مغز، سلطان بدن است و براي داشتن يک سلطان لايق، مراقبت هاي ويژه اي لازم است. بعضي اوقات حس مي کنيم که حافظه ما خوب کار نمي کند و يا در حفظ و يادگيري مطالب دچار مشکلاتي شده ايم. در همين راستا دانشمندان تحقيقات فراواني روي کارايي مغز انسان در شرايط گوناگون انجام داده اند و همواره به دنبال به دست آوردن روش هاي مفيدي بوده اند تا بازدهي مغز را بالا ببرند. اما با اين همه تلاش و کوشش، هنوز مسائل و ابهامات بسياري درباره ي فعاليت مغزي افراد مختلف وجود دارد. تحقيقات نشان مي دهد که انسان ها داراي کارايي هاي مغزي گوناگوني هستند و اين کارايي ها دلايلي مانند وراثت، تغذيه ، تربيت مغز و .... دارد. نتيجه چندين سال تلاش و کوشش دانشمندان، راه هايي است که ما مي توانيم براي داشتن يک مغز آماده و مفيد به کارگيريم.
داروهاي هوشمندهمه انسان ها وقتي به سن چهل سالگي مي رسند، تغييراتي را در توانايي هاي رواني خود به خوبي درک مي کنند. اين آغاز فرآيند تدريجي است که بسته به شدت ميزان آن، حتي مي تواند به جنون ختم شود. در اينجا اين سؤال مطرح مي شود که آيا مي توان به وسيله دارو، اين حالت خاص را بهبود دهيم يا به طور کلي از بين ببريم يا حتي در مرحله اي پيشرفته تر از بروز آن جلوگيري کنيم؟کودکاني که در صبحانه خود از نوشيدني هاي شيرين و گرم استفاده مي کنند ، در انجام تست هاي حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل مي کنند.
در حال حاضر در بازار داروهايي وجود دارد که به نوعي اين کار را انجام مي دهند، به اين داروها داروهاي «افزايش هوشياري» مي گويند و محققان روي داروهاي جديدي در همين زمينه هم کار مي کنند. يکي از معروف ترين اين داروها MODAFINIL است که به خوبي حالت نارکولپسي را برطرف مي کند. نارکولپسي در انسان باعث خواب ناگهاني مي شود و فعلاً MODAFINIL بهترين گزينه براي درمان آن است. اين دارو مي تواند شخص را متناوباً 90ساعت بيدار نگه دارد و برخلاف آمفتامين ها و حتي قهوه، عوارض بسيار کمي دارد. تحقيقات نشان مي دهند فقط تعداد کمي از کساني که MODAFINIL مصرف مي کنند از نارکولپسي رنج مي برند و اکثر آنها کساني هستند که نمي خواهند بخوابند. اين وضعيت در مورد داروهاي زياد ديگري هم صادق است، يعني مردم به خاطر مشکل يا بيماري خاصي آنها را مصرف نمي کنند، بلکه از آنها استفاده مي کنند تا از اثرات آنها در زندگي روزانه بهره مند شوند. نمونه ديگر اين داروها RITALIN است؛ دارويي که مردم در بسياري موارد صرفاً براي افزايش قوه تمرکز خودشان از آن استفاده مي کنند، اما اين استفاده بي رويه هم مي تواند براي انسان خطرساز باشد. دکتر دانيلي پيوملي، يکي از محققان دانشگاه کاليفرنيا در اين مورد مي گويد: « ما بايد مراقب چيزهايي که مي خواهيم، باشيم .» او که روي افزايش قدرت و نحوه عملکرد حافظه انسان کار مي کند، در عين حال بر استفاده ازاين داروها در موارد خاص تأکيد مي کند و مي گويد:«بالاخره بايد به ياد آوردن چيزهايي را که نمي خواهيم، پايان دهيم .»استفاده از داروها براي بهبود عملکرد مغز انسان، آينده روشني دارد و دانشمندان اميدوارند روزي بتوانند عملکرد مغزي انسان هاي سالخورده را مانند جوانان، بدون اشتباه کنند.
تغذيه مناسب
مغز انسان ، يکي از حريص ترين ارگان هاي بدن محسوب مي شود که احتياجات رژيمي ويژه اي دارد. به همين خاطر «هر چيزي که شما مي خوريد بر نحوه فکر کردنتان تأثير مي گذارد». چندان هم عجيب نيست. از اين رو محققان تحقيقات گسترده اي در زمينه تغذيه انجام داده اند.يکي از جالب ترين تحقيقات در زمينه خوردن صبحانه است. با هر بار صبحانه خوردن، ميزان زيادي گلوکز که غذاي اصلي مغز است ، به بدن وارد مي شود و طي مطالعات بسيار زياد انجام شده، مشخص شده است افرادي که صبحانه نمي خورند ، کارايي کمتري در مدرسه يا محل کار دارند.يکي از جالب ترين تحقيقات در زمينه خوردن صبحانه که در سال 2003 انجام شد، اثبات کرد کودکاني که در صبحانه خود از نوشيدني هاي شيرين و گرم استفاده مي کنند، در انجام تست هاي حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل مي کنند. در تحقيق ديگري که توسط «باربارا استووارت» از دانشگاه آستر انگليس انجام شد، بر نقش بسيار مؤثر لوبيا تأکيد شده است. اين ماده سرشار از پروتئين به همراه نان در برنامه غذايي روزانه کودکان باعث مي شود آنها سخت ترين تست هاي مرتبط با آگاهي فکري را به راحتي انجام دهند.بعد از صبحانه نوبت به غذاهاي اصلي مي رسد. دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم مرغ و سالاد در رژيم غذايي تأکيد مي کنند. در تخم مرغ ميزان فراواني کولين وجود دارد که از اين ماده در بدن براي توليد انتقال دهنده هاي عصبي استيل کولين استفاده مي شود. محققان در دانشگاه بوستون با کاهش ميزان استيل کولين در مغز متوجه شدند که کمبود اين ماده باعث مي شود شخص حافظه خود را در زمينه به ياد آوردن الفباء و حروف کلمات از دست بدهد. کمبود اين ماده در مغز همچنين مي تواند باعث آلزايمر شود و تحقيقات نشان مي دهد افزايش اين ماده در مغز مي تواند روند فراموشي مربوط به پيري را کند کند.هنگام خواب ، مغز با تردستي راه حل هاي خلاقانه اي پيدا مي کند، پس اگر شما هم در حل مسئله اي مشکل داريد و منتظر يک لحظه اوره کائي (يافتم معروف ارشميدس ) هستيد، بهتر است همين حالا به خواب ناز فرو رويد. از ديگر غذاهاي توصيه شده سالادها هستند. اين غذاها داراي مقدار بسيار زيادي آنتي اکسيدان هستند که در آنها ميزان فراوان بتاکاروتن، ويتامين E و C وجود دارد. محققان اعلام کرده اند افزايش آنتي اکسيدان در مغز باعث افزايش قدرت يادگيري حتي در سن بالا مي شود، به گونه اي که آنها در دانشگاه کاليفرنيا موفق شدند به يک سگ پير چيزهاي جديدي آموزش دهند. دانشمندان حتي تأثير دسرها بر فعاليت مغز را هم مورد بررسي قرار داده اند. آنها بهترين دسر پس از صرف ناهار را ماست مي دانند چون به راحتي استرس هاي بعدازظهر را برطرف مي کند و دليل آن اين است که ماست داراي تيروزين هاي آمينواسيد است. از اين ماده در مغز براي ساخت انتقال دهنده هاي عصبي و نورآدرنالين استفاده مي شود که اين دو ماده تأثير زيادي در برطرف شدن استرس دارند.محققان توصيه مي کنند در عصر هم مقدار کمي غذا خورده شود تا گلوکز مورد نياز مغز آماده شود، البته تاکيد آنها بر يک وعده بسيار سبک و مقوي است.شصت درصد ساختار مغز چربي است ، به همين خاطر اين قسمت از بدن بايد هميشه چرب نگه داشته شود. بهترين گزينه براي اين منظور اسيد چرب امگا3 است که به ميزان بسيار زياد در دي اچ اي (DOCOSAHEXAENOIC) يافت مي شود. اين ماده در يکي از لذيذترين غذاهاي دنيا به ميزان بسيار زياد وجود دارد يعني در ماهي . به همين دليل ماهي بهترين غذاي مغز است و مصرف هميشگي آن تأثير مثبت بسيار زيادي در کارايي مغز دارد.در پايان روز هم دانشمندان توصيه مي کنند ميوه هاي تازه مانند توت فرنگي و تمشک مصرف شود. ميوه ها به خصوص توت فرنگي و تمشک در تقويت حافظه کوتاه مدت تأثير زيادي دارند.
موسيقي
در حدود يک دهه پيش، فرانسيس روشر که يک روان شناس در دانشگاه ويسکانسين ايالات متحده است، طي يک تحقيق علمي اعلام کرد گوش دادن به سمفوني هاي موتزارت ، استدلالات رياضي انسان را پيشرفت مي دهد. اين يافته او در آن سال بازتاب هاي بسيار گسترده اي داشت. آنها حتي توانستند اثبات کنند، تأثير سمفوني هاي موتزارت با ديگر موسيقي ها تفاوت دارد.اين کشف، تأثير موسيقي بر فعاليت هاي مغز را دقيقاً اثبات کرد و از آن روز به بعد موسيقي درماني و استفاده از موسيقي در خيلي از درمان ها رواج يافت ، اما براي استفاده از موتزارت براي تمدد اعصاب بايد به برخي نکات توجه کرد.موتزارت روي هر شخصي تأثير گذار نيست. با اين حال همين که شخص هنگام گوش دادن به موسيقي احساس مي کند موسيقي بر عملکرد مغز وي تأثير مي گذارد ، باعث مي شود يک احساس آرامش به شنونده دست دهد .البته اين حالت را با کارهاي ديگر هم مي توان به دست آورد، اما موسيقي گزينه مناسب تري به نظر مي رسد. هرچند گوش دادن به داستان هم مي تواند تأثيري برابر گوش دادن به موسيقي داشته باشد.موسيقي مي تواند حتي تأثير بيشتري بر مغز انسان داشته باشد و اين بار کليد کار، درس هاي موسيقي است .محققان با مقايسه کودکان شش ساله که آموزش هاي موسيقايي مي بينند با ديگر کودکان، متوجه شدند ضريب هوشي اين کودکان دو تا سه امتياز بيشتر از کودکان ديگر است. در تحقيقي مشابه، روشر کشف کرد کودکاني که پيش از مدرسه آموزش موسيقي ببينند نسبت به کساني که پيش از مدرسه دوره هاي کامپيوتر را پشت سر گذاشته اند، داراي استدلالات عددي و رياضي بهتري هستند. شايد موسيقي باعث افزايش مهارت هاي رواني در کودکان مي شود. حرکت همزمان انگشتان دو دست و توجه به متن موسيقي و نت و هارموني، وقتي که به صورت هماهنگ در کنار يکديگر قرار مي گيرند، مسلماً باعث تقويت فعاليت هاي قسمتي از مغز مي شوند، اما اين فعاليت ها هنوز کشف نشده اند. نکته مبهم ديگر تأثير موسيقي بر ضريب هوشي افراد بزرگسال است. فعلاً دانشمندان پاسخ قطعي در اين زمينه ندارند ،اما يادگيري موسيقي را به بزرگسالان توصيه مي کنند.
استفاده با صرفه از مغز
تا چندي پيش ضريب هوشي يک شخص - مقياسي براي توانايي هاي حل مشکلات هوشي يک شخص - پديده اي ثابت براي انسان فرض مي شد که ميزان آن مستقيماً از راه وراثت تعيين مي شد، اما اخيراً دانشمندان نظريه اي مطرح کرده اند که در آن ميزان ضريب هوشي هر شخص به عملکردي پايه اي در مغز انسان با نام «حافظه فعال» بستگي دارد؛ بدين صورت که هرچه حافظه جاري انسان بيشتر شود، ميزان ضريب هوشي او هم افزايش مي يابد.حافظه جاري، سيستم ذخيره کوتاه مدت مغز انسان است . در اين بخش مسائل هوشي انسان حل مي شوند، مثلاً اگر شما بخواهيد 7+6-73 را حل کنيد، اين قسمت از مغز شما - حافظه جاري - قسمت وسطي فعاليت ذهني شما که براي حل مسئله لازم است را در خود نگه مي دارد. ميزان اطلاعاتي که حافظه جاري مي تواند در خود ذخيره کند، به آگاهي عمومي شخص بستگي دارد.به تازگي يک تيم تحقيقاتي در انستيتو کارولينا استکهلم به رهبري ترکل کلينگبرگ به نشانه هايي دست يافته است مبني بر اين که سيستم عصبي که در حافظه جاري قرار دارد، ممکن است با تمرين بزرگ شود. آنها با استفاده از نوعي اسکن مغناطيسي پيشرفته، فعاليت هاي مغزي چند شخص بالغ را پيش و پس از يک برنامه تمريني حافظه جاري اندازه گيري کردند . اين برنامه کارهايي از قبيل حفظ کردن موقعيت يک سري نقطه در يک صفحه شطرنجي بود. پس از پنج هفته تمرين، آنها متوجه شدند فعاليت هاي مغزي افراد مورد نظر در قسمتي از مغز که با اين نوع فعاليت ها درگير است، افزايش يافته است.اما نکته شگفت انگيز در اين آزمايش اين بود که هنگامي که گروه، اين آزمايش ها را روي کودکان اعمال مي کرد، متوجه شد اين بار به جاي سيستم عصبي موجود در حافظه جاري، قسمتي از مغز که مربوط به آگاهي عمومي کودکان است، رشد يافته و ضريب هوشي کودکان هشت درصد افزايش يافته است .با اين که دانش مربوط به حافظه جاري، روزهاي اوليه خود را سپري مي کند، کلينبرگ اميدوار است تمرين هاي حافظه فعال، کليد بازکردن قفل قدرت باشد. او در اين مورد مي گويد : «عوامل وراثتي و دوران جنيني نقش بسيار زيادي در ميزان توانايي فعاليت هاي مغزي دارند، اما فراتر از آن، چند درصد - که هنوز ميزان آن مشخص نيست وجود دارد که مي توان با تمرين آنها را افزايش داد.»
استراتژي
فرض کنيد در يک تالار سخنراني هستيد و در آن تالار ، ششصد نفر حضور دارند. اگر تمام اين افراد نام خود را به شما بگويند و يک ساعت بعد از شما بخواهند که آنها را تکرار کنيد، ممکن است دچار سرگيجه شويد. اين بدان خاطر نيست که شما نمي توانيد اين کار را انجام دهيد، بلکه مشکل اينجاست که شما تکنيک ها و روش هاي مربوط به انجام آن را نمي دانيد. اما افرادي هستند که مي توانند اين کار را به صورت عادي انجام دهند. آنها مي توانند هزاران عدد ، اشعار بسيار قديمي و غير مستعمل، و صدها هزار کلمه بدون استفاده را حفظ کنند. در يکي از مسابقات جهاني در اين زمينه ، «النور مگ واير» و تيم همکارش از دانشگاه لندن، هشت نفر از بهترين هاي مسابقات را زير نظر گرفتند. آنها حين آزمايش هاي متفاوت، به مدرکي که ثابت کند اين افراد از ضريب هوشي بالايي برخوردار هستند دست نيافتند، اما متوجه شدند اين افراد هنگام حفظ کردن از سه منطقه مغزشان براي انجام کار استفاده مي کنند و اين در حالي است که آنها در تست هاي حفظ کردني از اين مناطق ويژه مغزي استفاده نمي کنند. دليل اين امر را مي توان استراتژي خاص آنها براي حفظ کردن دانست. مثلاً آنها براي حفظ کردن نحوه و ترتيب چيدن يک دسته برگه ، به هر کدام از آنها يک شخصيت مي دهند و براي حفظ کردن ترتيب قرارگيري، يک داستان بر اساس نحوه قرار گيري برگه ها پردازش مي کنند و طبيعتاً حفظ کردن يک داستان بسيار راحت تر از حفظ کردن تعداد بسيار زيادي عدد مشابه است .بازيگران سينما و تئاتر هم تقريباً از روش مشابهي استفاده مي کنند. آنها چيزهايي را که بيان مي کنند با احساسات همراه مي کنند و انسان ذاتاً وقايعي را که با احساسات زيادي همراه است، جزء به جز حفظ مي کند. هنرپيشگان حرفه اي از روش ديگري استفاده مي کنند. آنها هنگام اداي کلمات، حرکات مربوط به آن را هم انجام مي دهند و اين عمل آنقدر مؤثر است که آنها حتي چند ماه پس از نمايش مي توانند متني را که حفظ کرده اند، به راحتي ادا کنند.
«هلگا نويس» يک روان شناس از دانشگاه المهرست در ايلينويز به همراه «توني نويس» که يک بازيگر است، کشف کردند که از اين روش مي توان براي افزايش يادگيري دانش آموزان استفاده کرد. دانش آموزاني که کلماتشان را با آموزش هاي ديگري همراه کنند، بعداً 38درصد بيشتر مي توانند کلمات را بازسازي کنند. نويس ها معتقدند داشتن دو روش ذهني براي حفظ کردن مي تواند قابليت حفظ کردن افراد را به صورت باور نکردني افزايش دهد. «بري گوردون» از دانشگاه جان هاپکينز اعتقاد دارد، استراتژي، در زندگي روزانه هم اهميت زيادي دارد. کارهاي ساده اي مانند قرار دادن کليدها در يک جاي مشخص و نوشتن چيزها براي از ياد نبردن آنها مي تواند ميزان اطلاعاتي را که پيش خود نگه مي داريد، زيادتر کند. اگربه خاطر آوردن اسامي، مشکل شماست، سعي کنيد آنها را به صورت ذهني تداعي کنيد.
استراحت
کمبود خواب، اثرات بدي براي مغز شما در پي خواهد داشت. برنامه ريزي، حل مسائل، يادگيري، تمرکز و حافظه جاري شما همه از کمبود خواب متحمل عوارض سوء مي شوند. در عين حال حتي در ضريب هوشي هم خلل وارد مي شود. دکتر «شون درومند» از دانشگاه کاليفرنيا در اين مورد مي گويد: اگر شما 21 ساعت پشت سرهم بيدار بمانيد ، توانايي هايتان به اندازه کسي است که تا حدي که قانون (ايالات متحده آمريکا) اجازه مي دهد، مست است، البته لازم نيست دقيقاً 21 ساعت بيدار بمانيد تا اين حالت را تجربه کنيد، فقط کافي است دو يا سه شب دير بخوابيد و زود بيدار شويد تا همين حالت به شما دست دهد.خوشبختانه اين رابطه دو سويه است. اگر شما به کسي که از خواب محروم شده، اجازه بدهيد يک يا دو ساعت بيشتر چشم روي هم بگذارد، اين شخص مي تواند در کارهايي که نياز به تمرکز بيشتر دارد، مانند امتحان دادن، موفق تر عمل کند. دکتر درومند در اين مورد مي گويد: «توجه ( تمرکز) اساسي ترين پايه هرم ذهن است، اگر شما آن را تقويت کنيد، ديگر نيازي نيست به چيز ديگري توجه نشان دهيد.»اينها تنها فوايد يک خوب عميق شبانه نيست. وقتي که شما خواب هستيد، مغز شما حافظه هاي جديدي را تمرين کرده و حتي بعضي از مسائل را حل مي کند. فرض کنيد شما مي خواهيد يک بازي جديد رايانه اي را ياد بگيريد. در اين صورت بهتر است به جاي اين که چند ساعت پاي کامپيوتر بنشينيد، دو ساعت بازي کنيد و سپس بخوابيد. هنگامي که شما خواب هستيد مغز شما همان مدارهايي که براي يادگيري بازي استفاده کرده است را دوباره فعال مي کند. دوباره صداي آنها را مي شنود و سپس حافظه هاي جديد را در حافظه بلند مدت ذخيره مي کند و هنگامي که بيدار شويد، يک بازيگر بهتر شده ايد. چنين روشي در ديگر کارها مانند يادگيري پيانو، رانندگي خودرو و ... هم مي تواند کارگر باشد.در اين مورد همچنين شواهدي در دست است که نشان مي دهد خواب باعث بهبود روش حل مسائل مي شود. داستان ديميتري مندليف که پس از خواب روزانه يکباره به طرح جديد تناوبي رسيد، نمونه بارز اين مسئله است. چون او شديدا درگير حل مسئله بوده ، هنگام خواب مغز او همانطور که در بالا ذکر شد، به فعاليت هايش در اين زمينه ادامه داده و به حل مسئله رسيده است .به نظر مي رسد هنگام خواب ، مغز با تردستي راه حل هاي خلاقانه اي پيدا مي کند، پس اگر شما هم در حل مسئله اي مشکل داريد و منتظر يک لحظه اوره کائي («يافتم» معروف ارشميدس ) هستيد، بهتر است همين حالا به خواب ناز فرو رويد. شش روش براي ايجاد مغز هوشيار - تأليف جواد نصرتي
تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا بعضى افراد مجذوب شما نمى شوند؟ و گاهى احساس تنهايى مى كنيد؟
چطور مى توان افراد را درك كرد و با جلب اطمينان، آنها را به سوى خود جذب نمود؟ چقدر تا به حال به حرفهاي ديگران خوب گوش كرده ايد؟ وقتى طرف مقابلتان از احساس و عملش برايتان حرف مى زند به او اجازه بازگو كردن تمام حرفش را داده ايد؟ چقدر در بين گفته هايش سكوت كرده ايد تا ادامه بدهد؟
آيا توجه كرده ايد كه وقتى شخصى برايتان حرف مى زند و شما احساس او را مى فهميد و سعى مى كنيد اجازه دهيد كه با همان حس، خود را خالى كند، چقدر احساس عزت نفس و دوست داشته شدن و صميميت را به او داده ايد و چقدر از خشمش كاسته ايد؟ يا وقتى خود را جاى او مى گذاريد و به مسئله نگاه مى كنيد چقدر او را مى فهميد و به او هم احساس فهميده شدن مى دهيد؟ يا وقتى كه از جملاتى را بيان مى كنيد كه خودش فكر مي كند و پاسخگو هستيد، چقدر به او در حل مشكلاتش (توسط خودش) و رسيدن به استقلال كمك كرده ايد و يا با حركات غيركلامى و بيان جملات كوتاه تأييدى در بين بيان حرف ها و احساسش چقدر به او احساس با ارزش بودن و مهم بودن مى دهيد؟ و يا وقتى كه گاهى در جملات خود از ضمير «من» استفاده مى كنيد و حس خود را بيان مى كنيد، مى بينيد كه چطور اعتماد آنها را به خود جلب كرده ايد و آنها را حتى آماده كرده ايد كه احساسات و گفته هاى شما را بشنوند و درك كنند... انتظارات شما برايشان قابل احترام خواهند شد، مى بينيد كه چقدر به آنها قدرت مسؤوليت پذيرى مى دهيد.
نكته اى كه در بين گفت وگوهايتان با طرف مقابل بايد به آن توجه كنيد ميزان تمايل يا عدم تمايل شخص براى ادامه گفت وگو است.
مثلاً وقتى طرف مقابل از جايش بلند مى شود يا به ساعت نگاه مى كند و يا بيان سرد و بى احساسي در مقابل سؤال هايتان دارد متوجه مى شويد كه تمايلى به ادامه گفت وگو ندارد.
آيا توجه كرده ايد كه چرا در روابط خود با ديگران متوقع مى شويد و يا اصلاً منشأ توقع چيست؟
حال چقدر مى خواهيد بشنويد؟ آيا فكر مى كنيد كه ديگران به سمت شما نمى آيند و يا شما را نمى خواهند يا خود كارى مى كنيد كه آنها را از خود فرارى مى دهيد؟ آيا فكر مى كنيد كه ديگران شما را نمى فهمند و به انتظارات شما احترام نمى گذارند يا خود اين فرصت و موقعيت را براى خود نساخته ايد؟ آيا باز هم مى گوييد اعتماد به سختى به دست مي آيد؟ آيا باز هم نمى توان ديگرى را فهميد؟ چقدر تلاش براى درك ديگرى كرده ايد؟ آيا مى دانيد توجه شما غير مادى ترين و ارزشمند ترين چيزي است كه مى توانيد ببخشيد؟
مراحل حيات بشر را از لحظه تكوين جنين تا ولادت و سپس تا مرگ به 8مرحله تقسيم كرده اند كه عبارت اند از: دوران جنيني، مرحله كودكي، نوجواني، جواني، ميانسالي، بزرگسالي، پيري، و كهولت.
«جواني» تعبير و نام مرحله اي از عمر است كه مرز سني 18تا 26و به عقيده بعضي تا سن 28 را شامل مي شود، اگرچه در بيان عامه اصطلاح جواني افرادي تا سن 40 سالگي را هم در برمي گيرد.
جواني دوران تربيت پذيري است و فرصتي است كه در آن عقيده و اخلاق ريشه دار شده و فضايل و ملكات انساني در او تثبيت مي گردد.
اين دوره از مهمترين و در عين حال از پيچيده ترين مراحل حيات است. با همه تلاش هايي كه روان شناسان براي پرده برداشتن از اسرار اين مرحله به عمل آورده اند، بايد اعتراف كرد كه هنوز نقاط مبهم و ناشناخته بسياري در اين زمينه وجود دارد كه بدون شناخت آنها اظهارنظر صريحي را درباره آنان نمي توان داشت.
تعبير از جواني
از مهمترين تعبيراتي كه براي اين مرحله در كتب به چشم مي خورد، تعبير «شباب» است. ريشه لغوي اين تعبير مي تواند گوياي حالات و مواضع آنان باشد. شباب به معني برافروختگي و زبانه كشيدن است (شب النار- يعني آتش برافروخت).
همه حالات و رفتار جوانان حكايت از برافروختگي، زبانه كشيدن، دستور و هيجان دارد. جسم شان، روان شان، عواطف و احساسات شان و بالاخره افكارشان در كمال رشد و برافروختگي است و اين خود موجب نابساماني ها و عوارضي است كه در صورت عدم كنترل ممكن است خطرآفرين هم باشد.
برخي از روان شناسان اين مرحله را سن غرور و مستي و سن شراب بزرگي انسان ناميده اند و عجيب است كه در تعبير امام اميرالمؤمنين(ع) هم به كلمه سكرالشباب برمي خوريم. دوران بلندپروازي ها، اميد و آرزوهاي دور و دراز، با انديشه آزادي خواهي هاي وسيع و همت هاي بلند، و خواستاري اصلاح در سطحي وسيع و جهاني است.
از قدرت و توان جوان بايد براي رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت يك نيروي مذهبي بايد درآورد، زيرا در چنين صورتي است كه او مي تواند نقش بسيار مهمي را در جامعه ايفا كند.
خصايص جواني
ويژگي هاي دوره جواني را از جهات مختلفي مي توان مورد بررسي قرار داد.
1 - ازنظر زيستي- جسماني: رشد بدن سريع و در اواسط دوره بسيار كـُند، و در پايان دوره قريب به صفر است. بدن در آغاز مرحله همچنان در حال توسعه و رشد قد در حال افزايش است و در 24 سالگي متوقف مي شود. اين رشد در دختران زودتر و طبعاً توقف آن هم زودتر است.
وزن بدن، قدرت تن، چابكي و فرزي در اين دوره در كمال اوج است و با چنين امكاني توان غلبه بر امور و حل و رفع مشكلات و گره گشايي ها در جوانان قوي است. مردي رشيد و يا زني كاملند و درخور مقام پدري و مادري هستند. وضع ترشح غدد متعادل و تحولات ناشي از آن وضعي تثبيت شده دارد.
2 - از نظر ذهني: هوش خام يا دانايي فطري منتهاي سير خود را طي كرده و به بالاترين درجه رشد خود رسيده است. كنجكاوي طبيعي به «چرا»جويي مبدل گشته و او را به سوي منطقي روشن و استدلالي قانع كننده مي كشاند.
حافظه، قوام يافته است و اينك جوان در شرايطي است كه مي تواند درباره حافظه خود به ميزان معيني حساب كند و براساس آن محاسبه كرده و در كارها تصميم بگيرد و به پيش رود.
توان تخيل، تصور و تجسم در آنان بدان ميزان كه در ظرفيت مقدرشان بود به منتهاي حد خود رسيده و قدرت ابداع و اختراع ناشي از آن در آنها در بالاترين ميزان خويش است. تمركز فكر و دقت و توجه در آنها ميزان قابل قبولي است و امكان رشد آن هم چنان وجود دارد. استعدادها ظهور و بروز كرده اند و جوان مي داند در چه زمينه اي موفق تر است. به ويژه كه ذوق و هنر او در بالاترين حد خويش است.
3 - از نظر عاطفي: رقيق القلب است. حساسيت او در برابر جريانات عاطفي بسيار و زود تأثيرپذير است. اگر چيزي را دوست ندارد، در راه دوستي آن تا حد فداكاري و جانبازي مي ايستد؛ و برعكس اگر چيزي را دشمن بدارد در آن امر شديداً پابرجاست به اصطلاح كلامي، بُعد تولي و تبري در او قوي است.
او مغرور است و در مواردي خودپسند. جرئت و شجاعت بسيار از خود نشان مي دهد، اگرچه در درون ترس و هراسي داشته باشد؛ و به همين خاطر «جوان» فردي پيشتاز است. شور و شوق جواني، اميد و نشاط او، عشق و شيدايي او در مرحله اي از توان و رشد است كه براي اقدام در دشوارترين امور حاضر به سرمايه گذاري است.
او فداكار است. مخلص است. زودباور است. اسير احسان است. اهل اخلاق و انسانيت است. معني محبت را مي فهمد. ملاحظات و رودربايستي ها مي توانند عامل محرك و ورود او به صحنه اي باشند. زود تحت تأثير قرار مي گيرد. عرض محبت ها و اخلاص هاي ديگران را راست و درست مي پندارد.
4 - از نظر رواني: جوان داراي قوه دركي قوي است. از روابط علت و معلولي سردر مي آورد. قادر به تجزيه و تحليل امور است. مي تواند به بحث و نقادي بپردازد. از كليه امور سردر آورد. آينده نگري و دوربيني داشته باشد.
جوان اهل همت است، بلندطبع است، اهل خير است. گاهي هدف هاي عالي و حتي محال الوصول را تعقيب مي كند. اميدها و آرزوهاي بزرگ را در دل مي پروراند و براي وصول به آنها بالاترين درجه تحمل را از خود بروز مي دهد. او در راه وصول به هدفي كه آن را مقدس بداند اهل سرمايه گذاري، فداكاري و حتي ايثار است.
او مي خواهد عدالت و قسط در جامعه باشد، آزادي و استقلال باشد، پاكي و عفت باشد، حق در جامعه متجلي باشد. او اين خواسته ها را در سطحي وسيع مي خواهد اجرا كند نه تنها در جامعه و مملكت خود و اگر شرايط و امكاني در اين زمينه به او نشان دهند براي به دست آوردن و رسيدن به آن از سرو جان مايه مي گذارد. روح بلند او در شرايطي است كه به بلندي ها بيشتر گرايش دارد تا به پستي ها و ذلت ها، مگر آنكه شرايط تبليغ و سازندگي در جامعه اي واژگونه باشد.
5 - در جنبه فطرت و وجدان : او در مرحله اي است كه فطرتش بيدار است. حقايق امور را وجدان مي كند، خود را مي يابد؛ و اعتقاد خود را وجدان مي كند، خير را از شر تميز مي دهد. مي تواند بسنجد، مقايسه و ارزيابي كند و راه و رسم انسانيت و اخلاق را در پيش گيرد.
بيداري وجدان و نيز بيداري احساس مذهبي سبب علاقه مندي و رغبت او به سوي خير و كمال بي نهايت است. و طبع منطق پذيرا و، صداقت و خلوص او موجبي براي حركت و گرايش او به سوي رشد است.
تمايلات معنوي او در اين مرحله اوج مي گيرند. حفظ و احياي ارزش هاي الهي و ايده آل هاي اخلاق در اين سن رشد مي يابند. به پاكدامني و صفا، به عدالت و انصاف ميل پيدا مي كند و ديدن ناروايي ها و مفاسد او را نگران مي سازد. داراي فتوت است و خواستار تحقق فضايل شيفته فداكاري، تعاون و ايثار است. به شرطي كه فطرت و وجدانش آلوده نسازند، او در پي گسترش ارزش هاي ماوراءالطبيعه در محاورت ايده آل هاي اخلاقي است. به شرطي كه معني آنها در ذهن او تبيين گردد.
جوان نسلي توانمند است. همه چيز او جوان و در مرحله شباب و افروختگي است. او در شرايط و امكاناتي است كه مي تواند حلال مشكلات باشد و نارسايي ها و كاستي هاي جامعه را از ميان بردارد. قدرت عمل دارد و اين قدرت خود عامل سازندگي و رشد و پيشرفت او و جامعه است.
اهميت جواني
براين اساس، جواني يك نعمت الهي و يك فرصت است. ارزش آن هنگامي مكشوف مي شود كه از دست برود. مرحله اي است كه به گفته ويل دورانت، هنوز حوادث تلخ و نابسامان زندگي آن را ناگوار نساخته و شور و شوق آن باشكوه است. شكوه و افسوس سالمندان در اين است كه چرا از فرصت آن بهره كافي نگرفته اند و آرزوي پيران اين است كه امكاني ولو چند ماهه براي اعاده آن فراهم آيد. بنا به نوشته صاحب كتاب «لذات فلسفه»، در نظر بيشتر مردم دوره زندگي واقعي انسان همان دوره جواني است و بيشتر مردم در چهل سالگي جز خاطره و يادبود چيزي نيستند و همانند خاكستري هستند از آتشي كه زماني شعله و دود بوده است.
جواني دوران تربيت پذيري است و فرصتي است كه در آن عقيده و اخلاق ريشه دار شده و فضايل و ملكات انساني در او تثبيت مي گردد. به عقيده روان شناسان تربيتي، صفات نيك يا بدي كه دوران جواني در نهادها پايه گذاري مي شود، اثراتي مادام العمر دارد. به فرموده امام صادق(ع) انس او با قرآن، زمينه ساز آميزش قرآن با گوشت و خون اوست.
توانمندي هاي جوان
جوان نسلي توانمند است. همه چيز او جوان و در مرحله شباب و افروختگي است. او در شرايط و امكاناتي است كه مي تواند حلال مشكلات باشد و نارسايي ها و كاستي هاي جامعه را از ميان بردارد. قدرت عمل دارد و اين قدرت خود عامل سازندگي و رشد و پيشرفت او و جامعه است. او در طريق وصول به هدف، قادر است موانع را درهم بشكند و مقاصد خود و جامعه اش را محفوظ دارد.
نيروي جسماني او در كمال اوج است و استعداد و ذهن و توجه او در نهايت رشد، همت او عالي است تا حدي كه به گفته راسل به كمك آن مي تواند محيط خويش را تغيير دهد و به گفته موريس دبس به تصور و درك قانون اخلاقي و تكليف قادر است و به جاي تنگ نظري دوران گذشته مفهوم وسيع تري از هستي وارد انگيزه هاي رفتار او مي شود و اين خود تواني جديد براي تلاش و حركت اوست.
اينان در هر جامعه اي اقداماتي سازنده مي توانند داشته باشند، زيرا وارستگي شان بيشتر است و تقواي شان افزونتر. با مردم دمسازترند. عواطف شان ريشه دارتر است. به گفته راسل ممكن است نتوانند به طور صريح تغييرات و اصلاحات مورد لزوم را تشخيص دهند، ولي قادرند شجاعانه در راه هدف گام بردارند. به گفته «نهرو»، دوران جواني دوران از هم شكستن و درهم شكستن است و نيروي جوان نقش ها را خيلي آسان تر از ديگران اجرا مي كنند.
بهره برداري از نيروي جوان
از قدرت و توان جوان بايد براي رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت يك نيروي مذهبي درآورد، زيرا در چنين صورتي است كه او مي تواند نقش بسيار مهمي را در جامعه ايفا كند. مربي مي تواند چون باغباني باشد كه از وجود جوانان منظره هايي بسيار زيبا براي جامعه اش بسازد، آنها را بپروراند و رشد دهد.
همچنين از فرصت جواني بايد بهره گرفت و عادات غيرمفيد و مزاحمي را كه در درون او لانه كرده اند از ميان برد و به جاي آنها عادات مفيد و سازنده اي را مستقر ساخت. زمينه هاي پذيرش در او موجود است و امكان سازندگي وجود دارد، البته به اين شرط كه مربي صالح و شايسته اي در سر راه رشد او قرار گيرد.
اگر پيش آمده كه اسم شخصي را فراموش كرده باشيد، اگر نام فيلمي را كه هفته گذشته تماشا كرديد از ياد برده ايد، اگر احساس مي كنيد كه زياد اين جمله را به زبان مي آوريد: «آخ، يادم رفته!»؛ نترسيد كه مبادا آلزايمر گرفته باشيد. راه حل مشكل شما ساده است؛ شما نياز به تقويت حافظه خود داريد.
حالا جدا از نوع تغذيه و راه هاي مختلفي كه براي اين كار توصيه مي شوند، چند تمرين جالب برايتان داريم كه مي تواند كمي به تقويت حافظه تان كمك كند.
در زمان زنگ تفريح كار يا كلاس، به جاي نشستن و خوراكي خوردن، از جاي خود بلند شويد كمي قدم بزنيد و هواي تازه استنشاق كنيد.
1 - چشم ها را ببنديد. از توي كيف دسته كليد خود را برداريد. حالا بدون اين كه چشم ها را باز كنيد سعي كنيد كليد را داخل قفل قرار دهيد و در را باز كنيد.
2 - با هر دستي كه عادت به مسواك زدن داريد، از امشب با آن يكي دست مسواك بزنيد. مثلاً اگر با دست راست مسواك مي زنيد، از امشب مسواك را با دست چپ بگيريد.
3 - براي شانه زدن نيز همان تمريني را كه براي مسواك زدن گفتيم انجام دهيد.
4 - اگر هميشه عادت به يك دوش گرفتن ساده داريد، از اين پس يك حمام كردن درست و حسابي را تجربه كنيد.
5 - اگر هر روز با ماشين سرِ كار مي رويد از فردا پياده عازم محل كار خود شويد.
6 - به روي ميز تحرير خود نگاهي بيندازيد، حالا جاي همه چيز را عوض كنيد. مثلاً جامدادي را به جاي تراش روميزي بگذاريد.
7 - اگر سوار آسانسور مي شويد، چشم ها ببنديد و سعي كنيد دكمه طبقه مدنظر خود را فشار دهيد. البته قبل از فشار دادن چشم هايتان را باز کنيد تا اشتباهاً به طبقه ديگري نرويد.
8 - در زمان زنگ تفريح كار يا كلاس، به جاي نشستن و خوراكي خوردن، از جاي خود بلند شويد كمي قدم بزنيد و هواي تازه استنشاق كنيد.
9 - اگر روي ميز تحريرتان عكس يا ساعت روميزي داريد، آنها را وارونه بگذاريد.
10 - سعي كنيد به جاي نگاه كردن به غذا، از بو يا مزه آن پي ببريد كه درون بشقابتان چه غذايي وجود دارد.
11 - سرگرمي تازه اي براي خود انتخاب كنيد.
12 - اگر مي توانيد به ماهيگيري برويد.
13 - باغباني را هم به شما پيشنهاد مي كنيم تا حافظه خود را تقويت كنيد.




