تبليغاتX
مقالات آموزشي و پرورشي
نوشته هاي گذشته
مشخصات



 
شمارش گر

Counter
 
لينك به وبلاگ

 

 


پيوندها



1- در اشخاص ميل به کار کردن را پديد آوريد

بايد سعي کرد که مردم با رضا و رغبت و خودکارانه به دنبال کارها بروند در حقيقت، رييس يک سازمان نبايد نقش راننده را به عهده بگيرد. بلکه بايد به رهبري بپردازد و نه اينکه با استفاده از قدرت اداري، کارمندان را به کار وادارد که اين تلاشي زودگذر خواهد بود. اما اگر رهبري به وجهي صحيح اعمال شود و مجريان به طيب خاطر از او پيروي کنند، هدف مشترک و رضايت خاطر، موجب تحرک و خودکاري مي شود. البته راه هاي مختلفي براي اين کار وجود دارند که در دنياي صنعتي به آن «فروش عقايد» مي گويند. يعني اينکه رهبر براي عقيده خود خريدار دست و پا کند. 16 بند ديگه هم اين پائينه!


2- مستمع خوبي باشيد.

گفته اند: «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد»، رهبر با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف يا قوت اشخاص و با توجه به شخصيت آنان مي تواند آنها را تهييج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده ي با حوصله و علاقمندي براي شنيدن سخنان ايشان باشد. بايد که مديران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذيرند و از اعمال قدرت و سلطه جويي در بحث خودداري کنند. مثلا اگر هر دو با هم شروع به سخن کردند آن که به زيردستان را بر خود مقدم بدارد.


3- به طور خصوصي انتقاد کنيد.

هرگز از کارمندان در حضور ديگران و به ويژ ه در نزد زيردستان او انتقاد نکنيد که طبعاً ايجاد مقاومت و ناراحتي مي کند. که گفته اند: نصحيت (انتقاد) در پيشروي ديگران حکم سرزنش را دارد.


4- هر کسي که کاري را به پايان رسانيد بايد شخصاً پاداش کارش را بگيرد.

اگر قادر شود که مدير نتيجه کار و تلاش زيردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوري ها از ميان مي رود و قبول مسئوليت به دشواري صورت مي گيرد. دادن اعتبار به اشخاص در ازاء زحمتهايي که کشيده اند معمولاً پاداشي است که براي رهبري که چنين محيط سازنده اي را به وجود آورده است.


5- علاقمندي خود را به کار زبردستان نشان بدهيد.

در حقيقت بايد دانست که درک «بني آدم اعضاي يک پيکرند» و علاقمندي به کار زيردستان، يکي از از اصل هاي اوليه انساني، برخورد گرم، خواندن اشخاص با اسم کوچک و با تظاهرات دوستانه، مثل پيوستن به جمع همکاران فرودست به هنگام صرف نهار و پرس جو کردن از طرز کاري شان و حتي تکرار مطالبي از قبيل: «فلاني واقعاً کارت جالب است، مي بينم که با تلاشي که مي کني خسته شده اي، چطور است فردا کمي استراحت کني؟» موجب مي شود که کارمند به خود ببالد که کارش خيلي مهم است و راهبر سازمان با ديده اي باز و ضميري روشن در کارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زيردستان نيست.


6- ميل باطني خود را به صورت پيشنهاد عرضه کنيد.

به جاي تحکيم صريح و مستقيم، ميل باطني خود را به صورت غيرمستقيم ظاهر کنيد مثلاً وقتي بگوييد به نظر شما بهتر نيست که کار به اين صورت باشد؟ آن وقت مطمئن باشيد که مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد، سهل است که با علاقمندي و رغبت، آن را خواهد پذيرفت و حتي از آن حمايت خواهد کرد.


7- وقتي پيشنهادي داريد و يا حتي دستوري مي دهيد، بايد مطمئن باشيد که دلايل آن را نيز مي توانيد ابراز بداريد.

طبيعت آدمي اين است که هميشه دوست دارد پيش از آن کار را صورت بدهد، از «چرايي» آن آگاه باشد، بايد به صورت شفاهي يا کتبي علت را گوشزد کرد.


8- نظريه هاي ديگران را در طرح ها و نقشه هايتان دخالت بدهيد.

پيش از اينکه طرح هاي شما اجراء شود. بهتر است که با زيردستان مشورت کنيد و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهيد که آنها هستند که نقش عمده را در اجراي طرح ها به عهده دارند، وقتي که چنين شد طبيعتاً خود را مسئول دانسته و پيروي و يا شکست طرح ها را مربوط به خود خواهند دانست، ضمن اينکه در اين گونه رايزني ها، چه بسا انديشه هاي نو و سودمندي که با تجلي خود، موجب قوام و دوام طرح ها مي گردند.


9- زيردستان را احترام کنيد.

همه کس و به ويژه جوانان که تازه پاي به عرصه پرکشاکش زندگي اجتماعي گذرانده اند دوست دارند که مورد احترام قرار بگيرند، تشکر از زيردستان و محترم شمردن غرور و شخصيت آنها، ساده ترين و کم هزينه ترين راه جلب مشارکت صميمانه آنها است.


10- درک کردار و رفتارتان پايدار باشيد.

رهبري که زيردستان را تخطئه مي کند و موجب مي شود که در لاک خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودي خودداري کنند، هرگز نمي تواند از پشتيباني زيردستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد. کارکنان از رهبراني قلباً پيروي مي کنند که رفتارشان قابل پيش بيني باشد و عکس العمل هايشان روشن، تا قادر باشند با هر وضعيتي رو به رو شوند. تغيير مزاج و چند چهرگي، خطر و آفت بزرگ رهبري است.


11- نشان بدهيد که به زيردستان اعتماد کامل دارد و آنها به بهترين وجهي کار خود را مي کنند.

وقتي که زيردست حس مي کند که به او اعتماد هست و بالا دست او را عنصري مفيد مي داند، از لحاظ رواني براي قبول مسئوليت آماده تر خواهد بود.


12- از زيردستان بخواهيد که در صورت نياز، بدون هيچ بيم و ترديدي براي مشورت خواهي و کمک به شما مراجعه کنند.

نتيجه چنين رفتاري تعلق خاطر زيردستان به شما خواهد بود که با آزادي کامل نظرها و پيشنهادهاي خود را ابراز بداريد.


13- وقتي اشتباهي مي کنيد بايد با کمال شهامت و از روي صداقت به اشتباه خود اقرار کنيد.

بديهي است که چنين حرکتي به زيردستان شوق و شهامت و تقوا مي آموزد و محبت آميخته با احترامي را در دلهايشان زنده مي دارد.


14- بايد به ضعيف ترين پيشنهادها هم توجه کرد.

ممکن است عقيده اي بسيار جالب و عالي به نظر برسد. پذيرش چنين عقيده اي دشوار نيست، اما رهبر شايسته کسي است که به نظرهايي که حتي خنده دار هم باشند، عطف توجه کند، چون ممکن است که همين عقيده ساده و ضعيف، وقتي که بيش تر مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفت، نتيجه هاي مفيدي در برداشته باشد.


15- از ناراحتي و چهره هاي درهم و اخم آلود زيردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشيد.

چون حتي در بهترين شرايط کار و بهترين نوع رهبري هم، گاهي انسانها گرفته به نظر مي رسند. بايد رهبران بکوشند که در ريشه اين ناراحتي ها را کشف کرده و از ميانشان بردارند نه اينکه در مقام رويارويي و مقابله به مثل برآيند.


16- در فرصتهاي مناسب به زيردستان نشان دهيد که کارشان بسيار مهم است و در بقاء و کارايي سازمان، نقش عمده اي دارند.

طبيعت آدمي اين نيست که هميشه گمان مي کند که کارش مهم است و در نقش پروانگان زندگي نمي کند، لذا گاه و بي گاه بايد به زيردستان پرداخته و اهميت کارشان را ياد آورد تا غرورشان پابرجا بماند.


17- به زيردستان اجازه و فرصت دهيد تا در تصميم گيري ها مشارکت جسته و سهمي داشته باشند.

چون احساس خواهند کرد که در سازمان، نقش و اهميتي دارند که بدون مشارکت ايشان هرگز چنين تصميم مهمي گرفته نمي شود. در نتيجه انگيزه و پشتيباني از تصميم گرفته شده به وجود مي آيد.



( دوشنبه پنجم دی 1384  |  15:34   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

1- به خود اطمينان كنيد

شما هم مثل اكثر والدين، گاهي اوقات احساس مي كنيد كه يك تازه كار هستيد. اكثر اوقات، تنها توصيه هاي مادران با تجربه كافي است و توصيه هاي علمي و گيج كننده بعضي از متخصصان كودك، تنها به گيج تر شدن والدين مي انجامد.

به ياد داشته باشيد كه در تربيت كودك اعتماد به نفس والدين نقش مهمي را ايفا مي كند. شما بايد به احساسات خود اعتماد كنيد و به خاطر داشته باشيد تنها چيزي كه كودك از شما مي خواهد، شير و محبت غني شماست و تنها چيزي كه شما احتياج داريد، صبر، حمايت و كمي اطلاعات است.

2- انتظارات خود را پايين بياوريد

مادر شدن براي مادران جوان، مملو از تصورات غلط و غافلگيري هاي فراوان است و شايد بزرگترين تصور غلط اين باشد كه شما به طور ناخودآگاه مي دانيد در لحظه تولد كودكتان، چه كاري انجام دهيد؛ در حالي كه تربيت و نگهداري كودك به تجربه عملي نياز دارد. شما در وهله اول بايد بدانيد كه پس از بارداري و به دنيا آمدن كودك، ديگر زندگي شما شباهتي به قبل از آن دوران نخواهد داشت. با تولد كودك تمام ابعاد زندگي شما، با حضور او تحت تأثير و تغيير قرار مي گيرد.

يكي از اين هورمون ها، پرولاكتين نام دارد که سبب فراموشي مقطعي و بي خوابي در مادر مي گردد. بايد مراقب باشيد، چون فراموشكاري شما با خستگي ناشي از بي خوابي چندين برابر مي شود. پس بايد صبور باشيد. در عرض چند ماه بعد از تولد كودك، شما دوباره به حالت عادي بازمي گرديد و جالب است بدانيد تمام اين سختي ها سبب شناخت بهتر شما از كودكتان مي گردد.


بسياري از زنان تصور مي كنند مراقبت از نوزادشان كاري بسيار ساده و طبيعي است. اما در دنياي امروز اين تصور تنها نيمي از واقعيت به حساب مي آيد. تنها بعد از به دنيا آمدن كودك است كه والدين نيازهاي واقعي خود و كودكشان را به دقت مشاهده مي كنند. حالا ديگر به نظر مي آيد، ساده ترين كار مادر قبل از تولد كودك، مثل يك حمام گرم، ديگر مانند گذشته آسان نيست. يكي ديگر از انتظارات شما كه ممكن است بلافاصله به آن دست نيابيد، دوست داشتن كودك به محض ديدن اوست. حقيقت اين است كه بسياري از پدران و مادران جوان براي علاقه مند شدن به فرزندشان نياز به زمان دارند. يكي ديگر از تغييراتي كه پس از تولد كودك، در بدن مادر به وجود مي آيد، ترشح هورمون هاي مختلف است. يكي از اين هورمون ها، پرولاكتين نام دارد که سبب فراموشي مقطعي و بي خوابي در مادر مي گردد.

بايد مراقب باشيد، چون فراموشكاري شما با خستگي ناشي از بي خوابي چندين برابر مي شود. پس بايد صبور باشيد. در عرض چند ماه بعد از تولد كودك، شما دوباره به حالت عادي بازمي گرديد و جالب است بدانيد تمام اين سختي ها سبب شناخت بهتر شما از كودكتان مي گردد.

3- از ديگران كمك بگيريد

از ديگران كمك بگيريد و از اين كه براي مراقبت كودكان از ديگران كمك بگيريد، احساس گناه نكنيد. هميشه وقتي را براي استراحت در نظر بگيريد و از ديگران بخواهيد تا براي دقايقي، مراقب كودكتان باشند. شما به زماني براي استراحت و كساني كه از شما مراقبت كنند، نياز داريد. مانند همسر و اقوام نزديك.

4- كارهاي خود را اولويت بندي كنيد

از ديگران كمك بگيريد اما اگر به كسي كه ياري تان كند دسترسي نداريد، نگران نباشيد. وظايف شما با كمي برنامه ريزي قابل انجام است. مطمئن باشيد زماني مي رسد كه شما به هر چه مي خواهيد، مي رسيد. اما اين زمان درست بعد از بچه دار شدن نيست.

پس از به دنيا آمدن كودك، يكي از اولويت هاي شما اين است: سعي نكنيد زياد كار كنيد. براي مثال در هفته اول پس از تولد كودك، وقت شما نبايد به پذيرايي از مهمانان اختصاص يابد. مهماناني كه با اطلاع از تمام مشكلات به دنيا آمدن كودك، تصميم مي گيرند چند روز در خانه شما بمانند، طبيعتاً نمي توانند خيرخواه باشند مگر اين كه خودشان بتوانند امور مربوط به خودشان را انجام دهند.

شما نياز به محافظت از خود و كودكتان داريد و طبيعتاً دوري كردن از ديگران، عادي خواهد بود: وقتتان را صرف تماس با ديگران و كارهاي غيرضروري ديگر نكنيد، چون ممكن است همين كارها، شما را از رسيدگي به خود و كودكتان بازدارد. شما مي توانيد چنين زمان هايي صرف استراحت يا استحمام کنيد.

 

5- انعطاف پذير باشيد

در زندگي اوقاتي هست كه عدم تمايل به سازش، قابل تحسين به نظر مي رسد. اما بعد از بچه دار شدن، ديگر اين طور نيست. والدين جوان بايد انعطاف پذير باشند، در غير اين صورت خواهند مرد!

اگر مي خواهيد نظم و ترتيب، وقت شناسي و يك خانه تميز داشته باشيد، انعطاف پذيري شما، نياز به تمرين و صبر دارد؛ چون ممكن است بعد از تولد كودك شما تا مدتي، ديگر شرايط خوشآيند قبل را نداشته باشيد. شما بايد تمام روش هاي تربيتي و مسائل مربوط به كودكتان را با شوخ طبعي همراه كنيد، در غير اين صورت دچار وضعيت وحشتناكي خواهيد شد. زيرا ديگر هيچ كاري را نمي توانيد مطابق ميلتان انجام دهيد. درست همين جاست كه بايد بتوانيد با انعطاف پذيري همه چيز را از نو برنامه ريزي و اجرا كنيد. فراموش نكنيد، بهتر است چشمان خود را به روي شگفتي، حيرت و شادي يكي از بزرگترين ماجراهاي زندگي خود، باز كنيد.

شما نياز به محافظت از خود و كودكتان داريد و طبيعتاً دوري كردن از ديگران، عادي خواهد بود: وقتتان را صرف تماس با ديگران و كارهاي غيرضروري ديگر نكنيد، چون ممكن است همين كارها، شما را از رسيدگي به خود و كودكتان بازدارد. شما مي توانيد چنين زمان هايي صرف استراحت يا استحمام کنيد.


6- خود را بشناسيد

گريه هاي كودك شما، باعث ايجاد چه حسي در شما مي شود؟ جيغ هاي كودك شما ممكن است باعث يادآوري ناراحتي هاي گذشته تان شود. با صداي جيغ كودك، ممكن است شما انتقادها، عصبانيت ها و مسخره كردن ديگران در گذشته را به ياد آوريد و همين باعث ايجاد حالت تدافعي در شما مي شود. البته خوب مي دانيد كه گريه هاي كودك هيچ ربطي به ضربه هاي عاطفي شما در گذشته ندارد. اما خستگي و اضطراب ممكن است، ذهن شما را فريب دهد و كاري كند كه اين گريه ها و جيغ ها را مثل حملات سخت از جانب ديگران تلقي كنيد. شما بايد بدانيد كه اين هم بخشي از طبيعت مادر بودن است. اگر بدانيد در زمان وقوع اين احساسات چگونه بايد برخورد كنيد، مشكلات كمتري را متحمل خواهيد شد. در اين گونه مواقع شجاع باشيد و از اين فرصت براي در ميان گذاشتن احساسات خود با همسرتان يا كسي كه نگران شماست، استفاده كنيد. هر چه بيشتر راجع به اين احساسات و ترس هاي قديمي خود بدانيد، بيشتر به اين نتيجه مي رسيد كه اين احساسات هيچ ربطي به گذشته شما ندارند.

7- با كودك بدرفتاري نكنيد

گاهي اوقات، جيغ و فرياد كودك سبب درماندگي پدر و مادر مي شود. مخصوصاً زماني كه پدر و مادر احساس مي كنند نمي توانند كاري در برابر اين شرايط انجام دهند. اما وقتي مي توانيد به راحتي كودك خود را آرام كنيد، احساس خوبي خواهيد داشت به ياد داشته باشيد كه آرام كردن كودك كار آساني نيست و در چنين شرايطي ممكن است كوچكترين مسئله باعث بدتر شدن شرايط شود. والدين وقتي احساس درماندگي مي كنند، حتي بهترين شيوه هاي آرام كردن كودك، بي تأثير مي شود.

به خاطر داشته باشيد، تفاوت زيادي بين احساسات و اعمالتان وجود دارد.

وقتي احساس مي كنيد که ديگر نمي توانيد كاري انجام دهيد، چه راه حل هايي وجود دارد؟

1- حجم كارهاي خود را كم كنيد و براي مراقبت از فرزند و رسيدگي به امور منزل، از ديگران كمك بگيريد.

2- براي تخليه انرژي خود، فعاليت بدني انجام دهيد. مانند پياده روي و دويدن.

 

3- با يك نفر صحبت كنيد، مثلاً با يك خويشاوند يا دوست صميمي.

8- از شوخ طبعي خود به صورت آني استفاده كنيد

به نقل از يك نويسنده مشهور (ماري پيتون پول):« كسي كه مي خندد، زنده مي ماند»

تربيت كودك، هميشه زنجيره اي از كار و مشكلات فراوان را به همراه دارد. زماني هست كه شما، با تمام دقت خود كاري را انجام مي دهيد اما باز هم اشتباه مي كنيد. به ياد داشته باشيد كه واژه« كمال »، تنها در فرهنگ لغت يافت مي شود و هيچ كس كامل نيست. بنابراين سعي كنيد وقار، نظم و وسواس خاص خود را فراموش كنيد. با خود مهربان باشيد. بخنديد! بخنديد! بخنديد!

9- از همسر خود مراقبت كنيد

مراقبت از كودك، كاري طاقت فرسا و وقت گير است. كاري كه مادران را معمولاً صددرصد درگير مي كند. اما پدران معمولاً كمتر در امور كودك به همسر خود كمك مي كنند. حقيقت اين است كه پدر و مادر بودن، يك تلاش مشترك است و تلاش والدين به صورت گروهي، تنها راه انجام آن است. دنياي كودك، با حضور مساوي والدين متعادل مي شود. پس سعي نكنيد با تمركز بر روي كودك و به بهانه حضور او از روابط و وظايف همسر بودن خود شانه خالي كنيد. مراقبت از فرزند، تنها نيمي از وظايف شماست. نيم ديگر توجه كردن به يكديگر است.

پدران بايد از همسران خود حمايت كنند و مادران بايد از شوهران خود حمايت كنند. هر دوي آنها بايد به يكديگر توجه بيشتري نشان دهند و از انتقادات گزنده و تند نسبت به هم خودداري كنند. به شما توصيه مي شود، زمان هايي را براي با هم بودن اختصاص دهيد. سعي كنيد هيچ گاه قدرداني از همسر خود را فراموش نكنيد. چند ماه اول زندگي كودك، سخت ترين بخش نگهداري و تربيت اوست. اما نكته مهم اين است كه اگر با هم باشيد و با هم كار كنيد، پيوند شما، محكم تر از هميشه خواهد شد.

10- افسردگي را ناديده نگيريد

آماري تكان دهنده از وضعيت زنان نشان مي دهد: تقريباً ?? درصد تازه مادران دچار افسردگي و احساسات ناخوشايند بعد از زايمان مي شوند. به طوري كه در روابطشان با همسر و كودكشان هم تأثير مي گذارد. زنان بعد از زايمان، ممكن است دچار هر يك از سه سطح مختلف افسردگي شوند.

1- غمگيني كودكانه: كه شامل گريه هاي آرام، نگراني و بي خوابي است. اين حالت معمولاً چند روز بعد از تولد نوزاد شروع مي شود و چندين روز ادامه مي يابد. تنها علتي كه دانشمندان تاكنون براي آن يافته اند، تغييرات چشمگيري است كه در سطح هورمون هاي زنان بعد از زايمان به وجود مي آيد.

2- افسردگي حقيقي: كه شامل تمام علائم يك نوع غصه آزار دهنده و فرساينده است. افسردگي يك بيماري است، اگرچه اغلب مادران خود را مسئول اين بيماري مي دانند، اما خود هيچ نقشي در به وجود آوردن آن ندارند. افسردگي بعد از زايمان يك اختلال هورموني موقت است. اين حالت به وسيله فشارهاي ناشي از خستگي، فشارهاي مالي، مشكلات خانوادگي و مشكلات كودك تشديد مي شود.

3- روان پريشي بعد از زايمان:

اين بيماري شديد و نادري است كه شامل توهم، سخنان بي ربط و رفتار عجيب و غريب است. براي مادراني كه به اين حالت دچار مي شوند، شرايط بسيار سخت و عجيبي به وجود مي آيد. واكنش اين مادران به تغييرات جسمي، عاطفي و هورموني بسيار نادر است، به طوري كه از هر هزار زن، يك نفر تحت تأثير قرار مي گيرد.روان پريشي بعد از زايمان قابل درمان است، اما در بيشتر موارد، وضعيت بيمار از نظر پزشكي بسيار اضطراري است.اين افسردگي ها آنقدر شايعند كه پزشكان، آن را بخشي از زايمان مي دانند.

علي دوستي



( دوشنبه پنجم دی 1384  |  15:33   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

عزت نفس کودک به خودي خود کم يا زياد نيست و شبيه ابر لايه لايه اي است که روزانه تغيير شکل و شدت مي دهد و با خلق و خوي هر کودک و ميزان آگاهي وي نسبت به محيط زندگي اش و نيز طرز فکر مردم اطراف او فرق مي کند.زندگي هاي روزمره کودکان پر از موفقيت و شکست است . زماني که در امتحان ديکته موفق مي شوند بي نظيرند، اما اگر فراموش کنند تکليف علوم خود را بنويسند ، سرزنش مي شوند و صدها نمونه ديگر، چون کودکان به ندرت مي توانند بين مسائل جزئي و مهم به ندرت تفاوت قائل شوند و موفقيت هاي بزرگتر نمي توانند شکست هاي کم اهميتشان را جبران کنند.عزت نفس شامل احساسات ، باورها و آرزوهاي پيچيده کودک براساس مهارت هاي در حال تغيير وي در تأثير متقابل و نفوذ به دنياي اطرافش است.چون عزت نفس بسيار پيچيده، و ارزيابي آن بسيار پردردسر و دشوار است، در زير فهرستي در مورد علائم امکان پايين بودن عزت نفس در کودکان ارائه شده است. اين علائم به والدين مي آموزد که اگر کودکي عزت نفس اندک داشته باشد، چگونه رفتار مي کند و چه طرز فکري خواهد داشت. کودکي که عزت نفس اندکي دارد در خانه چنين رفتارهايي از خود بروز مي دهد:

1 - آرزو دارد کس ديگري باشد.

کودکي که دائم دوست دارد شخص ديگري باشد، معمولاً بيش از حد خيال پرداز است و آرزو دارد که کوچک تر شده و از مسئوليت هاي بزرگسالي خلاصي يابد.

2 - احساس بي ارزش بودن مي کند.

اين احساس زماني به وجود مي آيد که کودک نسبت به جلب توجه ديگران اميد کمي به خود دارد، در نتيجه به ندرت در جستجوي توجه ديگران است.

3 - اغلب به هنگام برخورد با وظايفِ مشکل يا جديد، گريه مي کند.

بعضي از کودکان هنگام روبه رو شدن با وظايف دشوار، صبور نيستند و دائم مضطرب اند که چگونه آنها را انجام دهند و به همين دليل به شدت اشک مي ريزند .

4 - از خود به طور منفي ياد مي کند .

کودکان در هنگام صحبت در مورد توانايي هايشان غلو مي کنند و اکثر والدين به شنيدن اين حرف ها عادت دارند اما کودکي که عرت نفس اندکي دارد ممکن است بگويد که از خودش بيزار است يا اي کاش مرده بود.

بيشتر کودکان آنقدر از نظر انرژي اشباع شده اند که به نظر مي آيد در حال انفجارند . اما کودکي که احساس درماندگي مي کند، نشانه اي از تلاش در او ديده نمي شود .

6 - نمي تواند ابهام را تحمل کند .

وقتي که کودکي به قوت تشخيص خود اعتمادي ندارد مي خواهد که هر چيزي را برايش چندين و چندبار توضيح دهند. اگر موضوعي به اندازه کافي واضح نباشد، باور نمي کند که بتواند آن را درک کند و نگران پيامدهاي سوء تعبير خود مي شود .

7 - خود ويرانگر است .

بعضي از کودکان از خود بيزارند و حتي ممکن است به خودشان آسيب برسانند و اين کار را معمولاً با گاز گرفتن يا خراشيدن خود شروع مي کنند.

8 - از نظر ظاهر، سر و وضع مرتبي ندارد.

البته اين مسئله در مورد کودکاني که مسائل زيادي براي فکر کردن دارند رايج است، اما مي تواند علامتي باشد نسبت به اينکه کودک از فکر کردن و توجه به ظاهر خود لذتي نمي برد .

9 - تصميم گيري برايش مشکل است .

اين علامت ديگري است که نشان مي دهد کودک به قوه تشخيص خود ايمان ندارد و نگران پيامد انتخابش است و در تصميم گيري مشکل پيدا مي کند .

10 - نسبت به آينده اش بدبين است .

وقتي که کودکتان با بيحوصلگي و نااميدي از آينده اش سخن مي گويد بايد نگران شويد. بعضي از کودکان چون آينده شان را چندان پربار نمي بينند، اهميتي نمي دهند که بعدها چه اتفاقي بيفتد.

کودکي که اعتماد به نفس اندکي دارد در بين کودکان ديگر بعضي از رفتارهاي زير را از خود نشان مي دهد :

11 - به کودکان کوچکتر و ضعيف تر از خود زور مي گويد.

کودکي که احساس ضعف مي کند و به سبب عدم اعتماد به نفس نااميد است، سعي مي کند با ترساندن بچه هاي ديگر، مخصوصا آنهايي که ترسو هستند، احساس قدرت کند يا لااقل بدين ترتيب شخص ديگري را در ترس خود شريک کند.

12 - ستيزه جواست.

معمولاً بعضي از دوستان هم سن وسال گاهي نسبت به يکديگر پرخاشگرند، اما اگر کودکي به طور دائمي پرخاشگري داشته باشد نگران کننده است، چون او بدين طريق نشان مي دهد که از هم سن وسال هايش به طور کلي بيزار است. کودکي که به طور کلي ديگر کودکان را از خود مي راند احتمالاً مي ترسد که ديگران او را نپذيرند .

13 - در برخورد با بزرگسالان قوي تر يا همسن و سال هاي تازه وارد، اعتماد به نفس ندارد .

کمرويي در کودکان رايج است و به طبيعتي که با آنان متولد مي شوند ارتباط دارد، ولي اگر کودکي با ديدن هر غريبه اي يخ مي زند، نشان دهنده اين است که مي ترسد اشخاص تازه وارد او را بد يا نالايق تصور کنند .

14 - درک ديدگاه هاي ديگران برايش مشکل است.

روي هم رفته کودکان، تفکرات و احساسات ديگران را سريع درک مي کنند، اما اگر کودکي معتقد باشد که نمي تواند ديگران را بفهمد يا در اين زمينه تلاش کمي کند، توانايي درک سريع او تحليل مي رود و اگر عزت نفس کودک اندک باشد ديگر براي درک احساسات ديگران تلاش نمي کند.

15 - بيش از حد به عقايد افراد مقتدر يا هم سن و سال هاي با اقتدار تکيه مي کند .

کودکي که به خود اعتمادي ندارد با قادر به ابتکار نيست، پيرو عقايد اشخاصي است که با اعتماد به نفس اند.

16 - معلومات عمومي کمي دارد

کودکي که عزت نفس اندکي دارد، فکر مي کند که نسبت به ديگران از جذابيت کمتري برخوردار است و به اين سبب، افکار خود را ابراز نمي کند و بر اين باور است که عقايد و احساساتش براي ديگران اهميتي ندارد و کسي علاقه مند به شنيدن آنها نيست .

17 - نقش رهبري را نمي پذيرد.

کودکاني که عزت نفس اندکي دارند، اغلب معتقدند که در سازمان دهي ديگران و يا تصميم گيري ناتوان اند.

18 - به ندرت داوطلب مي شود .

کودکي که احساس مي کند بعيد است کاري را کامل يا به طور رضايت بخش انجام دهد، در هيچ کاري شرکت نمي کند .

19 - اغلب از اجتماع دوري مي کند.

کودکي که عزت نفس اندکي دارد، نمي داند که چگونه توجه ديگران را به خود جلب کند و اين توجه را حفظ کند. به همين علت از کودکان ديگر دوري مي کند و زماني هم که تلاش مي کند وارد گروهي شود، بسيار ناشيانه عمل مي کند و تلاشش بي فايده مي ماند .

20 - هم سالانش به ندرت او را انتخاب مي کنند .

کودکي که به ندرت داوطلب مي شود و از تفکرات و احساساتش کمتر سخن مي گويد و عقايدش را ابراز نمي کند، در بازي و کارهاي مشارکتي به ندرت انتخاب مي شود. او از بودن با ديگران هرگز لذتي نمي برد و به ندرت مي تواند بر فکر گروه تأثير بگذارد و بدين ترتيب عدم اعتماد به نفسش شدت مي يابد.

21 - دم دمي مزاج است.

وقتي کودکي به قوه تشخيص خود اعتماد ندارد، کفّ نفس مناسب را از دست داده و رفتار متناقضي از خود نشان مي دهد، مثلاً در زمين بازي خيلي ساکت است اما وقتي در کلاس است با سر و صدا کردن توجه معلم را به خود جلب مي کند چرا که مي داند مي تواند اين کار را انجام دهد.

22 - مطيع است.

هنگامي که کودکي نسبت به ارزش خود بي اطلاع است، به راحتي تسليم هوس ها و دستورات ديگران مي شود.

23 - با پز دادن، توجه ها را به سمت خود جلب مي کند .

از آنجا که عزت نفس ِ اندک، انواع بسيار متفاوتي دارد، مسلماً به طور متناقضي نيز بروز مي کند. بعضي از کودکان فکر مي کنند بي ارزشند و از خود چيزي ندارند که اظهار نمايند، آن گاه در تلاش اند که با پز دادن توجه ديگران را به خود جلب کنند.

24 - به ندرت مي خندد يا لبخند مي زند.

هدف از تنظيم اين فهرست به صدا در آوردن زنگ خطر به گونه اي نيست که والدين را نگران کند بلکه مقصود هوشيار کردن آنها نسبت به رفتار کودکان شان است.


25 -از هم سن و سال هاي خودش با اهانت ياد مي کند .

کودکي که نمي تواند تأييد ديگران را به دست آورد براي اين که رنج خود را کاهش دهد، ديگران را سرزنش مي کند. مثلاً مي گويد فلان کودک بي ادب و کثيف است، يا نق مي زند، يا احمق واقعي يا کودن است.

26 - تابع اميال آني خود است .

کودکي که به خود ا عتماد ندارد، بي اندازه نگران است که نتواند کاري را به خوبي انجام دهد و اغلب بدون فکر عمل مي کند.

27 - حواسش زود پرت مي شود و زمان قدرت تمرکزش کوتاه است.

اين ويژگي از آنجا ناشي مي شود که کودک فکر مي کند نمي تواند کار دشواري را انجام دهد و به محض اين که به قسمت دشوار کار مي رسد توجه و تمرکز او از بين مي رود. اگر مطلبي را که مي خواند زود درک نکند، يا به سرعت نتواند مسئله رياضي را حل کند دچار حواس پرتي مي شود.

28 - در محيط هاي جديد و ناآشنا دچار اضطراب شديدي مي شود .

بعضي از کودکان که از عزت نفس اندکي برخوردارند در محيط هاي آشنا خوب عمل مي کنند، چون احساس مي کنند کسي از آنها کاري خارج از توانشان نمي خواهد، اما وقتي که محيط تغيير مي کند بي اندازه نگران مي شوند و مي ترسند که انجام دادن کارهاي متفاوتي را از آنها بخواهند . 29- انگيزه تلاش را از دست مي دهد.

وقتي کودکي فکر مي کند که هرگز موفق نمي شود، دليلي براي تلاش کردن نمي يابد و تصور مي کند که باز در نهايت بيچاره و درمانده است .

30 - به طور کلي پشتکارش را از دست مي دهد.

هر کسي که فکر کند شانس نسبتاً خوبي دارد، مي تواند کاري را تا آخر ادامه دهد اما کساني که عزت نفس اندکي دارند اين احتمال را مي دهند که در کارشان شکست خواهند خورد .

31 - از الگوهاي فکري ثابتي پيروي مي کند.

کودکي که به خود اعتماد ندارد فکر مي کند که نمي تواند واکنش هاي ديگران را درک کند، بنابراين گرفتار يک سري الگوهاي فکري ثابت مي شود از قبيل : من بايد خوب و آرام باشم و مثلاً حتي اگر معلم در تلاش باشد که بچه ها را تشويق کند نمايشي بازي کنند او واکنشي از خود بروز نمي دهد .

32 – توانايي هايش را بي اندازه دست کم مي گيرد يا در باره شان غلو مي کند.

بعضي مواقع کودکي که داراي عزت نفس اندکي است درباره توانايي هايش غلو مي کند که اين عمل حالت تدافعي رايجي است. او قادر به روبه رو شدن با توانايي هاي واقعي اش نيست پس به دنيايي تخيلي قدم مي گذارد و بدين ترتيب احساس بي کفايتي اش را جبران مي کند .

33 - موفقيت را در نتيجه تأثير چيزي خارج از وجود خود مي داند .

مثلاً اگر امتحاني را خوب دهد يا در مسابقه اي برنده شود، دليل موفقيتش را آسان بودن امتحان يا خوش شانسي مي داند.

34 - شکست را در نتيجه تأثير عمل شخص خود مي داند .

کودکي که اعتماد به نفس اندکي دارد، شکست را نتيجه مستقيم بي استعدادي و بي ذکاوتي خود مي داند و معتقد است درس را نمي فهمد يا احمق است.

35 - هر نوع شکست، حتي شکست جزئي را مهم تلقي مي کند .

36 - مستقل کارکردن برايش دشوار است.

کودک با عزت نفس اندک، چون ابتکار عمل ندارد به هم سن و سال هاي مستبد يا کودکان تواناي بزرگ تر از خود متکي مي شود و دوست دارد که ديگران به او بگويند چه کاري انجام دهد.

38 - کم سؤال مي کند.

با اين که در جستجوي ديگران است احتمال دارد در بعضي مواقع بسيار کم سئوال کند، چون مي ترسد ديگران به حماقتش پي ببرند .

منبع : مقاله اعتماد به نفس کدام کودک پايين است نويسنده: تري ابتر، ترجمه: ناديا زکالوند



( جمعه دوم دی 1384  |  18:17   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 

جديدترين اخبار آموزشي ايران و جهان در سايت آموزش نيوز