تبليغاتX
مقالات آموزشي و پرورشي
مشخصات



 
شمارش گر

Counter
 
لينك به وبلاگ

 

 


پيوندها



 امروزه با ورود به عرصه موسوم به مدرنيته، شاهد اين واقعيت مى‌باشيم که تکنولوژى و مظاهر دنياى کنوني، همه چيز را تحت تاثير خود قرار داده است و اين تاثيرگذارى نه صرفا در روشها بلکه در ماهيت علوم نيز مى‌باشد. حقيقت اين است که امروزه در تحليل‌هاى نوين در ارتباط با سنت و تجدد، اين امر اثبات شده است که تکنولوژى امر خنثاى بدون جهت نمى‌باشد بلکه خود داراى ذات بوده و دنيايى از فرهنگها، آداب، رسوم و منش‌هايى را به همراه مى‌آورد. اين يک ساده‌انديشى است که بگوييم مدرنيته و زندگى ماشينى کنوني، مانند ابزارى است که هم مى‌توان از آن خوب استفاده کرد و هم منفي. اگرچه اين نتيجه‌گيرى در برخى مواقع و در يک نگاه سطحى و ظاهري، ممکن است درست باشد ولى در نگاه عميق بايد گفت فاصله گرفتن از سنت و غرق در تکنولوژى گشتن، فى نفسه داراى تاثيراتى است که ديگر نمى‌توان آن را خنثى و بى‌جهت دانست. آنچه موضوع نوشتار حاضر است، بررسى ارزشى در نفى يا اثبات نظريه فوق نيست ولى هدف اين بوده که به مقوله تجدد و تکنولوژى نبايد ساده نگريست. در نوشته حاضر، درصدد اين هستيم که تاثيرپذيرى يکى از هزاران مقوله متاثر از مدرنيته را مورد بررسى قرار دهيم و آن امر آموزش مى‌باشد. امروزه در کشور نيز جلوه‌هايى از آن مثل تاسيس دانشگاه‌هاى مجازى و آموزش از طريق رايانه به چشم مى‌خورد. آسيب‌شناسى اين روش نوين بسيار حائز اهميت است که مى‌تواند در کنار بررسى‌ آفات اين روش مورد توجه قرار گيرد. به نظر ما اين شيوه نوين آموزش مجازي، به خصوص در دانشگاهها، اگرچه داراى ثمرات مثبت و قابل توجهى است ولى معايب اساسى نيز دارد که ذيلا بدان مى‌پردازيم؛ الف- فوايسد و وجوه مثبت 1- سرعت انتقال اطلاعات در زمان واحد، به چندين دانشجو 2- بهره‌ورى در صرف وقت و هزينه، استفاده از مطالب ارائه شده توسط استاد 3- اعطاى نوعى اختيار وآزادى به دانشجو در نحوه استفاده از مطالبو... ب- معايب 1- يکى از بزرگترين معايب اين شيوه نوين آموزشى اين است که ديگر دانشجو از حضور در کلاس و رويارويى با استاد بى‌نياز مى‌گردد. استفاده از نفس استاد و آموزش حضورى محاسنى دارد که بر هيچ‌کس پوشيده نيست. تاثيرگذارى‌هاى صحبت حضورى و مستقيم از حيث تامين پيش‌زمينه‌هاى روانى تعليم و تعلم امرى انکارناپذير است. 2- وقوف و تسلط استاد بر تک تک دانشجويان در آن واحد، خود زمينه ارزيابى‌هاى واقعى را توسط استاد فراهم مى‌آورد و اينکه استاد هنگام تدريس با جمع کثيرى از دانشجويان که در کلاس حضور يافته‌اند، مواجه مى‌شود. اين امر خود فى نفسه مى‌تواند علاوه بر ايجاد انگيزه در تدريس، در تداعى مطالب آموزشي، يارى‌گر استاد مى‌باشد. اين نقاط مثبت در آموزش‌هاى مجازى وجود ندارد. 3- آموزش مهارت‌‌هاى عملى و غير تئوريک فقط از طريق آموزش‌هاى سنتى و حضورى امکان‌پذير است. تمرين‌هاى عملى دانشجو در کلاس و نظارتها و رفع نقص‌هاى عملى و مستمر استاد، نسبت به عملکرد دانشجو نيز فقط از همين طريق امکان خواهد يافت که آموزش مجازى نمى‌تواند به نحو کامل، عرض فوق را تامين سازد



( پنجشنبه هفتم دی 1385  |  23:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

سخن گفتن از مديريت بدين معنا نيست که انسان چگونه بتواند يک اداره و يا سازمان مشخص را اداره نمايد، بلکه مراد از مديريت اين است که ما چه قوانين را برای مديريت داشته باشيم و چگونه بتوانيم در هر شرايط و زمان خود را به آن قوانين پايبند بدانيم و مديريت خود مان را آنطور با قوانين جامعه مورد نظر هماهنگ كنيم كه نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببيند؟

در همهء تمدن های بشری اين يک امر پذيرفته شده است که اداره کننده ء سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم مي پسندند. همهء اديان و مکتبهای بشری اصولی را در زمينه اي وضع کرده اند تا جامعه را بسوی خير و فلاح بکشانند، اين اشخاص هستند که قانون را زير پای ميگذازند، آنرا توجيه غلط ميکنند و مورد استفادهء سوء قرار ميدهند. بعبارت ديگر مشکل اصلی در نبود قانون نيست بلکه مشکل در عدم رعايت و تطبيق قانون است.
بدون شک قوانين در ذات خود برتری ها و بهتری های نسبت به يکديگر دارند، اما در مجموع هيچ قانون انسانها را تشويق به ظلم و تجاوز به حق ديگران نميکند . پس از ديدگاه شما يك مدير موفق چه كسي است؟

مدير موفق كسي است كه:

1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها

2-تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل

3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش

4-برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها

5-توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن

6-درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها

7-اعتماد وافر نسبت به ساير افراد و مردم

8-انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت

9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه

10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی

11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر

12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق

13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف

14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط

15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل

16-بردباری و صبر در حل مشکلات

17-خويشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده

18-آرامش در برابر بحران

19-واقع بینی در برخورد با مسائل

20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها

احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی

21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)

22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن

23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند

24-روحيه هم كارى وهم بستگی در سيستم مديريتى

25-داشتن روحیه انتقاد پذیر

26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.

27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها

حال شخصي كه مديريت يك اداره ويا مدرسه را بعهده دارد بايد همهء صفات ممتاز را نسبت به سائرين بايد داشته باشد، در اين امر تنها خود پيامبر(ص) بعد از خداوند (ج) شارع دين و معصوم است، باقی همهء جانشينان ايشان از اين امر مستثنی نيستند و بايد در صفات ايمان، تقوی، دانش، عدالت، طهارت، راستی، وفا، شجاعت، همت، مديريت، قاطعيت، فصاحت، بلاغت، حکمت، درايت، شناخت و... در آخر حتی در حسن صورت نسبت به همهء افراد جامعه برتر باشد.
براي تشخيص چنين شخصی چه چيزي لازم است وچگونه مي توان ان را از ديگران تمييز داد؟اين يک سؤال اساسی است. در جوامع عقب مانده که سطح دانش و بينش پايان است، حتی مردم در شناخت اصول و قوانين خود از آگاهی اندکی برخوردار نيستند اين انتخاب خيلی مشکل است .
راه حل اينست که مردم با يک اخلاص و ديد درست کسانی را از ميان خود که به ايشان گمان نيک دارند انتخاب نمايند و آنهارا ملزم بسازند که از ميان خود کسی را برای ادای اين امر خطرناک و بسيار دشوار بر گزينند، اين يگانه راهست .
اگر در انتخاب مردم صفات غير از صفات در بالا ذکر شده، مثل قوم، قبيله، نژاد، زبان، پول و... مقصود و منوط بود اينجاست که از ابتداء ما به سوء مديريت دچار ميشويم، چون در يک بينش بسيار ابتدائی مدير بايد ارضای خاطر کسانی را که برايش بخاطر قوم، قبيله، نژاد، زبان، پول و... رأی داده اند نگاهدارد، در غير اين صورت بقايی خود را نا ممکن ميداند.
هر چه اگر انتخاب به اساس شروط و ارزشهای خوب ياد شدهء قبلی باشد، چنين رئيسی هيچگاه ارزشهای مطرح نزد خود را بخاطر ارضای ديگران زير پای نميگذارد و در صورت بکار گرفتن عدالت اجتماعی حاميان بيشتر و صادقتر پيدا ميکند . پس منتظر معرفي مديران لايق باشيد.... موفق باشيد

زهرا شريف زاده/مدير دبيرستان ومركز پيش دانشگاهي
 



( پنجشنبه هفتم دی 1385  |  23:48   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 در روزگار ما ، همه ملتها ، با هر نظام سياسي و اجتماعي پيشرفته و در حال پيشرفت به مساله برنامه ريزي و اصلاحات آموزشي ، با توجه به آخرين روشهاي آموزشي و فني و پيشرفت هاي علمي جهان ، توجه خاص دارند.
اين توجه تقريبا فراگير و جهاني است و نسبت به ديگر فعاليت هاي اجتماعي از اولويت خاص برخوردار است. بررسي تاريخ تحول نظام هاي آموزشي جهان نشان مي دهد که به منظور تحقق اين امر ، اغلب کشورهاي پيشرو از مطالعات و پژوهش هاي تطبيقي در زمينه آموزش و پرورش بهره گرفته اند و آن را شرط لازم براي طراحي نظام هاي آموزش نوين خويش مي دانند و بر لزوم و ضرورت اين گونه بررسي ها قبل از اقدام به هرگونه اصلاحات آموزشي جامع براي رفع نيازمندي هاي رو به رشد اقتصادي ، فرهنگي و فني خويش تاکيد مي ورزند.
امروزه متفکران تعليم و تربيت و متخصصان مراکز تعليم و تربيت بين المللي بر ضرورت ايجاد اين رشته نوين علمي در موسسات آموزش عالي و دانشگاه ها در سطوح کارشناسي ارشد و دکترا تاکيد مي ورزند که نشان دهنده اهميت کار و نقش محققان اين رشته علمي در معرفي نظام هاي آموزشي موفق جهان ، شناخت مسائل آموزش و پرورش ، معرفي نوآوري ها و روشهاي جديد در قلمرو آموزش و پرورش و دستاوردهاي شگرف ناشي از آن است. گنجاندن درس آموزش و پرورش تطبيقي در برنامه درسي دانشجويان رشته هاي علوم تربيتي ، مديريت و برنامه ريزي آموزشي و علوم اجتماعي در کشور ما حدود 30 سال سابقه دارد ، ليکن تاکنون به دلايل گوناگون از جمله ضعف آگاهي و اطلاع دقيق از هدف ها و کاربرد واقعي بررسي هاي تطبيقي آموزش و پرورش يا دسترسي نداشتن به مطالعات نوين تطبيقي که پژوهندگان معاصر به عمل آورده اند ، اين رشته علمي جايگاه بحق خود را به عنوان ابزار لازم براي توسعه و اصلاحات بنيادين آموزشي به دست نياورده است.
در حال حاضر ، کشور ما يکي از مراحل مهم و اساسي و در عين حال حساس و دقيق خود را در زمينه توسعه آموزش و پرورش مي گذراند. بديهي است به موازات توسعه نهاد آموزش و پرورش بايد به مطالعات تطبيقي آموزش و پرورش پرداخت ؛ زيرا اين گونه مطالعات زمينه را براي انتقال و رفع مشکلات نظام آموزش و پرورش فراهم مي کند و اداره کنندگان چنين دستگاهي را در کشف و تحليل مسائل تربيتي ياري مي دهد. به سخن ديگر ، آگاهي از تغييرات و اصلاحاتي که در نظام هاي تربيتي کشورهاي ديگر رخ داده است و مشکلاتي که آنان در اصلاح و توسعه آموزش و پرورش خويش داشته اند و آشنايي با روشها و تدابيري که براي حل اين مشکلات به کار برده اند ، مي تواند ما را در شناسايي مسائل آموزشي و اتخاذ تدابير شايسته براي حل و فصل رضايت بخش آنها ، بخصوص زماني که در انديشه بنياد نهادن نظام نوين آموزشي هستيم ، ياري دهد.
همچنين اين امر مي تواند اين امکان را فراهم کند که به اصلاحات آموزشي نگاهي عميق داشته باشيم و در مقام قانونگذار ، برنامه ريز و مجري طرحهاي آموزشي و اداره کنندگان کانون هاي تعليم و تربيت ، با گامهاي استوار و سنجيده حرکت خويش را در تامين خير و صلاح عمومي آغاز کنيم و همان تجارب را که ديگران با صرف زمان و سرمايه گذاري وسيع به دست آورده اند ، به سبب عدم اطلاع ، دوباره تکرار نکنيم. بي دليل نيست که در جوامع پيشرفته و مترقي جهان ، هر روز بر وسعت مطالعات و پژوهش هاي تطبيقي در آموزش و پرورش و شمار کانون هاي علمي که اين نوع بررسي ها را سرلوحه کارهاي خويش قرار داده اند ، اضافه مي شود و سير تکاملي در اين زمينه ، همچنان ادامه دارد و مشمول اين گونه بررسي ها از نظر جغرافيايي و منطقه اي نسبت به گذشته نه چندان دور ، فراگير شده است.

تعريف آموزش و پرورش تطبيقي
تطبيق و مقايسه ، به علمي اطلاق مي شود که در آن ، دو يا چند پديده را به منظور يافتن وجوه اختلاف و تشابه آنها، مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم. اصولا در زندگي روزمره بدون کار تطبيق و مقايسه نمي توان تصميمي اتخاذ کرد و روشي براي حل و فصل رضايت بخش کارها انتخاب کرد.
مثلا زماني که کالاي خاصي را از ميان انواع مشابه آن براي خريد برمي گزينيم يا از همان چند رشته تحصيلي يک رشته تحصيلي را انتخاب مي کنيم و يا از بين شيوه هاي اداره امور موسسات آموزشي ، کار ماموريت يک موسسه را بر ديگر موسسات آموزشي ترجيح مي دهيم ، در تمامي اين موارد ، به نوعي مقايسه و تطبيق دست زده ايم که به اعتقاد خود ، به گزينش اصلح منتهي شده است.
در حيطه آموزش و پرورش ، اين مقايسه يا تطبيق مي تواند بين رويدادهاي آموزشي داخل يک نظام آموزش و پرورش صورت گيرد يا در سطح وسيع تري ويژگي هاي گوناگون يک نظام تربيتي با نظامهاي تربيتي کشورهاي ديگر مقايسه شود. بدين سان آموزش و پرورش تطبيقي ترجمه اصطلاح Comparative education است و به دانشي اطلاق مي شود که موضوع آن شناسايي ، تحکيم و مقايسه شباهت ها و تفاوت هاي پديده هاي تربيتي داخل يک نظام آموزشي يا بين نظام آموزش و پرورش کشورهاي مختلف جهان با توجه به عوامل اجتماعي ، مذهبي ، اقتصادي ، سياسي موثر در تشکيل و پيدايش آنهاست.

ضروريات آموزش و پرورش تطبيقي
آموزش و پرورش تطبيقي ، يکي از رشته هاي علوم تربيتي است که موضوع آن ، تجزيه و تحليل و شناخت شباهت ها و تفاوت هاي موجود بين پديده ها ، نهادها و نظامهاي آموزشي است. اين شناخت و تفسير آن بايد در متن اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي و رويدادهاي تربيتي انجام گيرد. اين تعريف ، چند نکته مهم را در خصوص ضرورت و اهميت مطالعات و پژوهش هاي تطبيقي در آموزش و پرورش طرح مي کند: آموزش و پرورش تطبيقي ، علمي است چند رشته اي.
محقق آموزش و پرورش تطبيقي با اين که لازم است در يک زمينه خاص مرتبط با موقعيت هاي تربيتي ، اطلاعات تخصصي داشته باشد ، اما بايد از زمينه هاي ديگر نيز مطلع باشد. در واقع اين به ماهيت رويدادها و موقعيت هاي آموزشي مربوط مي شود که به دليل پيچيدگي شان بايد از ابعاد متفاوت ولي مکمل به آنها نگاه شود.
آموزش و پرورش تطبيقي به شناخت منجر مي شود. اين شناخت جز آن که سبب توسعه دانش آموزش و پرورش تطبيقي مي شود ، چگونگي و چرايي موقعيت هاي تربيتي را به مسوولان و مربيان نظامهاي آموزشي مي شناساند.
از بعد روش شناسي ، نگرش مقايسه اي باعث مي شود پژوهشگران نظامهاي آموزشي از شباهت ها و تفاوت هاي موجود بين پديده هاي آموزشي آگاه شوند و از هر گونه نگرش افراطي در پذيرش يا رد الگوهاي موفق نظامهاي آموزشي ديگر دوري جويند.
آموزش و پرورش تطبيقي مي تواند برپايي نظامهاي آموزشي را براي مديران و عاملان آنها روشن سازد. نمي توان نظام آموزشي را بدون شناخت و پذيرش پويايي و پيچيدگي پديده هاي آموزشي از «بيرون» اداره کرد. يکي از يافته هاي مهم پژوهش هاي تطبيقي در آموزش و پرورش ، اين است که نظامهاي آموزشي در ارتباط دائم و لازم با ديگر نظامهاي مربوط (فرهنگ ، اقتصاد و سياست...) عمل کند ؛ از اين رو ، نمي توان دور مدرسه حصاري کشيد تا دانش آموزان را جدا از متن جامعه تربيت کرد.
 



( پنجشنبه هفتم دی 1385  |  23:47   |   مدير وبلاگ : احمد مظفري   |    )

 

جديدترين اخبار آموزشي ايران و جهان در سايت آموزش نيوز