1 - خود را بشناسيد
امروزه پيشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از ميلاد که در آن متني بر خودشناسي ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدوديت هاي خويش را بشناسيد و با آرامش با آنها برخورد نماييد. خواه از طريق مطالعه، خواه از طريق انديشيدن و تفکر، سعي کنيد بعضي راه هايي را که باعث شناخت شما از خودتان مي شود و اين که چه چيزهايي شما را خوشحال مي کند پيدا کنيد. چنانچه به اين توصيه عمل کنيد، بهتر قادر به کنترل زندگي و مشکلات پيش روي خود خواهيد بود.
2 - به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعي کيند رفتارتان گوياي اين باشد که از خودتان مواظبت مي کنيد. حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان مي کنيد، برخورد و رفتار مثبت را به دنياي اطراف هديه دهيد. برخورد مردم با شما متأثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراين خود ارزشي و خود اعتمادي را به نمايش بگذاريد تا احترام را براي شما به ارمغان آورد.
3 - بيش از حد توان تان کار نکنيد
همه ما با سخت کوشي، خواهان تأمين امنيت و رفاه خانواده مان هستيم. اما مهم اين است که تعادل را در زندگي حفظ کنيم. معمولاً آن چه از نظر مالي دنبال مي کنيم با آن چه که تحقق مي يابد يکسان نيست. اگر براي شما تأمين معاش مهمتر از صرف وقت با عزيزان يا لذت بردن از زندگي است، بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري کنيد. سعي کنيد برقراري تعادل را از کسي که بين زندگي شغلي و خانوادگي اش اين توازن را ايجاد کرده بياموزيد يا اين که با خانواده يا دوستانتان راجع به تأثيرات شغلي تان بر روي آنها صحبت کنيد.
4 - از افراد منفي دوري کنيد
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتي، عصبانيت يا ناامني مي کند اجتناب کنيد. حتي المقدور ارتباط خويش را با کساني که براي شما افسردگي به ارمغان مي آورند به حداقل برسانيد، کساني که اکثراً محبت هاي دريافتي را بدون پاسخ مي گذارند و يا کساني که دائماً از شما انتقاد مي کنند. صداقت سخنان چنين افرادي را مورد ارزيابي قرار دهيد تا ببينيد که ميزان حقايق موجود در سخنانشان تا چه حد براساس ارتباطي مثبت و خوش بينانه است. اگر کساني شما را تحت فشار رواني قرار مي دهند صريحاً از آنها بخواهيد شما را رها کنند.
5 - مثبت فکر کنيد
سعي کنيد از حداکثر توانايي هايتان استفاده کنيد و به قدرت خويش اتکا کنيد. علايق شخصي تان را با مطالعه و رفتن به کلاس توسعه دهيد. علايق جديد را امتحان کنيد و شکست هايتان را به کار گيريد.
همه ما بخشي از اوقاتمان را از دست داده ايم اما افراد موفق از شکست هايشان درس گرفته اند و مغلوب شکست شان نشده اند. اگر شما توانايي هايتان را به خوبي افزايش دهيد و نقش مثبتي داشته باشيد واقعاً قادر به تغيير موقعيت هاي منفي به موقعيت هاي مثبت خواهيد بود.
6 - ورزش، ورزش، ورزش
يک رژيم غذايي مناسب و قدري فعاليت بدني روزانه، اعم از اين که پياده روي آرام باشد يا کار بيرون، فشار و
اضطراب را تخفيف مي دهد و روحيه را شاداب نگه مي دارد. ورزش و تمرينات بدني، افراد را از احساس برتري طلبي رهايي و توانايي هاي سرکوب شده ذهن را ترقي مي دهد. همين امر منجر به جلوگيري از افسردگي مي شود. براي اشخاص متفاوت ورزش هاي مناسب آنها وجود دارد. تمرينات کششي و يوگا براي تخفيف فشار بسيارمناسبند. بعضي تمرينات نيز مي توانند به رفع عصبانيت کمک کنند. البته ورزش بيرون از منزل فوايد مضاعفي دارد، نور آفتاب در بهبود روحيه و تخفيف افسردگي کمک مؤثري محسوب مي شود.
7 - بخشي از اوقاتتان را تنها بگذاريد
«لذت بردن از جمع دوستان» و «تنهايي» دو بخش از زندگي اند که براي تقويت روحيه بسيار مهم اند.
علاوه بر گذراندن 20 دقيقه در حمام ، گوش دادن به موسيقي يا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبيعت، زماني رابراي لذت بردن از تنهايي خويش صرف کنيد. چنانچه اين امر را سخت يافتيد ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوري کنيد.
8 - به ديگران کمک کنيد و اجازه دهيد ديگران به شما کمک کنند
وقتي مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر مي رسد نشان دهيد که کمک ديگران مي تواند اضطراب و دلواپسي شما را برطرف کند، بنابراين مشکلاتتان را کاملاً در منظر ديگران قرار دهيد. کمک بلاعوض در مسائل اجتماعي يا کمک به دوستان نيز مي تواند به نفع شما تمام شود. اگر در مقابل کمکي کم دريافت کرده ايد به همان ميزان به ديگران مساعدت نماييد. به اين ترتيب جمعيت مناسبي از دوستان و اقوامي را در اطراف خود جمع مي کنيد که شريک اوقات خوش شما هستند و مددکاران زمان تنگي و سختي تان.
9 - ارتباط و مراودات
با روشي روشن و در عين حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را نسبت به خانواده، دوستان و مدرسه و دانشگاه تان بيان کنيد و با دقت کامل به جواب آنها گوش فرا دهيد. هرگز خود را تحت فشاري که ناشي از عدم بيان احساساتتان است قرار ندهيد. چرا که اين فشار، انفجار ناگهاني در پي خواهد داشت و ديگران شما را به «عصبانيت» خواهند شناخت.
عصبانيتي را که باعث پريشاني و دانستن نقاط ضعف شما مي شود کنترل کنيد. هرگز اجازه ندهيد ديگران ذهن شما را بخوانند.
10 - موقع احتياج، کمک بطلبيد
افرادي را پيدا کنيد که هنگام مشکلات بتوانيد با آنها مشورت کنيد. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشکلات تان همچنان طاقت فرسا جلوه مي نمايد و احساس عدم آرامش مي کنيد، با مشاوريني صحبت کنيد که خواهان کمک و ياري به شما هستند. اگر احساس عدم امنيت، نگراني يا ناراحتي و پريشاني مي کنيد فوراً از يک مشاور متخصص کمک بگيريد.
زماني خواندن يك كتاب براي كودك خوشايند و لذتبخش است كه موجودات خيالي داستان به پرواز در آيند ، قطارها به صورت واقعي حركت كنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زير نورماه به خواب بروند. هنگامي كه براي كودك خود كتاب مي خوانيد فرصت پيدا مي كنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستاني سخن بگوييد ، تخيلي رفتار كنيد و حتي مانند يك كودك باشيد . به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستاني رفتار كنيد . شما تصميم مي گيريد كه چقدر هيجان زده باشيد، شادي كنيد ، يا غمگين و حتي عصباني شويد. چقدر بايد روي يك شخصيت تأكيد كنيد و چه اندازه لازم است كه بر هيجان قصه بيفزاييد، به اين ترتيب نتيجه كار منحصر به فرد خواهد بود.
كودك در سنين خيلي پايين ( شيرخوارگي ) كه دركي از معاني واژه ها ندارد و تفاوت ظريف موجود بين آنها را نمي فهمد، از شنيدن صداهاي متنوع شما و ديدن احساسات و عواطف شما لذت مي برد . اداي عبارت هاي داستان توسط شما حاوي علايم و نشانه هاي محرمانه است كه فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درك مي كنيد.
چگونه براي فرزند خود كتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته ، با لحني گرم و دلنشين ، با شور و حرارت يا ...؟ به هر شيوه اي كه براي كودك خود كتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديك شده و از كنار يكديگر بودن لذت ببريد. وقتي كه كودك از سنين پايين با كتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او كمك مي كند كه به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به كتاب است .
انتخاب كردن كتاب براي كودكان
به دنبال كتاب هايي بگرديد كه داستان هاي خوب و متنوعي دارند، كتاب ها ي مصور و كتاب هايي كه شما نيز از مطالعه آنها لذت مي بريد و كتاب هايي كه با خلق و خوي كودك شما سازگار است .
براي انتخاب كتاب مرحله زندگي كودك خود را در نظر بگيريد، و ببينيد در چه دوره تكاملي قراردارد. نخستين دوره كودكي ، دوره اي است كه بچه ها مهارت هاي سرگرم كننده متعددي را فرا مي گيرند و با شرايط تازه اي روبه رو مي شوند. براي كودكان مختلف و مناسبت هاي گوناگون ، كتاب هاي متنوعي موجود است ، تقريباً درباره هر موضوعي كتاب وجود دارد.
به دنيا آمدن فرزند دوم، نگهداري از كودك ، دوست يابي ، دوستان واقعي و غيرواقعي ، به مدرسه رفتن ، اخلاق هاي خوب ، اخلاق هاي بد ، عواطف و احساسات ، همكاري كردن ، به دكتر رفتن ، به دندانپزشكي رفتن، تنها بودن با خواهر يا برادر خود، خوابيدن و حتي مراسم مذهبي .
آيا تا به حال پس از خواندن عبارتي از يك كتاب به فكر نيفتاده ايد كه : " اين موضوع همان چيزي است كه مي خواهم با كودكم در ميان بگذارم... "؟ خواندن كتاب كودكان ، به بزرگسالان ( والدين ) كمك مي كند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بيان كنند . چيزهايي كه گاه والدين نمي توانند براي اداي آن واژه اي بيابند.
كتابي را براي فرزند خود انتخاب كنيد كه :
- هر دو از خواندن آن لذت مي بريد و به موضوع آن علاقه منديد.
- با خواندن آن ، كودك شما دانستني هايي درباره جهان پيرامون خود مي آموزد.
- به شما كمك مي كند كه آنچه درذهن خود داريد ، بيان كنيد.
-به كودك كمك مي كند تا احساس خوب و مثبتي از خود داشته باشد و به قابليت هاي تازه خود پي ببرد.
- به كودك كمك كند كه بداند در دنياي اطراف او كودكان ديگري هم هستند كه شرايط و احساسات مشابهي با او دارند.
- به كودك كمك كند تا مفاهيم و معاني ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و... را درك كند.
در سنين شيرخوارگي ، كودك از خواندن چه نوع كتاب هايي لذت مي برد؟
- كودك از بدو تولد از شنيدن صداي كتاب خواندن شما لذت مي برد، براي او شنيدن صداي گرم و دلنشين شما لذتبخش ترين چيز در دنياست . تا زماني كه كودك با حوصله به سخنان شما گوش مي دهد كتابخواني را ادامه دهيد.
- قبل از خواب ، هنگامي كه كودك با شيئي بازي مي كند و آن را روي زمين مي غلتاند زمان مناسبي براي گوش كردن به كتاب خواني شماست.
- به كودك امكان آشنا شدن با كتاب به شيوه خودش را بدهيد. در اين سن ، كودك دوست دارد اشياء را بـِجَود، پاره كند، روي آنها بنشيند يا بايستد . بنابراين از كتابهاي نرم ، پارچه اي و مقاوم استفاده كنيد.
- كتاب هايي كه در هر صفحه ، يك تصوير كامل و مشخص دارند.
- كتاب هايي كه داستان بسيار كوتاه و درباره موضوع هايي آشنا و مملوس با زندگي كودك دارند .
در دوره نوپايي ، مناسب ترين كتاب ها براي كودكان كدامند؟
- داستان هاي كوتاه در باره موضوع هاي مختلف و متنوع .
- كتاب هاي كارتي ( هرصفحه از كتاب يك كارت جداگانه است) و داستان هايي كه از زندگي روزمره كودك سرچشمه گرفته اند.
- كتاب هايي كه اشعار موزون دارند و بچه ها مي توانند آنها را تكراركنند.
- كتاب هايي كه مضمون واحدي دارند . به طور مثال درباره شكل هاي هندسي، رنگ ها يا حروف الفبا نوشته شده اند.
كتاب هاي مورد علاقه كودكان پيش دبستاني كدامند؟
- كتاب هايي كه داستان بلند و كمي پيچيده تردارند.
- كتاب هايي كه اشعار موزوني دارند و درباره زندگي روزمره كودكان نوشته شده اند و براي گسترش دنياي آنها و افزايش دانسته هايشان سودمندند.
- لطيفه ، قصه هاي بلند، قصه هاي محلي و سنتي كه ترسناك نباشند.
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه هيچ گاه بيش از حد به مطالعه كتاب اصرار نكنيد. چون اين امر نتيجه ي معكوس دارد و كودك را از كتاب گريزان مي سازد.
هر قدر کودک در سنين کمتري باشد به قصه اي که والدين يا ديگران براي او تعريف مي کنند علاقه بيشتري دارد. از اين علاقه مي توان براي افزايش مطالعه کودک در آينده استفاده کرد بنابراين بايد کتاب هاي مناسب کودک تهيه شود. نوشتن داستان و تهيه تصاوير براي کودک امري پيچيده و فني است. بنابراين هر کتابي براي کودک شما مناسب نيست. کودکان از تماشاي تصاوير مربوط به جانوران و اشياء مختلف لذت مي برند و اگر کتاب هاي مناسب با کيفيت در اختيار آنها قرار گيرد، اولين و مهمترين سنگ بناي الفت و علاقه به کتاب در آنها گذاشته مي شود. والدين بايد در سنين پيش دبستاني کتاب هاي داستان را براي فرزندان خود بخوانند و نام اشياء و حيواناتي را که در آن است از او بپرسند، در همين حين به او گوشزد کنند: « زماني که به مدرسه رفتي و باسواد شدي مي تواني تمام اين داستان ها را خود به راحتي بخواني». هنگامي که با کودکانتان بيرون مي رويد، از او بخواهيد کتاب ها و مجلاتي را که برايش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کيفي مناسب تشخيص داديد آن را بخريد و اين کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهيد هنگامي که با کودکانتان بيرون مي رويد ، از او بخواهيد کتاب ها و مجلاتي را که برايش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کيفي مناسب تشخيص داديد آن را بخريد و اين کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهيد. در فرصت هاي مناسب فرزندانتان تشويق کنيد از روي تصوير کتاب داستان بگويد و صحبت کند. هنگامي که کودک کتابي را دوست دارد و آن را مي نگرد بايد والدين او را تشويق کنند. کودک شما بايد بداند که تلاشش باعث رضايت شماست. استفاده از مدل نقاشي و خواندن شعر، يکي ديگر از راه هاي علاقه مند کردن کودک به کتاب و مطالعه است. شعرها بايد کوتاه و داراي وزن ساده باشند. از نظر موضوعي بهتر است کتاب،خنده دار و در ارتباط با داستان هايي پيرامون حيوانات و اسباب بازي ها و موضوعات ملموس باشد. خواندن و آموزش آيات قرآن براي کودکان امري نيکوست. آيات قرآن که براي اين منظور استفاده مي شود بهتر است کوتاه و داراي وزن باشد، مثل بسياري از سوره هاي جزء سي ام قرآن. خوشبختانه در حال حاضر بسياري از داستان هاي اسلامي و قرآني به صورت کتاب هاي مصور درآمده اند که اگر کودک تصاوير آن را ببيند و والدين داستان آن را بازگو کنند در ذهنش نقش مي بندد. استفاده از کتاب هاي نقاشي و رنگ آميزي نيز باعث رشد توانايي هاي مختلفي در کودک، از جمله افزايش علاقه کار با کتاب و قلم مي شود. يکي از خصايصي که خداوند در وجود انسان به وديعه گذاشته است «تقليد» است. ميل به تقليد در کودک آنچنان چشمگير است که بعضي از علماي تعليم و تربيت از آن به «غريزه تقليد» ياد کرده اند، با توجه به مطلب فوق نتيجه اين است که والدين در تمام مراحل کودکي به عنوان الگوي تربيتي فرزندانشان مي درخشند و خود بايد مظهر عمل باشند نه مظهر حرف. رفتار و نگرش خودتان را نسبت به کتاب و مطالعه تصحيح کنيد. شما چه ديدي نسبت به مطالعه داريد؟ آيا در جمع خانواده به مطالعه مجله و کتاب مي پردازيد يا سال به سال يک خط مطلب نمي خوانيد ؟ اگر اينگونه هستيد نبايد از فرزندتان توقع داشته باشيد، فردي اهل مطالعه شود. شما در عمل به او الگويي براي مطالعه ارائه نداده ايد. حتي شعار دادن هم کافي نيست. در برخود با کودک و آموزش وي بايد صبور و انعطاف پذير بود. راهنماي فرزند خود باشيد و براي پيدا کردن پاسخ پرسش هاي کودک به او کمک کنيد. بگذاريد فرزندتان شما را در فعاليت هاي آموزشي ياور خود بداند و گام به گام با او پيش رويد. تحميل موضوعات مختلف و عجله در آموزش، باعث تنفر کودک از يادگيري و مطالعه مي گردد.
گفته مي شود که روح يک کودک مثل يک کاغذ سفيد است، اما در حقيقت پيش از آن که نوزاد در سينه مادر جا بگيرد، خصوصيات و ويژگي هاي زيادي را در خود دارد که از طريق ارث به او رسيده است. نوزاد، بعد از تولد امکانات بيشماري براي آموختن دارد. بنابراين او تنها يک کاغذ ساده و سفيد نيست، بلکه کتاب قطوري است که آماده است تا اطلاعات زيادي بر روي صفحات سفيد آن نوشته شود.
مغز يک نوزاد ِ تازه متولد شده چهار برابر بزرگتر از مغز يک انسان بالغ است(در تناسب با ساير اعضاي بدن وي) و در طول دو سال وزن مغز کودک به اندازه سه چهارم وزن مغز يک انسان بالغ مي شود. رشد فکري کودک نيز همين سرعت را دنبال مي کند. محققان عقيده دارند که رشد فکري کودک در چهار سال نخست زندگي اش به اندازه سيزده سال بقيه عمرش است و برخي ديگر عقيده دارند که مفاهيمي که کودکان پيش از پنج سالگي مي آموزند، جزو مشکل ترين مطالب است. مفاهيمي مثل راست و چپ، بالا و پايين، خالي و پُر، و قد و وزن که درک آنها براي ما آسان است، براي يک کودک بسيار مشکل است و علاوه بر اين مفاهيم، کودک ناچار است که چيزهاي بسيار ديگري را نيز بياموزد. حتي عناصر زباني نيز بايد در ذهن و فکر کودک پرورش يابد.
براي بعضي ها زبان «سخت ترين کار فکري است که از يک موجود بشري انتظار مي رود که آن را به کار ببرد.» اگر شما هم هنگام يادگيري يک زبان خارجي با مشکل رو به رو شده باشيد، حتماً با اين سخن موافق خواهيد بود و تازه شما اين فرصت و امتياز را داشته ايد که از قبل يک زبان را بياموزيد، در حالي که براي يک نوزاد چنين امکاني وجود نداشته است. با اين حال کودکاني که در خانواده هاي دو زبانه زندگي مي کنند، پيش از رفتن به دبستان مي توانند دو زبان را هر چند به طور ناقص و دست و پا شکسته، صحبت کنند.
از مقايسه کردن يک کودک با کودک ديگر به شدت پرهيز کنيد. اگر به کودکتان ياد بدهيد که نقاط مثبت و توانايي ها و استعدادهاي خود را نشان دهد، او هيچ وقت به حال ديگران غبطه نمي خورد و نسبت به موفقيت و توانايي هاي افراد ديگر حسادت نمي کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانيد که از کودک ديگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقويت کرده ايد.
از همين الان شروع کنيد
مادران و پدراني که به اين مسئله واقف باشند که کودکشان عطش زيادي براي آموختن دارد، انسان هاي عاقل و فهميده اي هستند. نوزادان و خردسالان خيلي خوب همه چيز را مي بينند. آنها سراپا چشم و گوش هستند. چه والدينشان متوجه اين موضوع شوند چه نشوند، ذهن کودک در حال جمع آوري اطلاعات و دسته بندي و کامل کردن و نتيجه گيري کردن از آنهاست و اگر والدين دقت نکنند، ديري نمي گذرد که کودک خردسال ياد مي گيرد چطور با نقش بازي کردن والدينش را وادار به انجام خواسته هاي خود کند. البته نخستين درس هايي که والدين به کودکانشان مي آموزند، درس عشق و محبت همراه با پاکي و صفاي درون است. با اين حال لازم است که والدين در مورد يادگيري کودک کمي سختگير باشند. مثلاً بر اين مسئله تأکيد داشته باشند که کودک کلمه اي را درست ادا و تلفظ کند، يعني به جاي کلمه «بابا» نگويد «آبا». کودکي که تازه زبان باز کرده، شما را با پرسش هاي خود بمباران مي کند: «چرا باران مي آيد؟»، «من از کجا آمده ام؟»، «چه کار مي کني؟» و ... اين سؤالات از جمله بهترين ابزاري هستند که کودک براي يادگيري مورد استفاده قرار مي دهد. اگر بچه ها را به سؤال پرسيدن تشويق نکنيد، در حقيقت جلوي رشد فکري آنها را گرفته ايد. سعي کنيد به کودکتان پاسخ هاي ساده و مختصر بدهيد. مثلاً وقتي او مي پرسد که چرا باران مي آيد، انتظار ندارد که يک شرح بلند بالا و طولاني به او ارائه بدهيد. مطمئناً او به پاسخ کوتاهي مثل اين راضي خواهد شد: «ابرهايي که به وسيله آب سنگين شده اند، آبشان به زمين مي افتند.» ذهن کودک مدت زمان اندکي مي تواند بر روي مسئله اي تمرکز کند و درست مثل زماني که به او فقط شير مي دهيد چون بدنش نمي تواند غذاهاي جامد را هضم کند، به همين دليل بايد به کودکتان پاسخ هاي ساده و قابل درک بدهيد. با بزرگتر شدن نوزاد، آموزش او را افزايش دهيد، مثلاً برايش کتاب بخوانيد. براي اين کار بهتر است او را روي زانوي خود بنشانيد و کتاب را جلويش بگيريد و با صداي آرام شروع به خواندن کنيد. به اين ترتيب کودک احساس امنيت و لذت مي کند و مطالعه برايش به صورت يک کار و سرگرمي جالب در مي آيد و کتاب را به چشم يک اسباب بازي نگاه مي کند.
کودکان با يکديگر فرق دارند و هر کودکي شخصيت منحصر به فردي دارد، بايد به او فرصت بدهيم که براساس توانايي ها و مواهب فطري خود رشد و پرورش يابد. اگر بخواهيد به کودکي که توانايي يادگيري او پايين است، مطالب دشواري را آموزش دهيد، پس از مدتي کودک از يادگيري دلسرد مي شود. سعي نکنيد کودکتان را در قالبي جاي بدهيد که از پيش آماده کرده ايد. اما نبايد از آموزش او کاملاً غافل شويد، با اصلاح اشتباهات و خطاهاي کودکتان به او کمک کنيد که از استعدادهاي خود بهترين بهره را بگيرد.
اگر پدر و مادر به کودکشان بگويند که برتر يا پايين تر از ديگران است، حس خودخواهي و رقابت را در او بيدار کرده اند. اگرچه کودکان از همان سال هاي اول زندگي شان نشانه هايي از خودخواهي و خودپسندي شان را بروز مي دهند، اما مفهوم عباراتي مثل برتري نژادي، طبقاتي و يا ميل به زياده خواهي را نمي دانند. بنابراين از مقايسه کردن يک کودک با کودک ديگر به شدت پرهيز کنيد. اگر به فرزندتان ياد بدهيد که نقاط مثبت و توانايي ها و استعدادهاي خود را نشان دهد، او هيچ وقت به حال ديگران غبطه نمي خورد و نسبت به موفقيت و توانايي هاي افراد ديگر حسادت نمي کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانيد که از کودک ديگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقويت کرده ايد.
پدر و مادر بايد کودکشان را دوست داشته باشند و او را همانطوري که هست بپذيرند و هرگز او را با کودکان ديگر مقايسه نکنند. تنوع و گوناگوني بسيار چيز خوبي است. همانطور که در يک ارکستر ابزارهاي موسيقي متفاوت باعث نواختن يک آهنگ زيبا و دلنشين مي شوند، وجود شخصيت هاي متفاوت در يک خانواده محيط آنجا را زيباتر و جالب تر خواهد کرد. زمينه و امکانات رشد فرزندتان را فراهم سازيد.
در هر لحظه و ثانيه اي که فرصت داريد، کودکتان را آموزش بدهيد. معمولاً صبح ها به خاطر اين که اعضاي خانواده به سرکار و يا به مدرسه و دانشگاه مي روند، فرصت کمي براي صحبت سر ميز صبحانه وجود دارد و معمولاً اعضاي خانواده با عجله صبحانه مي خورند تا دير نکنند. بنابراين شب ها براي کودکان و نوزادان بهترين زمان است، چرا که والدين و خواهر و برادرهاي بزرگترشان توجه خاصي به آنها مي کنند. بيشتر کودکان دوست دارند قبل از خواب برايشان قصه بگويند، که وسيله خوبي براي آموزش دادن به کودکان است. آنها نيز به اتفاقات و پيشامدهايي که در زندگي واقعي براي شما اتفاق افتاده است علاقه دارند و شما مي توانيد بهترين درس هاي زندگي را در خلال اين خاطرات به کودکانتان بدهيد. شايد تکرار کردن يک داستان و يا يک خاطره کار سختي باشد، اما کودکان عاشق اين هستند که بارها و بارها يک قصه را برايشان تعريف کنيد. شما خيلي زود متوجه مي شويد زماني که شب ها براي کودکتان قصه مي گوييد، بهترين فرصت براي ايجاد يک رابطه صميمي بين خود و فرزندتان است. به روش هاي مختلف مي توانيد به آموزش کودکتان بپردازيد. اين آموزش مي تواند به شکل يک بازي باشد.
به مرور زمان کودک مي آموزد که افکارش را بيان کند، نقاشي کند، برخي از کارها را انجام دهد موسيقي بنوازد. کودک به تشويق و توجه شما نياز دارد. وقتي کودک کاري انجام مي دهد، مثلاً نقاشي مي کشد و يا يک اسباب بازي سر هم مي کند، او را تشويق کنيد. با اين کار کودک بسيار خوشحال مي شود و علاقه اش به ادامه کار دو برابر مي شود. و اگر شما کودک را سرزنش کنيد و عيب هايش را خيلي تند به او گوشزد کنيد، او خيلي زود ناراحت و دلسرد مي شود. شما مي توانيد درباره کارهايش نظر بدهيد و براي بهتر شدن کارش او را راهنمايي کنيد، اما هيچ وقت به او نگوييد که کارش کاملاً بي ارزش است. مثلاً به جاي اين که خودتان برايش نقاشي بکشيد، روي کاغذ ديگر به او نشان بدهيد که چطور مي تواند کارش را بهتر کند. فراموش نکنيد اگر به شدت آنها را مورد انتقاد قرار دهيد، شوق آموختن را در آنها خاموش کرده ايد. يک کودک به تشويق نياز دارد، بخصوص هنگامي که اولين گام ها را براي يادگيري بر مي دارد. اگر کودکتان کارش را درست انجام نداد، او را تشويق کنيد که کارش را دوباره انجام دهد.
شايد تکرار کردن يک داستان و يا يک خاطره کار سختي باشد، اما کودکان عاشق اين هستند که بارها و بارها يک قصه را برايشان تعريف کنيد. شما خيلي زود متوجه مي شويد زماني که شب ها براي کودکتان قصه مي گوييد، بهترين فرصت براي ايجاد يک رابطه صميمي بين خود و فرزندتان است. به روش هاي مختلف مي توانيد به آموزش کودکتان بپردازيد. اين آموزش مي تواند به شکل يک بازي باشد.
چگونه به سؤالات کودک پاسخ دهيد
شما به سؤالات کودکتان پاسخ مي دهيد و او را تشويق مي کنيد که با شما رابطه برقرار کند. اما روزي مي رسد که کودکتان يک دفعه از شما دوباره مسائل جنسي سؤالاتي مي پرسد. آيا به او پاسخ هاي درست مي دهيد و يا به او دروغ مي گوييد، مثلاً به او مي گوييد برادر و خواهر کوچکترش را از بيمارستان آورده ايد؟ آيا به کودکتان در اين باره اطلاعات درستي مي دهيد و يا مي گذاريد خود کودک اطلاعاتي از دوستان بزرگتر از خودش به دست آورد؟
در واقع برخلاف آنچه که بيشتر والدين فکر مي کنند، توضيح مسائل جنسي به کودک کار زياد سختي نيست. يک کودک خيلي زود اعضاي بدنش را مي شناسد، مثلاً ياد مي گيرد که اين دست، پا، شکم، بيني و ... است. وقتي که کودک درباره اعضاي جنسي خود سؤالاتي مي پرسد و يا به آنها اشاراتي مي کند، نبايد آنها را از اين کار منع کنيم و با اخم موضوع صحبت را عوض کنيم. شايد والدين از اين مي ترسند که وقتي کودک شروع مي کند درباره مسائل جنسي صحبت کردن، ناگزيز باشد که مسائل جنسي را کاملاً براي فرزندشان شرح دهند. اما در واقع کودک کم کم و در مراحل مختلف رشدش اين سؤالات را مي پرسد. کافي است که کلمات و عبارات ساده اي را انتخاب کنيم و پرسش او را به طور صحيح اما کوتاه و مختصر پاسخ دهيم.
مثلاً يک روز کودکتان از شما مي پرسد: «بچه ها از کجا مي آيند؟» شما مي توانيد به او بگوييد: «آنها داخل شکم مامانشان رشد مي کنند و بزرگ مي شوند.» ديگر لازم نيست که چيزي به اين توضيح اضافه کنيد. و مدتي بعد ممکن است کودکتان از شما سؤال کند: «چطور يک بچه از شکم مامانش بيرون مي آيد؟» بهترين پاسخي که مي توانيد به او بدهيد اين است: «يک دريچه مخصوص براي اين کار وجود دارد.»
کمي بعد کودک بدون شک سؤال ديگري را مطرح مي کند: «بچه چطور به وجود مي آيد؟» و شما در جواب به او بگوييد: «وقتي يک مامان و بابا بخواهند يک بچه داشته باشند، يک دانه بذر از پدر با يک تخم در شکم مادر يکي مي شوند، و از اين دانه بذر بچه به وجود مي آيد، درست مثل بذر يک گياه و يا گلي که بر روي درخت رشد مي کند و بزرگ مي شود.» به اين ترتيب در هر مرحله پاسخ مناسبي به کودک داده مي شود و حس کنجکاوي او ارضا مي شود.
با به کارگيري اين روش بدون آنکه به کودکتان دروغ گفته باشيد، به کودکتان آموزشي داده ايد. بهتر است که کودکان از طريق پدر و مادرشان با مسائل جنسي آشنا شوند تا به صورت نادرستي اطلاعاتي از دوستان و يا تصاوير کتاب ها و يا ديدن فيلم ها کسب کند.
انتقال مهم ترين درس زندگي به کودکان
کودکان در بازي هايشان از بزرگترها تقليد مي کنند و اداي آنها را در مي آورند. و از آنجا که کودکان از اطرافيان خود تقليد مي کنند، رفتار پدر و مادر در يادگيري کودکان بسيار مهم است. کودک شما به محض تولد شروع به آموختن مي کند، نه تنها از حرف هايتان بلکه از رفتارهايتان نکات بسيار زيادي ياد مي گيرد. او نحوه رفتار والدين را با يکديگر و با ديگر افراد خانواده و فاميل مي بيند. درس هايي که او از رفتار و کردار شما مي آموزد بسيار حياتي تر از آموختن مهارت هايي مثل راه رفتن، حساب کردن و خواندن است. اين نکات پايه اصلي شناخت و آگاهي او براي رسيدن به خوشبختي است. شما نمونه و سرمشق خوبي براي کودکتان هستيد تا او بتواند در بزرگسالي به نحو شايسته رفتار کند.
اگر شما آدمي هستيد که عادت کرده ايد با داد و فرياد منظورتان را برسانيد و در محيط خانه شما دائم جر و بحث وجود دارد، اين رفتارها در کودک تأثير بسيار بدي خواهد گذاشت و او را شخصي عصبي و پرخاشگر بار مي آورد. و اما اگر شما در زندگي رفتار خوبي با ديگران داشته باشيد، کودک شما از رفتارتان تقليد خواهد کرد. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان بهترين اخلاق و کردار را داشته باشد، در زندگي همانطور رفتار کنيد.
والدين نبايد دو نوع اصول را دنبال کنند، اصولي که به کودکشان مي آموزند و اصولي که خود به آن عمل مي کنند. چطور مي توانيد به کودک بگوييد که دروغ نگويد، حال آنکه خودتان دائم دروغ مي گوييد؟ اگر پدر و مادر به يکديگر احترام نگذارند، چطور انتظار دارند که کودکانشان ادب و احترام را رعايت کنند؟ و يا وقتي که پدر يا مادر نسبت به فرزندانشان احساس تعهد و مسئوليت نمي کنند، نبايد از فرزند خود بخواهند که به قول و پيمان هاي خود عمل کند. وقتي پدر و مادر دائم تکرار مي کنند که هميشه حق با آنهاست، کودکشان فکر مي کنند که رفتار پدر و مادرش به بهترين نحو است و آنها اصلاً اشتباه نمي کنند. کودکان خيلي زود عشق و محبت ديگران را درک مي کند. و با ديدن کوچکترين نشانه اي از محبت از طرف ديگران خيلي راحت به اين احساسات محبت آميز پاسخ مي گويند. والدين مي توانند کودکشان را غرق در اسباب بازي بکنند، اما هيچ وقت نمي توانند عشق و محبت را با پول بخرند. عشق و محبت از دل بر مي خيزد نه از کيف پول. کادو و هديه به تنهايي نمي تواند جاي عشق و محبت را بگيرد. پس به جاي خريدن هديه و اسباب بازي هاي رنگارنگ با کودکتان وقت بگذاريد و با او بازي کنيد.
کودکان با دريافت محبت و توجه، عشق و محبت را به ديگران هديه مي دهند. آنها را تشويق کنيد که به ديگران کمک کنند و شادي هايشان را با ديگران قسمت کنند. به آنها بياموزيد که والدين، دوستان و ديگران را در خوشبختي هايشان شريک کنند.
ارزش هاي زندگي را به کودکانتان بياموزيد
امروزه بيشتر والدين چيزي از ارزش هاي واقعي زندگي نمي دانند، و کودکان بي آنکه هرگز اين ارزش ها را بشناسند بزرگ مي شوند. برخي از والدين عقيده دارند که خودشان حق شکل دادن به شخصيت کودکشان را دارند. اما اگر خودشان اين کار را نکنند، کودکان ديگر، همسايه ها و فيلم هاي تلويزيوني اين کار را برايشان انجام مي دهند. مسائل بي شماري والدين را مي ترساند: فاصله بين نسل ها، سرکشي جوانان، مواد مخدر، بي بند و باري جنسي و زير پا گذاشتن اخلاقيات. اما واقعيت اين است که شخصيت يک کودک خيلي پيش از برخورد با اين مسائل شکل گرفته است در يک مجله علمي چنين نوشته شده است: «شخصيت يک فرد خيلي پيش از زمان مدرسه رفتن شکل مي گيرد و در او تثبيت مي شود. به همين خاطر کودکان پيش دبستاني حساس هستند و خيلي زود تحت تأثير رفتار و حرکات ديگران قرار مي گيرند و آمادگي يادگيري هر رفتار و کرداري را دارند. و اين رفتارها تا مدت زمان زيادي در آنها تثبيت مي شود.»
خردسالان بايد اصول اوليه زياد بياموزند، مهمترين اصل عبارت است از: شناخت خوب از بد. اگر والدين در شناخت حقيقت و درستي و خوبي هاي زندگي به کودکان دير اقدام کنند، کودک را در مقابل اشتباه و بدي بدون دفاع تنها گذاشته اند. بنابراين سال هاي پيش از دبستان بهترين زمان براي آموختن درس هاي زندگي به کودک است. به اين نکته توجه داشته باشيد که اگر در اين کار تأخير کنيد، جبران آن در سال هاي بعد بسيار سخت خواهد بود. به کودکانتان خوبي ها و ارزش هاي زندگي را بشناسانيد. در اين جهان هيچ چيز ثابت و هميشگي نيست. والدين بايد بدانند که وضعيت زندگي آنها هميشه به يک منوال نيست و مشکلات و سختي هايي در زندگي، انتظار فرزندانشان را مي کشد، پس چه بهتر کودکشان را براي روزهاي سختي آماده کنند و اصول مهم زندگي را به آنها بياموزند.
منبع: مجله موفقيت




