوشايند و فراگير با احساس خطر قريب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نيست» به سخن ديگر اضطراب يک پاسخ طبيعي در مقابل هر نوع تهديد يا فرآيندي آگاه کننده و اخطاري به فرد درباره ي يک خطر يا موقعيت ضربه آميز است. الگوي پديدآيي اضطراب در موجود زنده امري است کاملاً فطري و در حد متعادل آن نيروي محرکي براي بسياري از اعمال و رفتار انسان و ضرورتي براي بقاي حيات و صيانت نفس، تلاش و حرکت و آمادگي براي مقابله با تهديدها و خطرهاي طبيعي و اجتماعي به شمار مي رود. اما زماني که نگراني هاي فرد نسبت به مسايل مختلف به طور فراگير فزوني يابد، به تدريج شاهد بروز اضطراب مرضي خواهيم بود. ريشه اضطراب دروني و رواني است و در مراحل رشد شخصيت پديدار مي شود و همان گونه که ذکر شد پاسخي براي تهديدي ناشناخته و نامشخص و داراي جنبه ي تعارضي و غالباً مزمن است. اضطراب اجتماعي نتيجه اي است از احتمال يا وقوع نوعي ارزيابي شخصي در موقعيت هاي مختلف اجتماعي. به ديگر سخن ، فردي که دچار اضطراب اجتماعي است هيچ گونه تمايلي به آغاز ارتباط با ديگران ندارد و با احساسي از ترس و پايداري غير معقول، از هر موقعيتي که ممکن است در معرض داوري ديگران قرار گيرد، اجتناب مي ورزد. برداشت يا تصور شخص از موقعيت هاي اجتماعي که احتمال دارد شخصيت او مورد سنجش و ارزشيابي قرار گيرد، مي تواند واقعي يا خيالي باشد. در واقع شخصي که به شدت دچار اضطراب اجتماعي است، تصور مي کند در هر موقعيت يا شرايط اجتماعي فرد يا افرادي به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصيتش را مورد نقادي و ارزيابي قرار خواهند داد و يا ممکن است طوري رفتار کند که مورد تحقير ديگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گيرد. هنگامي که چنين اضطرابي بر وجود فرد مستولي شود، اعتماد به نفس کاهش مي يابد، قدرت نگرش واقع بينانه و برقراري ارتباط متقابل با ديگران به حداقل مي رسد و احساس تنش يا ناتواني در تنش زدايي، افسردگي، ناآرامي و بيقراري، گريز از ارتباطات معمول اجتماعي و دل مشغولي هاي مفرط، شخصيت فرد را فرا مي گيرد. در تعديل اضطراب، عوامل بسياري از جمله نحوه ي نگرش يا بازخورد فرد، باورهاي قلبي، ارزش ها و اعتقادات ديني و تربيت خانوادگي و اجتماعي تأثير دارد. اضطراب اجتماعي اضطراب اجتماعي نتيجه اي است از احتمال يا وقوع نوعي ارزيابي شخصي در موقعيت هاي مختلف اجتماعي. به ديگر سخن ، فردي که دچار اضطراب اجتماعي است هيچ گونه تمايلي به آغاز ارتباط با ديگران ندارد و با احساسي از ترس و پايداري غير معقول، از هر موقعيتي که ممکن است در معرض داوري ديگران قرار گيرد، اجتناب مي ورزد. برداشت يا تصور شخص از موقعيت هاي اجتماعي که احتمال دارد شخصيت او مورد سنجش و ارزشيابي قرار گيرد، مي تواند واقعي يا خيالي باشد. در واقع شخصي که به شدت دچار اضطراب اجتماعي است، تصور مي کند در هر موقعيت يا شرايط اجتماعي فرد يا افرادي به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصيتش را مورد نقادي و ارزيابي قرار خواهند داد و يا ممکن است طوري رفتار کند که مورد تحقير ديگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گيرد. با اذعان به اين که همه ي انسان ها از کوچک تا بزرگ اساساً تشويق پذير و تنبيه گريز هستند و دوست ندارند که بخشي از رفتار يا جنبه هاي مختلف شخصيتشان به توسط ديگران مورد ارزيابي و نقادي قرار گيرد و چنين شرايط يا صحنه هاي امتحاني برايشان خوشايند نيست؛ اما آن دسته از کودکان، نوجوانان و بزرگسالاني که به طور غيرعادي دچار ترس يا اضطراب اجتماعي هستند، کمترين تمايلي براي حضور در موقعيت هاي اجتماعي و ارتباط با ديگران ندارند، چرا که همه موقعيت هاي اجتماعي و تعامل بين فردي را صحنه هاي ارزيابي و انتقاد تلقي مي کنند. في المثل حضور در جلسات مصاحبه و گزينش تحصيلي و شغلي، ديدار با فردي مسئول يا مقتدر براي اولين بار، صحبت، سخنراني و ارائه ي گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه ي پخش مستقيم تلويزيون يا راديو، ورود به اطاقي مملو از آدم هاي غريبه و موقعيت هايي از اين قبيل تقريباً همه ي افراد را تا حدودي مضطراب مي کند، لکن بعضي از کودکان، جوانان و بزرگسالان غالباً در هر موقعيت اجتماعي که ممکن است رفتار ايشان مورد ارزيابي قرار گيرد، دچار اضطراب شديد مي شوند. براي اين قبيل افراد ، اضطراب يک ويژگي شخصيتي محسوب مي شود و نه يک وضعيت گذرا.



( سه شنبه هشتم شهریور 1384  |  8:47   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

کمرويي از ديدگاه بين فرهنگي کمرويي پديده ي گسترده و متنوعي است که نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ هاي مختلف معاني متفاوتي دارد. کودک يا نوجواني ممکن است از نظر روان شناسي اجتماعي فردي کمرو باشد، اما از نظر خانواده يا مدرسه به عنوان يک کودک يا نوجوان مؤدب و متين تلقي گردد. به عبارت ديگر بعضي ها افراد کمرو را انسان هايي ساکت، مؤدب و محترم مي دانند و تصور مي کنند که اين قبيل افراد، شهروندان سالم و بي آزاري هستند و برخي نيز افراد کمرو را انسان هايي مطيع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع مي دانند. بعضي نيز کمرويي را براي دختران امري عادي و صفتي مثبت تلقي مي کنند و آن را براي پسرها يک ويژگي يا منش ناپسند مي دانند، در حالي که کمرويي همان گونه که قبلاً اشاره شد، يک معلوليت اجتماعي و مانع رشد مطلوب شخصيت است و براي هر دو جنس امري است نامطلوب و نابهنجار. برخي ديگر، کمرويي را در افراد، بخصوص نزد دختران مترادف باحيا و عفت مي دانند و آن را تأييد، تمجيد و تشويق مي کنند؛ در حالي که «حيا» يکي از برجسته ترين صفات انسان هاي متعالي بوده، شاخص ايمان و بيانگر رشد مطلوب شخصيت است. به بيان ديگر قدرت خويشتن داري امري است ارادي و ارزشمند و برعکس کمرويي پديده اي کاملاً غير ارادي، ناخوشايند و حکايتگر ناتواني و معلوليت اجتماعي است. پديده ي کمرويي در کشورهاي مختلف و از ديدگاه مطالعات بين فرهنگي، حاکميت نظام هاي ارزشي متفاوت و غالب بودن بعضي از اهداف خاص تربيتي در خانه و مدرسه نيز بسيار مهم و قابل توجه است. در بسياري از جوامع غربي که کارگزاران آنها به طور مستقيم و غيرمستقيم مشوق و مروج رقابت هاي گسترده، فزون خواهي هاي فردي، آزادي هاي فوق العاده ي شخصي و سلطه طلبي و لجام گسيختگي فرهنگي هستند، به لحاظ شايع بودن همين انديشه ي خودمحوري، برتري جويي، منفعت طلبي و پرخاشگري در خانواده و کلاس و مدرسه درصد افراد مبتلا به کمرويي فوق العاده کمتر از جوامعي است که کودکان و نوجوانان را به سختکوشي و تلاش، قناعت و سازگاري و تواضع تشويق مي کنند. اما در کشورهايي که مردم عمدتاً با تبعيت پذيري محض و شخصيت انفعالي زندگي مي کنند، حکومت هاي ديکتاتورمنش، آزادي هاي مشروع فردي و اجتماعي را کاملاً محدود مي کنند، فرصت تقويت احساس خودپنداري و رشد مطلوب شخصيت افراد فراهم نمي شود و زمينه ي پديدآيي رفتارهاي پرخاشگرانه، کمرويي و اجتماع گريزي بيشتر مشاهده مي گردد. بر همين اساس در جوامع کمونيستي، کمرويي در ميان اقشار مختلف جمعيت به مراتب بيش از جوامع ديگر است. انتظار اين است که در جوامع اسلامي با توجه به ارزش هاي والاي قرآني و وظايف و تکاليف شرعي فردي و گروهي، ضرورت پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي و اتصاف به فضيلت هاي اخلاقي، کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دور از افراط و تفريط، در تربيت اجتماعي رشدي متعادل و متوازن داشته باشد و افراد، با تجلي شجاعت اخلاقي در گفتار و رفتار ايشان از کمرويي، جسارت و پرخاشگري برکنار باشند. بدون ترديد مسلمانان کمرو نمي توانند در انجام بعضي از وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي خود موفق باشند. في المثل خمير مايه ي ايفاي وظيفه ي مهم امر به معروف و نهي از منکر برخورداري از شجاعت اخلاقي و مهارت برقراري ارتباط اجتماعي متقابل، مؤثر و مفيد است.



( سه شنبه هشتم شهریور 1384  |  8:46   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 انسان اصالتاً موجودي است اجتماعي و نيازمند برقراري ارتباط با ديگران. بسياري از نيازهاي عاليه ي انسان و شکوفا شدن استعدادها و خلاقيت هايش فقط از طريق تعامل بين فردي و ارتباطات اجتماعي مي تواند ارضاء شود و فعليت يابد. در واقع خودشناسي، برقراري ارتباط مؤثر و متقابل با ديگران، پذيرش مسئوليت اجتماعي و نيل به کفايت اقتصادي از اهداف اساسي همه ي نظام هاي تربيتي است. کمرويي غالباً با گذشت زمان، فشردگي و پيچيدگي روابط بين فردي و تشديد فشارهاي اجتماعي، رقابت ها، گوشه گيري ها، تکروي ها، عزلت گزيني ها و تنهايي ها گسترده و شديدتر مي شود و درصد بيشتري از جوانان و بزرگسالان را فرا مي گيرد. مگر اين که بتوانيم با تشخيص سريع و استفاده از روش هاي تربيتي و درماني مناسب و مؤثر از گسترش کمرويي و تشديد آن پيشگيري کنيم. در دنياي پيچيده ي امروز، يعني در عصر ارتباطات سريع و پيوندهاي اجتماعي، ضرورت هرچه بيشتر تعاون و همکاري هاي ملي و همفکري هاي علمي، حضور فعاليت فرهنگي و احاطه بر زنجيره ي علوم، فنون و تکنولوژي برتر؛ بدون ترديد پديده ي کمرويي يک معلوليت اجتماعي است. در هر جامعه درصد قابل توجهي از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آن که تمايلي داشته باشند، ناخواسته خودشان را در حصاري از کمرويي محبوس و زنداني مي کنند و شخصيت واقعي و قابليت هاي ارزشمند ايشان در پس توده اي از ابرهاي تيره ي کمرويي، ناشناخته مي ماند. چه بسيار دانش آموزان و دانشجويان هوشمند و خلاقي که در مدارس و دانشگاه ها فقط به دليل کمرويي و معلوليت اجتماعي، همواره از نظر پيشرفت تحصيلي و قدرت خلاقيت و نوآوري نمره ي کمتري از همسالان عادي خود عايدشان مي شود؛ چرا که کمرويي يک مانع جدي براي رشد قابليت ها و خلاقيت هاي فردي است. پديده ي کمرويي در بين بزرگسالان و افراد مسن بسيار پيچيده تر است و چنين پيچيدگي رواني ممکن است در اغلب موارد، نيازهاي دروني، تمايلات، انگيزه ها، قابليت ها، فرصت ها، هدف ها و برنامه هاي شغلي، حرفه اي و اجتماعي ايشان را به طور جدي متأثر و دگرگون کند. پرداختن به پديده ي کمرويي و بررسي مباني روان شناختي آن از اين رو حائز اهميت است که تقريباً همه ي ما به گونه اي تجاربي از کمرويي را در موقعيت هاي مختلف داشته ايم. اما نکته ي مهمتر اين است که بعضي ها در همه ي شرايط و موقعيت هاي اجتماعي به کمرويي قابل توجهي دچار مي شوند. بنابراين مي توان گفت که اکثر قريب به اتفاق مردم در مواردي از زندگي اجتماعي خود به گونه اي دچار کمرويي شده اند. - بعضي ها صرفاً در مواقع و موقعيت هاي خاص دچار کمرويي مي شوند. - بعضي ها در برخي از مواقع و موقعيت ها دچار کمرويي مي شوند. - بعضي ها در غالب مواقع و موقعيت ها دچار کمرويي مي شوند. - بعضي از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان که شمارشان نيز قابل ملاحظه است، تقريباً در همه ي موقعيت هاي اجتماعي دچار کمرويي مي شوند. روند تحولات اجتماعي گوياي اين حقيقت است که مسئله کمرويي غالباً با گذشت زمان، فشردگي و پيچيدگي روابط بين فردي و تشديد فشارهاي اجتماعي، رقابت ها، گوشه گيري ها، تکروي ها، عزلت گزيني ها و تنهايي ها گسترده و شديدتر مي شود و درصد بيشتري از جوانان و بزرگسالان را فرا مي گيرد. مگر اين که بتوانيم با تشخيص سريع و استفاده از روش هاي تربيتي و درماني مناسب و مؤثر از گسترش کمرويي و تشديد آن پيشگيري کنيم. بايد توجه داشت که کمرويي مي تواند به تدريج به صورت نوعي بيماري رواني (روان نژندي) درآيد. بنابراين کمرويي بايد هرچه زودتر شناسايي، پيشگيري و درمان شود. کمرويي چيست؟ کمرويي يک توجه غيرعادي و مضطربانه به خويشتن در يک موقعيت اجتماعي است که در نتيجه ي آن فرد دچار نوعي تنش رواني – عضلاني مي شود، شرايط عاطفي و شناختي اش متأثر مي گردد و زمينه ي بروز رفتارهاي خام و ناسنجيده و واکنش هاي نامناسب در وي فراهم مي شود. به ديگر سخن ، پديده ي کمرويي به يک مشکل رواني – اجتماعي و آزار دهنده ي شخصي مربوط مي شود که همواره به صورت يک ناتواني يا معلوليت اجتماعي ظاهر مي گردد. به کلام ساده، کمرويي يعني «خود توجهي» فوق العاده و ترس از مواجه شدن با ديگران. زيرا کمرويي نوعي ترس يا اضطراب اجتماعي است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعي گريز دارد.

 بنابراين: 1. کمرويي رو به رو شدن با افراد جديد را براي فرد نگران کننده و دشوار مي کند. 2. کمرويي وارد شدن به اماکن جديد و کسب و کار و تجارت تازه را براي فرد سخت مي نمايد. 3. کمرويي مخفي شدن از انظار و احساس عجز در عين توانمندي را سبب مي شود. بايد توجه داشت که احساس کمرويي افراد هميشه در برابر انسان ها متبلور مي شود و نه در برابر حيوانات، اشياء و موقعيت هاي طبيعي و جغرافيايي.



( سه شنبه هشتم شهریور 1384  |  8:45   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 

جديدترين اخبار آموزشي ايران و جهان در سايت آموزش نيوز